هنروتجربه: منوچهر دین‌پرست در یادداشتی نگاهی کرده به فیلم سینمایی «بوتاکس» به کارگردانی کاوه مظاهری که این روزها در سینماهای «هنروتجربه» در حال اکران است.

در این مطلب با عنوان «مرگ را پنهان کنند….» که در روزنامه اطلاعات (سه‌شنبه ۲ شهریور) به چاپ رسیده آمده است:

«فیلم هایی که بر پایه دوگانگی و گسست بنا شده اند، می توانند مخاطب را در دو راهی‌ای قرار دهند که با معنا و مضمون از یکسو و فرم و ساختار از سوی دیگر، فیلم را همراهی کند. اساساً این گونه فیلم ها سعی می کنند در موقعیت خود، امر ناممکن را به ممکن سوق دهند و فضایی وهم آلود، پوچ و سرد برای مخاطب ایجاد کنند تا معنای فیلم دچار خدشه نشود.

فیلم«بوتاکس» به کارگردانی «کاوه مظاهری» که به تازگی در موسسه «هنر و تجربه» اکران شده است؛ دارای چنین حال و هوایی است. فیلم به واسطه مضمون اصلی اش، بر پایه رؤیا و واقعیت قرار گرفته تا مخاطب، بیش از آنکه با فیلم همراهی کند، در فضای تخیلات یک بیمار قرار بگیرد. فیلم فاقد هیجان و یا گرهی است که مخاطب بخواهد آن را باز کند. اگرچه فیلم براساس یک جنایت غیرعمد یا اتفاقی قرار گرفته، اما رنگ و بوی فیلم جنایی در فیلم دیده نمی شود.

«بوتاکس»، روایت دو خواهر و یک برادر است که در خانه‌ دایی‌شان با یکدیگر زندگی می‌کنند. روزی آذر (مهدخت مولایی) و اکرم (سوسن پرور)، به فامیل و دوستان شان خبر می‌دهند که عماد(سروش سعیدی)به قبرس رفته تا از آنجا به آلمان مهاجرت کند. اتفاقی که این دو خواهر از همه پنهان می‌کنند و دلیل رخ دادن آن باعث می‌شود که آنها با مشکلات بیشتری مواجه شوند.

آنچه که آنها پنهان می کنند، مرگ ناخواسته برادرشان است که از پشت بام سقوط می کند و جانش را از دست می دهد. سقوط برادر توسط اکرم انجام شده که وضعیت روحی مناسبی ندارد. این دو سعی می کنند این مرگ را پنهان کنند.

می توان اصلی ترین کاراکتر فیلم را اکرم دانست که با بازی خوب خود توانسته فضای فیلم را در اختیار بگیرد؛ اما باید درنظر گرفت که او میان توهم و واقعیت قرار گرفته و با آرامشی که در چهره اش دیده می شود، گویی از معنای مرگ برادر چندان اطلاعی ندارد و در فضایی از بی خیالی و آرامش قرار گرفته است. به نظر می رسد آرامشی که در اکرم دیده می شود، قتل و جنایتی را که در فیلم رخ داده، بسیار کم رنگ و بی ارزش نشان داده می دهد. جریان‌ها و اتفاقاتی که در فیلمنامه قرارگرفته، حول و حوش اکرم است، اما هیچ کدام نمی تواند فضای فیلم را به سوی گشودگی یک معما و یا ترسیمی از یک فضای جنایی پیش ببرد.

«بوتاکس» در واقع روایت و ساختاری کاملا چندوجهی دارد. در لحظاتی به‌شدت تلخ و سیاه به نظر می‌رسد و در لحظاتی بسیار فضای شاعرانگی دارد. کارگردان با ایجاد قاب بندی هایی در محل دفن جسد برادر در نمک زارهای قم، مرز رؤیا و واقعیت را درهم تنیده است.

شایدهمین جنبه شاعرانگی تصاویر و قاب بندی ها باعث شده که مخاطب چندان با جنایت فیلم همراهی نکند. از این ها گذشته، دروغی که در فیلم طرح می شود، چنان تکرار می‌شود که همه باور می کنند دروغی در کار نبوده و همه چیز راست است.

قصه «بوتاکس»، بی‌شباهت به یکی از فیلم‌های کوتاه کاوه مظاهری به نام«رتوش» نیست. درآنجا هم شخصیت زن فیلم با قرارگرفتن درموقعیتی پیش‌بینی نشده، به اقدامی عجیب علیه همسرش دست می‌زند. بوتاکس را می‌توان نسخه‌ تکمیل شده ایده‌ فیلم «رتوش» تلقی کرد. در «بوتاکس»، آذر که رؤیای پولدار شدن و رهایی از این وضعیت سخت را دارد، دست به کارهایی می‌زند که قصه را از یک درام خانوادگی، به یک تریلر جنایی پیش می‌برد و قانونِ حاکم بر زندگی‌شان را با قانون جنگ و انتقام از آن عوض می‌کند. اما عامل اصلی به وجود آمدن این راز و رؤیاپرداز واقعی در این خانه، کسی نیست جز اکرم.

فارغ از تمامی نکاتی که گفته شد، باید به جنبه دیگر فیلم هم اشاره کرد. فیلم در برانگیختن عواطف تماشاگر و ایجاد بن بست های عاطفی، دچار ابهام و لغزش شده و نتواسته مخاطب را با شخصیت اصلی فیلم به شکلی جدی همراه کند. شاید اگر فیلمنامه به گونه ای رقم می خورد که مرز جنایت و شاعرانگی فیلم، فاصله زیادی نداشت، قطعاً فیلم با تمرکز و هیجان بیشتری دنبال می شد. ما با تماشای فیلم،گویی درفضایی ساکت حرکت می کنیم و در پیچ و خم و فراز و فرود فیلم، گسست های جدی نمی بینیم و جزایر پراکنده و مضامین و داستانک ها در نزدیکی هم قرار گرفتند که حتی می توان برخی از آنها را نادیده گرفت.

کارگردان تلاش جدی برای ارائه فیلمی با ساختار و محتوایی خوب کرده، اما می توانست مخاطب را با جنبه های اخلاقی فیلم درگیر کند و او درجایگاه داوری هم قرار گیرد. اگر قرار باشد فیلم، مملو از کارناوالی از تصاویر جذاب اما معنایی عقیم داشته باشد، مخاطب نیز در فضا معلق می ماند و نمی تواند گره اصلی و داستان آن را برای خود هضم کند. اگرچه فیلم «بوتاکس»، وجه ممیزه های متفاوتی دارد که آنها را باید جدی گرفت.
کاوه مظاهری، کارگردان فیلم می گوید:«گاهی به ما گفته‌اند که این فیلم شبیه دیگر آثار ایرانی نیست، ولی این امر در اکثر موارد برای ما مثبت بوده و گفته‌اند که یک چیز جدید از سینمای ایران دیده‌ایم. البته این فیلم اختلاف فاحشی با سینمای ایران ندارد، بلکه با سینمای الان ایران کمی فاصله دارد. این درحالی است که ۲۰ سال پیش در سینمای ایران، فیلم‌های بسیار با موضوعات‌ مختلفی ساخته می‌شد که مخاطبان خاص خود را نیز داشته است.»