هنروتجربه-عباس نصراللهی: پیش از آنکه فیلم آغاز شود، نوشته‌ای روی صفحه نقش می‌بندد، مبنی بر اینکه این فیلم با دوربین یک گوشی موبایل باکیفیت گرفته شده است. گرچه که مدیرفیلمبرداری اثر، شخصی حرفه‌ای و باسابقه است، اما در نهایت فیلم تمام تلاش‌اش را کرده تا اثری تجربی باشد، از انتخاب دوربین‌ تا جسارت در انتخاب مضمون، این تلاش عیان است. آداپت، ساخته کمال کچوئیان، فیلمی است که روی دو مدار حرکت می‌کند. نخست توجه به دوار بودن زمان و تکیه بر پرسپکتیوی که در آن وجود دارد (کاری که شهرام مکری در فیلمی چون ماهی و گربه آن را انجام داد) و دوم توجه به مبحث همزمانی در جهان‌های موازی. قرارگرفتن این دو موضوع در کنار هم، شخصیت‌های فیلم و البته ما را وارد هزارتویی می‌کند که گویا انتهایی ندارد و تا ابد می‌تواند ادامه داشته باشد. اینکه در لحظه اتفاقی در یک بعد مکان برای شخصیتی رخ دهد و در همان لحظه در جایی دیگر، اتفاقی دیگر برای او رخ دهد، می‌تواند موضوع جذابی باشد که در این سال‌ها در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف به آن پرداخته شده است. حالا خلاقیت فیلمساز در فیلم آداپت و تلفیقش با این فاکتورها باعث شده تا شخصیت‌ها به جای یکدیگر بنشینند و دوار بوردن زمان را عیان نمایند.

فیلم آداپت در ابتدا پایه‌های نظریات جهان درونی خود را بنا می‌نهد و سپس آرام‌آرام به سمت نزدیک‌کردن فرم و محتوایش حرکت می‌کند. یعنی از اولین چرخش و غافلگیری زمانی که برای شخصیت‌ها و البته ما به عنوان مخاطبین پیش می‌آید، زبان بصری فیلم نیز با همزمانی و ویژگی‌ دوار بودن زمان هماهنگ می‌شود و برای اینکه ما نیز همانند شخصیت‌ها وارد این دایره زمانی شویم، به جای یک تصویر واحد، ابتدا دو تصویر و سپس سه تصویر همزمان را روی پرده می‌بینیم. حالا همه‌چیز در اختیار محتوای مدنظر فیلمساز و فرمی است که آن را انتخاب کرده است. شخصیت‌ها از نظر مکانی و زمانی، کاملا منطقی با یکدیگر جابه‌جا می‌شوند و منطق درونی فیلم نیز دچار آسیب نمی‌شود. این جابه‌جایی‌ها، ما را با موقعیتی مواجه می‌کنند که نتوانیم تقدم و تاخر اتفاقات را تشخیص دهیم (اتفاقی که در اندازه‌ای بزرگ‌تر و حرفه‌ای‌تر، دقیقا در فیلم ماهی و گربه رخ می‌دهد) و همین منعطف بودن زمان و مکان شخصیت‌ها، باعث به وجود آمدن یک بی‌نهایت، برای شخصیت‌ها می‌شود و فرم روایی و ایده‌های تماتیک فیلم، به هماهنگی خوبی می‌رسند.

آداپت با توجه به تمامی فاکتورهای درون خود، فیلم کوتاهی کوچک و جمع‌وجور است که موفق می‌شود با زبان تصویر و ابزار در دستش، به زمان‌محور بودن زندگی و ایجاد تلاقی‌های زمانی و مفهوم همزمانی، مابه‌ازای بیرونی ببخشد، و اثری قابل قبول باشد.