هنروتجربه- ابراهیم عمران: برای دیدن فیلم بوتاکس  به کارگردانی کاوه مظاهری؛ آنچه برای راقم این سطور ، آشنا بود فقط نام ” سوسن پرور” در تیتراژ فیلم بود. که البته از کم آگاهی من نشئت میگرفت و بس. که با کمی پرس و جو پرونده کاری کارگردان اثر ، نمایان شد. هر چند نام این فیلم را در جشنواره جهانی فجر شنیده بودم ولی موفق به دیدن آن نشدم. سکانسهای ابتدایی فیلم و قاب زیبایی که از گلخانه به تصویر در آمده بود؛ به حتم برای مخاطبین چنین قابهایی میتواند دلیل خوبی باشد برای ادامه تماشا. دو خواهری که به همراه برادردر خانه دایی شان زندگی میکنند ، قرار است داستانی برای مخاطب این روزهای سینما تعریف کنند. مخاطبی که سینما را شاید فقط در قاب و میزانسن و دکوپاژ نبیند. و سیردرست فیلم و در حقیقت منطق روایی آن نیز باید حفظ شود. خواهر بزرگتر که سوسن پرور نقش اش را بازی می کند گویا کمی از جهت دریافت مفاهیم مشکل دارد و به نوعی زیر دست برادر است که امر بر او در کارهاست. و طی چند پلان مشخص می شود ، برادراز نظر رفتاری با او کردار درستی در پیش نمی گیرد و تمسخر بیش از اندازه در رفتار با خواهر کم توان ذهنی دارد. سکانس مهم فیلم و پرت شدن برادر از روی شیروانی و باقی قضایا ؛ طی مدت باقی مانده فیلم ؛ حدس و گمان هایی ایجاد می نماید.

مخاطب منتظر چرایی این عمل و عدم واکنش خواهر دیگر به معالجه برادر است. و به نوعی تا حدی این چند سکانس بی معنا به تصویر در میاید که تماشاگر در نمی یابد دلیل این همه مثلا بی تفاوتی در اجرا را. دقت شود بی تفاوتی و نه سنگدلی. چه که سنگدلی و ددمنشی می بایست در چهره خواهر کوچکتر دیده می شد. این مخاطب است که حدس هایی میزند. و شاید برگ برنده دو فیلم نامه نویس ، هم، چنین نگره ای باشد و بس. نوع فعالیت تجاری و کاشت قارچ نیز آنچنان گل درشت نیست که بتوان چرایی برخی علت و معلول های فیلم را در آن یافت. هر چند به مدد فیلم برداری کم نقص ” حامد حسینی سنگری” تا حدود زیادی از بارسنگین قصه در پلانهایی کاسته میشود ولی مخاطب تا سکانس آخر نمی تواند این همه رفتارهای نا آشنا را تحمل نماید. البته شاید هم مرز واقعیت و رویا در این کار چنان باریک باشد که ذهن من ِ نوعی توان به تصویر در آوردن منطقی آن را نداشته باشد. براستی متوجه نمی شویم ” اکرم ” قصه، خواب دیده و یا قصد چنین کرداری ( کشتن برادر) را در سر می پروراند. که در سکانس فینال آنچنان شادمان است که برادر را زنده میبیند و ماشینش را بسان همیشه هل می دهد.

انتخاب نام فیلم هم در جای خود محل بحث دارد. بوتاکسی که در عموم مردم فهمیده می شود ؛ رفع چین و چروک اضافی پوست و به نوعی جوان سازی است؛ نمیدانم در قصه این مفهوم چگونه لحاظ شد؟  آیا از بین بردن واقعیت، مراد نویسندگان بود و یا معنا بخشی به رویا؟ درک فیلم کمی دشوار است ؛ هر چندکارگردانی اثر به نحوی است که نشان میدهد سازنده به نگرشی که در کار دارد؛ واقف است. برای هر پلان با حوصله کارشده است. سعی بر آن بود که هیچ امری در تصویر، بی تفاوت ، معنا ندهد. ولی آیا برای مخاطب یک خطی این روزها ؛ چنین تفکراتی جای پذیرش در ذهن دارد و مجال واکاوی آن است؟ تجربه بدی نمی تواند برای گروه سازنده باشد و جایزه ای که هم در جشنواره تورین نصیبش شد ؛ می تواند نوع نگاه تیم اثر را بیشتر نشان دهد. و حالیه هم که در جشنواره پکن به نمایش در خواهد آمد؛ رویکرد جهان محورش را ادامه میدهد. میماند ذکر این نکته که سوسن پرور و با آن ذهنیتی که مخاطب از بازی های طنزش دارد؛ در این کار به خوبی از عهده نقش اش بر آمده و اگر چنین میمیکی در صورتش ظاهر نمی شد؛ شاید لنگی های مفهومی فیلم بیشتر می شد. بار دیگر تاکید می کنم عدم ارتباط با چنین فیلمی به منزله بی تفاوت بودن به چنین ساختاری نیست. ساختاری که  درواقعیت ذهن ، جریان دارد و سبب آشنایی زدایی میشود و نگرشی که در رویا سبب امور دیگری می شود. شاید بد نباشد گروه دیگری جز منتقدان سینمایی نیز این فیلم را به بوته نقد بگذارند…