هنروتجربه. رهام یعقوب زاده: آیدین نیکخواه بهرامی پس از قهرمانی تیم ملی در جام ملت‌های آسیا سال ۲۰۰۷ میلادی و کسب سهمیه المپیک، در حالی که تنها چند ماه به حضورش همراه تیم ملی در المپیک پکن باقی مانده بود، در جاده چالوس در یک سانحه رانندگی درگذشت. اشکان مهریار در مستند «آیدین» به روایت این قصه تراژیک می پردازد. روایتی که بیش از هر چیز می توان صداقت و دقت نهفته در آن را در کانون توجه قرار داد. به این دلیل که کارگردانش عکاس ورزشی بوده که خودش هم از نوجوانی به بستکتبال علاقه داشته و بازی می کرده. مهریار پیش از این مستند، نمایش عکس های آیدین نیکخواه بهرامی را برپا کرده بود و نسبت به او شناخت دقیقی داشت. «آیدین» یک مستند پرتره و چهره نگارانه است که تلاش می کند مخاطب را با هویت فردی و حرفه ای قهرمان قصه خود آشنا کند. با زندگی شخصی و ورزشی او. فیلمساز تلاش کرده تا آرشیو غنی از عکس و فیلم های او فراهم آورد و آن را در خدمت معرفی سوژه قرار دهد. یک مستند ورزشی جذاب که ریتم و ضرب آهنگ مناسب با موضوع و موقعیت سوژه و التهاب های آن با سویه تراژیک قصه و مرگ قهرمان داستان گره می خورد و در نهایت به مستندی اثر گذار بدل می شود. صدای پرویز پرستویی هم به عنوان راویی این قصه بر دامنه و عمق این تاثیرگذاری افزوده است.

مستند «آیدین» در واقع روایتی از مرگ تراژیک یک ورزشکار حرفه ای است که بارها و بارها در طول تماشای فیلم مخاطب را با حسرت و غم همراه می کند. به ویژه اینکه آیدین نیکخواه در اوج موفقیت و درست در روزهایی که می توانست با حضور در المپیک بدرخشد این جهان را بدرود گفت و رفت! مستند البته به واسطه روایت قصه آیدین، تصویری از بستکتبالیست های ایرانی برای تثبیت موقعیت حرفه ای خود را علی رغم محدودیت ها و موانعی که بر سر راهشان وجود داشته به تصویر می کشد و قطعا تماشای آن برای علاقمندان این ورزش با وجود تراژیک بودنش دیدنی است و به نوعی واجد سویه انگیزشی و امید آفرین هم است. اینکه چند جوان دهه ۶۰ در سال‌های بعد از انقلاب و جنگ، در حوزه بسکتبال به شکوفایی می‌رسند، بسکتبال ایران را قهرمان آسیا می‌کنند و راهی المپیک می‌شوند می تواند حس غرور ملی مخاطب را برانگیزد. ضمن اینکه در پایان مستند با قصه صمد نیکخواه بهرامی برادر آیدین هم مواجه می شویم که با وجود رنج بزرگ از دست دادن برادرش می جنگند تا به اوج برگردد و به نوعی مسیر آیدین را با موفقیت ادامه دهد. در واقع تلاش های صمد برای اینکه نام آیدین را زنده نگه دارد و پرچم برادرش بر زمین نماند در کنار غمی که در مستند وجود دارد انگیزه و امید و مبارزه برای درخشیدن را برجسته می کند. ضمن اینکه این دو برادر از یک خانواده فرهیخته با والدینی که استاد دانشگاه بودند برخاسته اند و ورزش در خانواده آنها با دانش گره خورده بود. تلخ ترین قسمت مستند اما به قصه مرگ آیدین برمی گشت. آیدین و دوستش بعد از بازی سنگینی که در قزوین داشتند به تهران بازمی‌گردند، با همان خستگی تصمیم می‌گیرند شبانه به سمت شمال بروند و با یک ماشین زانتیا راهی جاده می‌شوند که در این تصادف هر دو سرنشین خودرو به واسطه برخورد با گاردریل فوت می‌شوند.

تماشای مستند «آیدین» در واقع تماشای زندگی و مرگ ورزشکار جوانیست که قهرمانانه زیستن را در کمر کوتاهش به تصویر کشیده بود.