هنروتجربه، مریم شاه‌پوری: دایانا ثاقب جمال در پاسخ به این موضوع که شرایط فیلم‌سازان افغانستانی پس از به قدرت رسیدن طالبان در هفته گذشته چه‌گونه خواهد بود، خیلی کوتاه می‌گوید: «تنها فکری که در سرم می‌چرخد این است که ما از بین رفتیم.»

او که فیلم کوتاهش با عنوان «رقیه»/ Roqaia در بخش «افق‌ها»ی جشنواره ونیز ۲۰۱۹ روی پرده رفت، چند ماه است که در کانادا به‌سر می‌برد. دیدار با خانواده‌اش به دلیل شیوع جهانی کرونا بلند‌مدت شد؛ اما دایانا بلیت سفرش به کابل را گرفته بود و برنامه فیلم‌برداری مستند جدیدی را درباره حقوق زنان در یک دهکده دورافتاده نزدیک به مرز ایران می‌ریخت که این شرایط به وجود آمد.

تسخیر ناگهانی کابل توسط طالبان در روز یک‌شنبه به‌راحتی پیش‌بینی نمی‌شد. با وجود این، دایانا روزهای سختی را پشت سر گذاشته بود و حتی نمی‌توانست چیزی بخورد یا بخوابد؛ چون دوستان و خانواده‌اش در این شهر بودند و دوربین و تجهیزات و هاردها و لباس‌هایش هنوز در آپارتمان باقی مانده بود. همین تابستان دو سال پیش بود که او کمک کرد تا سینمای «آی خانم»/ Ai Khanum با هشتاد صندلی راه‌اندازی شود و میزبان جشنواره‌ای باشد که در اولین سال خود حدود صد فیلم را به نمایش گذاشت. زنان مسن‌تر در این رویداد اشک ریختند چون پس از چند دهه دوباره در سالن سینما نشسته بودند.

دایانا وقتی صحبت می‌کند غمی دارد که خودش وزن آن را «مثل کوهستان هندوکش» بر دوشش توصیف می‌کند: «دارم تلاش می‌کنم دچار هر گونه نوستالژی درباره کابل «قدیم»، سینما یا مرکز فرهنگی‌مان نشوم. فقط به خودم می‌گویم: بعداً برای زاری در این مورد وقت خواهی داشت؛ چون همه چیز از دست رفته است. همه ما به‌قدری امیدوار بودیم که فکر می‌کردیم در ده سال آینده، کابل به نمونه شهری دموکرات در منطقه بدل خواهد شد. حالا برای صدمین بار داریم از صفر شروع می‌کنیم.»

سینمای افغانستان بر خلاف تمام مشکلات و انتظارات، به‌تدریج در یک دهه گذشته شکوفا شد؛ شکوفایی که بخش اعظم آن به تلاش‌های چند زن سرسخت برمی‌گردد. با بازگشت هنرمندان به این کشور پس از دخالت نیروهای آمریکایی و گرفته‌شدن قدرت از طالبان در سال ۲۰۰۱، درخشش فیلم‌های سینمای افغانستان در جشنواره‌های بین‌المللی آغاز شد؛ آثاری که اغلب حاصل کار کارگردانان خودآموخته‌ای بودند که دائم با تهدید جان‌شان روبه‌رو بودند و با منابع محدودی ساخته می‌شدند؛ اما حالا دیگر همین فرصت‌ها هم وجود ندارد چون طالبانی به قدرت بازگشته است که پیش از این، محدودیت‌های گسترده‌ای در خصوص حقوق زنان و آزادی بیان را اجرایی کرده بود. آن‌ها وقتی در سال ۱۹۹۶ بیش‌تر خاک افغانستان را تسخیر کردند، به‌سرعت سینماها را تعطیل یا بمباران کردند، تلویزیون‌ها را شکستند و موسیقی را ممنوع کردند. صحرا کریمی، کارگردان «حوا، مریم، عایشه»/ Hava, Maryam, Ayesha – که در جشنواره ونیز ۲۰۱۹ اولین نمایش جهانی‌اش را تجربه کرد – و رییس کمپانی دولتی «افغان فیلم» می‌گوید ترس طالبان از آزاداندیشی، هنرمندان را در معرض خطری جدی قرار می‌دهد.

کریمی که پس از چند روز دارد غذای درست‌وحسابی می‌خورد، از کیف (کی‌یف، پایتخت اوکراین) می‌گوید: «ما فیلم‌سازان در پنج سال گذشته، سفیران فرهنگی‌ای بودیم که چهره جدید افغانستان را به جهان نشان می‌دادیم. مردمان معمولی با هر رژیمی تغییر می‌کنند. ما کسانی هستیم که تغییر واقعی را به‌واسطه فرهنگ، سینما و تئاتر رقم می‌زنیم، هنرهایی که تفکر و پرسش‌گری را موجب می‌شوند.» کریمی دوشنبه با دو دستیار و خانواده‌اش به اوکراین گریخت؛ پس از این‌که با نامه‌ای سرگشاده از فیلم‌سازان سراسر جهان کمک خواست و ویدیوی دلخراشی از خودش منتشر کرد که در هرج‌ومرج ناشی از بازگشت طالبان در شهر می‌دوید.

او قسم می‌خورد که هرگز از فیلم‌سازی دست نکشد اما چشم‌انداز کارکردن در چنین تبعیدی آن قدر تلخ است که می‌گوید: «این بزرگ‌ترین غمی است که در زندگی داشته‌ام. هنوز شوکه‌ام؛ اما مطمئنم که وقتی همه چیز آرام شود، شروع می‌کنم به فکر کردن و پیداکردن راه‌حل. مثلاً این‌که چند داستان را می‌توان در تاجیکستان یا ازبکستان روایت کرد؟ آیا قرارست یک شهر کابل را جای دیگری بسازیم؟ البته این برای کوتاه‌مدت جواب می‌دهد و شاید یکی‌دوسه فیلم.»

رشد روزافزون فیلم‌سازی در افغانستان که بیش از چهل سال درگیر جنگ بود، به‌قدری چشمگیر بود که فراتر از انتظارها رفت. به عنوان مثال، «افغان فیلم» در حال کار روی ۲۲ فیلم مختلف بود که سه‌تای آن‌ها کارگردانان زن داشتند، از جمله دومین فیلم بلند کریمی که قرار بود پس از چند دهه، اولین کمدی افغانستانی باشد ولی حالا دیگر امکان ساختش وجود ندارد.

صحرا کریمی در نوامبر ۲۰۲۰ (آبان و آذر ۱۳۹۹) روی فرش قرمز اولین جشنواره رسمی فیلم ملی کشورش قدم گذاشت و مجسمه‌های طلایی را به برندگان اهدا کرد. دو هفته پیش هم «افغان فیلم» میزبان جشنواره‌ای بود که چند دوجین فیلم کوتاه تجربی و آوانگارد را به نمایش گذاشت. افغانستان حتی جشنواره فیلم بین‌المللی زنان را در باروهای باستانی شهر هرات برپا می‌کرد که یکی از بنیان‌گذارانش، گیسو جهانگیری، چنین شوخی تلخی با آن می‌کند: «شعار ما سابقاً این بود که هرات سینما ندارد ولی یک جشنواره فیلم زنان بین‌المللی دارد.»

فقط چند ساعت پس از بازگشت طالبان، تصاویر زنان از معابر عمومی بیش‌تر نقاط کشور محو شد. صحرا مانی مؤسس خانه مستند افغانستان که درخواست کرد مکان فعلی حضورش فاش نشود، درباره شرایط کشورش می‌گوید: «احساس می‌کنم دارم فیلمی از تارانتینو را تماشا می‌کنم…» منبع دیگری هم به «ورایتی» گفته است که هنرمندان و فعالان مدنی سعی می‌کنند در خانه‌های خودشان نمانند چون نیروهای طالبان آدرس آن‌ها را دارند. آن‌ها دلیل خوبی برای مخفی شدن دارند که مانی درباره‌اش چنین توضیح می‌دهد: «اگر متفاوت فکر می‌کنید و یک متفکر، فیلم‌ساز یا هنرمند هستید، فقط دو گزینه دارید: کشور را ترک کنید یا طالبان می‌آیند و شما را می‌کشند. ما در افغانستان چیزی حدود ده فیلم‌ساز زن داریم. پس آن‌ها می‌توانند به‌راحتی ما را پیدا کنند، بکشند و از شرمان راحت شوند؛ فقط ظرف یک ساعت.»

سونیا ناصری کول، دیگر فیلم‌ساز افغان – که در ایالات متحده زندگی می‌کند – هم توضیح می‌دهد که دانشجویان فیلم‌سازی جوان او و دیگر اساتید مقیم خارج، عاجزانه از آن‌ها درخواست می‌کنند که راهی برای کمک و خروج‌شان پیدا کنند: «به‌شدت احساس درماندگی می‌کنم. چه‌طور می‌توانم این جوانان را نجات بدهم در صورتی که حتی نمی‌توانند از خانه‌شان خارج شوند؟»

  • ورایتی، ربکا دیویس