هنروتجربه-سحر عصرآزاد:  “فیلمرغ” یکی از۶ فیلم حاضر در بسته فیلم کوتاه “شکست زمان” است که به نویسندگی و کارگردانی امیرمسعود سهیلی با اقتباس از داستان کوتاه “راه و چاه” به قلم خالد نویسا؛ نویسنده افغان ساخته شده است.

این فیلم کوتاه که محصول مشترک ایران و افغانستان است؛ در جغرافیای کشور همسایه که محل وقوع قصه اصلی است، ساخته شده که طبعاً این وجه به فضاسازی، یکدستی و همچنین وجه اقتباسی کار کمک کرده است.

با توجه به اینکه قصه اولیه را نخوانده ام طبعاً به سویه اقتباسی اثر نمی پردازم اما نکته قابل طرح این است که نشأت گرفتن فیلم از جهان ادبیات را می توان در شکل قصه گویی، شخصیت پردازی ها، روند درام، طراحی نقاط عطف تا رسیدن به فینال مورد توجه قرار داد که امتیاز فیلم است.

در واقع فیلمساز قصه خود را روان تعریف کرده و به تصویر می کشد که از ریشه های اقتباسی اثر می آید و چه بسا همین ریشه ادبی منجر به یک سری شعارها و حرف های مستقیم در دیالوگ های کاراکترها شده که از ظرافت اثر کاسته است.

فیلم روایتی است از همراهی گروهی از افغانستانی ها که در میانه آشوب و ناامنی جاده ها می خواهند با یک مینی بوس به شهر و خانواده خود برسند. این موقعیت دراماتیک و برآمده از واقعیت افغانستان دیروز (که امروز به وضعیتی متناقض در آن کشور و به رسمیت شناخته شدن طالبان انجامیده که عامل اصلی ناامنی افغانستان بوده و هستند)، امکانی فراهم کرده تا افرادی با نیازهای دراماتیک مختلف واجد یک هدف مشترک کوتاه مدت شوند که بحران جاری در بستر درام این هدف را تحت تأثیر قرار می دهد.

البته با زاویه نگاه فیلمساز، کاراکتر پیرمرد برجسته تر از بقیه می شود؛ پیرمردی که در تلاش است فیلمرغ یا همان بوقلمون اش را به نوه اش برساند و برای رسیدن به این هدف و گذر از موانع مختلف، حتی حاضر می شود نقش یک جسد را بازی کند.

فیلمساز در رفت و برگشت بین مسافران این مینی بوس که تنها یک زن در میان آنها قرار دارد، تلاش کرده موازنه برقرار کرده و تا جای ممکن کاراکترها را در بستر موقعیت به مخاطب معرفی کند که همگی به نوعی برآمده از شرایط هستند.

از سربازی که طلب حشیش از مسافران می کند تا کارگری که حقوق ۱۰ ساله اش را برای خانواده می برد. از راهزن/طالبانی که تنها زن مسافر را به شکلی آزاردهنده بازدید بدنی می کند تا جوانی که مرتب در پی ارائه راهکار برای برون رفت از بحران موقعیت است. نهایتاً همان پیرمرد پیشبرنده اصلی درام است که با کنش پایانی سرنوشت خود، مسافران و البته فیلمرغ را تحت تأثیر قرار می دهد.

“فیلمرغ” توانسته در طول ۱۵ دقیقه قصه خود را ورای شعر و شعارهایی که در لحظاتی پررنگ شده، روان روایت کند و در نقطه ای غافلگیرانه به پایان برساند که احتمالاً پیامی در زیرمتن به همراه دارد. اما آنچه مهم است همخوانی زبان تصویر و روایت برای رسیدن به یک درام شناسنامه دار است.