هنروتجربه، مریم شاه‌پوری: جشنواره تورنتو امسال در قیاس با روزگار پیش از پاندمی‌اش، رویدادی کوچک‌تر بود اما اتفاق‌های خاص خودش را هم داشت که سروصدایی به‌پا کردند.

اعلام خبر نمایش فیلمی جدید و محرمانه از استیون سودربرگ، توجه‌های زیادی را معطوف این رویداد سینمایی کرد و نظریه‌های مختلفی مطرح شد؛ اما از میان سه گزینه مطرح، نمایش فیلمی دوباره تدوین‌شده، کم‌تر هیجان‌انگیز به نظر می‌رسید. سودربرگ نسخه جدیدی از دومین فیلم بلندش با عنوان «کافکا»/ Kafka را با نام تازه «آقای کِنوف»/ Mr. Kneff معرفی کرد که از زاویه دید یک «منتقد/ طرفدار دیوانه» دوباره تدوین شده است! این درست که نمایش چنین فیلمی هیجان‌انگیزترین گزینه‌ای نبود که از سودربرگ در تورنتو انتظار می‌رفت اما نمایش «آقای کنوف» هیجان‌انگیز بود چون فیلم نگاهی عمیق‌تر به ذهن و فرایند خلاقه یک فیلم‌ساز تحسین‌شده را به نمایش گذاشت.

فیلم اصلی در سال ۱۹۹۱ به نمایش درآمد. درست پس از موفقیت خیره‌کننده فیلم اول سودربرگ با نام «جنسیت، دروغ‌ها و نوار ویدیو» که کارگردان ۲۶ ساله‌اش را به نخل طلای جشنواره کن رساند و او را به جوان‌ترین برنده این جایزه مهم بدل کرد. «کافکا»ی سیاه‌وسفید در پراگ فیلم‌برداری و روایت شد. جرمی آیرونز نقش اصلی را بازی کرد؛ نویسنده‌ای که کارمند بیمه هم هست. نگرانی او درباره یک همکار گم‌شده، او را گرفتار ورطه‌ای می‌کند که متوجه فساد اداری و قتل می‌شود؛ و دیگر نمی‌داند چه کسی دوست است و چه کسی دشمن. روی‌هم‌رفته تماشاگر هرگز متوجه نمی‌شود که کدام رویداد داستانی واقعی است و کدام از قوه تخیل غنی و نویسنده‌محور کافکا می‌آید.

سودربرگ در «آقای کنوف» بیست دقیقه از فیلم اصلی را حذف کرده، ساختار روایی را دوباره چیده و صحنه‌های خاصی را چنان اصلاح رنگ کرده است که مشخص شوند واقعیتی برآمده از ذهن خلاق کافکا هستند؛ و این اصلاح رنگ، مکمل نقطه اوج پایانی فیلم شده است که کافکا وارد قلعه می‌شود و فیلم ناگهان کاملاً رنگی. در برخی صحنه‌ها از موسیقی‌های انتخابی جدیدی استفاده شده است که مثلاً تعدادی از آن‌ها مثل موسیقی‌های استفاده‌نشده در فرنچایز «یازده یار اوشن»/ Ocean’s 11 به نظر می‌آیند.

سودربرگ در نشست پرسش‌وپاسخ پس از نمایش فیلم گفت: «حالا که «کافکا» را نگاه می‌کنم با خودم می‌گویم: این فیلمی است که فقط یک مرد جوان احمق می‌تواند بسازد. البته منظورم حماقت از نوع خوب آن است!» فیلم سودربرگ در زمان اکرانش مورد توجه منتقدان قرار نگرفت و راجر ایبرت با دوستاره درباره‌اش نوشت: «با این‌که «کافکا» استعداد سودربرگ را به نمایش می‌گذارد ولی ساختش انتخاب عاقلانه‌ای نبوده است.» وینسنت کنبی، منتقد «نیویورک تایمز» هم به‌نوعی دیگر همین را می‌گوید: «کافکا یک فیلم خوش‌ساخت خیلی بد است.»

استیون سودربرگ مدت‌هاست که دغدغه تجربه‌گرایی دارد و این موضوع فقط به سبک و ژانر محدود نمی‌شود و پای کارکردها و فرایندهای خود فیلم‌سازی معاصر را هم به میان می‌کشد؛ و بیش‌تر تجربه‌هایش نوآورانه و پیشگامانه هستند. او با «آقای کنوف» به جای دست‌اندازی به آینده، به کاوش گذشته خودش پرداخته است تا کمال‌گرایی تجدیدنظرطلبانه را به دست آورد. پس می‌توان گفت که «آقای کنوف» فقط یک فیلم جدید نیست و قالبی جدید از کارگردانی و کنترل خلاقه است.

  • ایندی‌وایر