هنر و تجربه- پوریا ذوالفقاری؛ منتقد و نویسنده سینمایی در یادداشتی به مستند «رنج زیر پوست به کارگردانی محسن جعفری راد پرداخته که اکنون در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است.: فکر می‌کنم چهارسال پیش بود که محسن جعفری‌راد برایم از مستندی گفت که داشت دربارهٔ مادرش می‌ساخت. فکر کردم یکی از انبوه فیلم‌هایی‌در راه است که علاقمندان فیلم‌سازی دربارهٔ اطرافیانشان می‌سازند و معمولا هم فقط همان اطرافیان به تماشای‌شان می‌نشینند! اما در نخستین مواجهه با نسخه‌ای اولیه و حدودا یک‌ساعت از مستند «رنج زیر پوست» فهمیدم این‌بار قصه فرق می‌کند. گُم و گیج و متاثر و شوکه از دیدن آن‌چه او از بدترین روزهای زندگی مادرش ثبت کرده بود، به وضعیت روحی و روانی خودش در طول ساخت فیلم می‌اندیشیدم. این که یکی از قربانیان موقعیتی تراژیک باشی و همزمان بتوانی با فاصله از آن وضعیت به نظاره و ثبتش بنشینی و مثلا وقتی خطر می‌کنی و یک‌روز مادر را از زندان پدرساخته، بیرون می‌آوری، حواست باشد که فیلمبردار و دوربینی را هم با خودت همراه کنی تا اشک‌ها و حیرت‌های واقعی خانواده و خودت را ضبط کند، کار دشوار و بغرنجی‌ست که به هیچ وصف و واژه‌ای راه نمی‌دهد.
.
در این چندسال اتفاق دیگری هم افتاد. انگار محسن تصمیم گرفت حالا که قدم به کابوس ذهنی خود گذاشته، تا انتهایش برود. او به دیدار پدر رفت. پدری گناهکار، منزوی و مطرود. محسن به بحث با او نشست. چشم در چشمش دوخت و از آنچه او بر سر خانواده و همسر و فرزندانش آورده، گفت و واکنش‌های او را هم ثبت کرد. اما دیروز که فیلم را در اکران افتتاحیه دیدم، فهمیدم کار به نظاره و ثبت متوقف نمانده. محسن جعفری‌راد در دل مراحل ساخت همین فیلم و لا به لای مصاحبه‌ها و روایت‌ها و درددل‌ها، راهی یافته برای تغییر بازی. انگار از مقطعی تصمیم به مداخله در تقدیر خود، خانواده و پدرش گرفته است. سخت است لو ندادن این بخش‌های فیلم. پس مثالی می‌آورم؛
.
در رمان سمفونی مردگان (عباس معروفی) آیدین – پسر فرهیخته و روشنفکر خانواده- شب عروسی خواهرش آیدا در گوش او به نجوا می‌گوید: «برو و دیگه هیچ‌وقت به این جهنم برنگرد.» منظورش جهنمی‌ست که منش و طرز فکر پدر در خانه برپا کرده است. آیدا می‌رود اما این دوزخ در سال‌های بعد تک‌تک اعضای خانواده را از درون می‌سوزاند. یکی را به جنون می‌کشد و دیگری را به خودسوزی. یکی را به خاموشی محکوم می‌کند و آن یکی را به بدنامی. محسن جعفری‌راد سال‌ها از جهنمی مشابه رنج برده اما به آن بازگشته تا زبانه‌های گرسنه جنون و انتقام و افسردگی را در خود و در خانواده‌اش فروبنشاند. و شجاعانه فیلمی ساخته که تماشایش یعنی همراه شدن با سازندهٔ آن در عبور از تجربه‌ای روح‌خراش، سوزاننده و غریب. خیلی غریب. «رنج زیر پوست» را ببینید. تجربهٔ یکه‌ای‌ست.