هنروتجربه- صوفیا نصراللهی منتقد و مترجم سینمایی، طی یادداشتی به نقد فیلم «صحنه هایی از زندگی یک کارآگاه» به کارگردانی علیرضا رسولی نژاد پرداخت که در سایت «هاشور» در حال اکران است:

من هنوز بخت یارم نبوده که اولین فیلم علیرضا رسولی نژاد را ببینم درنتیجه اولین چیزی که از او دیدم فیلم «مینور/ماژور» بود و دومی همین فیلم «صحنه‌هایی از زندگی یک کارآگاه». نوشتن درباره فیلم‌هایش کار سختی است چون حتی در سینمای مستقل تجربه‌گرا هم فیلم‌هایش خاص محسوب می‌شوند. سر از داستان و خط روایی «مینور/ماژور» و «صحنه‌هایی از زندگی یک کارآگاه» درنیاوردم ولی نکته‌اش اینجاست که این را به عنوان نقطه ضعف فیلم‌ها نمی‌گویم. اتفاقا تماشای هر دو فیلم برایم لذتبخش بود. از بازیگوشی‌اش در روایت خوشم می‌آید. یک جور شوخ طبعی خیلی کنترل شده‌ای هم دارد که به خنده‌تان نمی‌اندازد اما فیلم‌ها را مفرح می‌کند. برای خود من «صحنه‌هایی از زندگی یک کارآگاه» درباره شهر بود و خانه‌ها. یا لااقل آن قسمت‌هایی از فیلم که من دوست داشتم قسمت‌های خانه‌ها بود و البته اینکه رسولی نژاد قدر همصحبتی دو نفر را می‌داند و فارغ از اینکه دکتر صدر را از دست داده‌ایم و درنتیجه حالا تماشایش در یک فیلم احساساتی‌مان می‌کند، دو نفره منتقد و کارآگاه و منتقد و روانشناس حس روشنفکرانه بازیگوشانه خوبی داشت.
ضمن اینکه مثل همیشه سلیقه‌اش در انتخاب موسیقی برای فیلم ذوق زده‌ام کرد. رسولی‌نژاد فیلم‌های روشنفکرانه می‌سازد بی‌آنکه کلیشه‌های روشنفکرانه در آن‌ها جاری باشد. از موسیقی کلاسیک استفاده می‌کند بدون اینکه گل‌درشت به گوش برسد و روی صحنه‌ها سوار باشد. فقط بعد از تمام شدن یک سکانس است که فکر می‌کنید چقدر این میزانسن با این موسیقی جور بود. بعد از تمام شدن فیلم فکر می‌کنید که آن حرف‌های توی فیلم درباره‌ی عشق به معما و پیچیدگی چقدر می‌تواند عمیق باشد و در عین حال در لایه‌ی اولش سرگرم‌کننده است. فیلم قطعا برای مخاطب عام سینمای جریان اصلی خسته‌کننده است اما برای مخاطب جدی‌تر هم سهل‌الوصول نیست و بهتر از همه اینکه خودش را بخاطر سهل‌الوصول نبودن جدی نمی‌گیرد. برای یک نفر می‌تواند یک فیلم ابزورد پوچ باشد و برای دیگری یک اثر خاص عمیق. برای خود من هیچ‌کدام نبود. برای من فیلمی سرگرم‌کننده بود که سازنده‌اش دلش می‌خواست تجربه‌های جدیدی در فرم روایی‌اش داشته باشد، در عین حال خشک و عبوس هم نباشد و تا حد زیادی هم به مقصودش رسیده بود. در ساخت چنین فیلم‌هایی یکی از چیزهایی که اهمیت زیادی دارد سلیقه است. این سلیقه فقط در انتخاب نوع لنز و جای دوربین و این‌ها نیست. تصاویری که در فیلم ثبت شده همان خانه‌های مرکز شهر چشم را نوازش می‌دهد.
هاکس در کتاب سینما به روایت هاکس می‌گوید: «فیلمی درست کردیم به اسم «خواب بزرگ» که خیلی خوب کار کرد. هیچوقت درست نفهمیدم قصه فیلم از چه قرار است ولی بنظرم رسید اصل قضیه صحنه های خیلی خوبی دارم و سرگرم کننده هم هست».
همین دیگر.