هنروتجربه- سحر عصرآزاد: “ورای سکوت” یکی از ۶ فیلم حاضر در بسته فیلم کوتاه “شکست زمان” است که به تازگی اکران خود را در سینماهای گروه هنر و تجربه آغاز کرده است.

بسته هایی که از آغاز به کار گروه هنر و تجربه برای اکران فیلم های کوتاه طراحی شدند- و از ایده های کاربردی برای نمایش و دیده شدن این آثار است- معمولاً از جذابیت، بداعت و تناسب مضمونی بهره می بردند که می توانست مخاطب را در بازه زمانی یک فیلم بلند سینمایی یا همان سانس تعریف شده سالن های سینما راضی نگه دارد.

البته که مخاطب آثار به نمایش درآمده در گروه هنر و تجربه و به طور خاص فیلم های کوتاه، با مخاطب عام متفاوت است و با اشراف و آگاهی به تماشای چند فیلم کوتاه در قالب یک بسته پیشنهادی می نشیند. اما طبعاً معیارها و در واقع هنر انتخاب این آثار در همراهی و راضی نگه داشتن همین مخاطب خاص نقش مهمی دارد.

اما بسته فیلم کوتاه “شکست زمان” همچون بسته های پیشنهادی چند فصل اخیر گروه هنر و تجربه؛ به جهت کیفی و تناسب با یکدیگر و عنوان انتخابی، همخوانی چندانی ندارد و چه بسا بتوان این وجه را تنها در یک یا دو فیلم مورد توجه قرار داد که همین نکته لزوم بازنگری در معیارهای انتخاب این بسته های پیشنهادی در فصل های آینده را مهم جلوه می دهد.

“ورای سکوت” از جمله آثار به نمایش درآمده در بسته “شکست زمان” است که بر اساس فیلمنامه ای از شرف النسا نیرومند به کارگردانی آذر تجلی و با حضور گروهی از حرفه ای های سینما در پشت و مقابل دوربین دوربین ساخته شده است. فیلمی که به آشفتگی های شبانه زنی تنها در خانه می پردازد که بیخوابی او را به صداهای اطرافش حساس کرده است.

فیلم را می توان برآمده از نگاهی موجز به یک ایده آشنا برای رسیدن به یک فینال مفهومی دانست که ویژگی مهم آن چگونگی بسط ایده به زبان تصویر است. در واقع کارگردانی، فیلمبرداری، تدوین، صدابرداری، صداگذاری و … باید به گونه ای در کنار هم قرار بگیرند که بهترین بیان تصویری از بسط یک ایده ساده را ثبت کرده و فینال را فراتر از کلمات نمادینی که روی کاغذ شکل گرفته، در ذهن مخاطب تأثیرگذار کنند.

فیلمساز با درک درست از نیاز ایده داستانی خود، از مهارت گروهی از حرفه ای های سینما در کنار تجربه کارگردانی خود مدد گرفته تا به نتیجه مطلوب برسد که در این راستا موفقیت نسبی داشته است. هرچند اگر فیلمنامه روی کاغذ بسط و گسترش دراماتیک بیشتری می یافت و یا فینالی تأثیرگذارتر برای آن طراحی می شد، این امتیازها تشدید می شدند.

مهتاب کرامتی با تکیه بر تجربه های سینمایی خود به عنوان تک پرسوناژ فیلم، آشفتگی های شبانه این زن را بدون کلام و دیالوگ در کوتاه ترین زمان منعکس می کند. رفت و برگشت های او بین تختخواب و منبع صداهایی که در سرش تشدید می شوند؛ به مدد قاب بندی های ماهرانه مسعود سلامی و مانور هوشمندانه روی صداهای مختلف (که نقش مهمی در این درام کوتاه دارند)؛ هنر جهانگیر میرشکاری و آریا میرشکاری، روندی رو به اوج را طراحی می کنند که در نهایت با قطع همه اصوات بیرونی و رسیدن به تک صدای درونی زن به پایان می رسد. فینالی استعاری که می تواند مخاطب را به مفهومی عمیق تر نزدیک کند.