هنروتجربه: یک منتقد سینما معتقد است کارگردان بهترین پایان را برای فیلم انتخاب کرده چراکه تصور می‌کند هر پایان دیگری برای «دشت خاموش» غیر از آن چیزی که در حال حاضر دارد، رقم می خورد بسیار به کلیت فیلم لطمه می‌زد.

اردوان وزیری منتقد سینما با اشاره به اینکه در یک نگاه کلی فیلم سینمایی «دشت خاموش» به کارگردانی احمد بهرامی و تهیه‌کنندگی سعید بشیری که این روزها روی پرده سینماهای «هنروتجربه» است، فیلم خوب و متفاوتی است، به صبا گفت: «دشت خاموش» چه به لحاظ مضمون قصه‌ای که تعریف می‌کند و چه به لحاظ ساختاری که فیلمساز برای روایت قصه فیلم انتخاب کرده است، فیلم متفاوتی است.

وی ادامه داد: این فیلم سینمایی یک موقعیت بشری و انسانی را روایت می‌کند که فارغ از زمان و مکان هم می‌تواند در گذشته اتفاق افتاده باشد و هم در حال و آینده رخ بدهد از این منظر به نظر می‌رسد «دشت خاموش» داستانی جهان‌شمول در قالب زمانی که درباره آن صحبت می‌کند، دارد و همین یک نکته این فیلم سینمایی را برای هر بیننده‌ای قابل درک می کند به گونه ای که می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

این منتقد سینما با بیان اینکه جهان‌شمول بودن «دشت خاموش» را می‌توان اصلی‌ترین عامل موفقیت این فیلم در جشنواره‌های خارجی دانست، گفت: شخصیت‌هایی که کارگردان معرفی می‌کند و نوع قصه‌ای که روایت می‌شود در زمان و مکان خاصی رخ نمی‌دهد و در یک کلام می‌توان گفت این فیلم سینمایی به یک وضعیت بشری پرداخته است که در همه جا قابل درک است و به واسطه نوع بیان موقعیت بشری می‌تواند در جشنواره‌هایی که کمتر تجاری هستند یا جشنواره‌های مانند ونیز که اصلا تجاری نیستند، موفقیت‌هایی را کسب کند. لازم است بگویم از نظر من دریافت نشان فیپرشی از فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم سال ۲۰۲۰ بسیار افتخار بزرگی برای فیلم است.

وزیری درباره اهمیت موضوعی که «دشت خاموش» روی آن دست گذاشته است، تصریح کرد: فیلم به گونه‌ای قصه خود را برای بیننده به نمایش می‌گذارد که از یک جنبه خاص نمی توان بدان پرداخت یعنی از یک جهت می‌توان گفت این فیلم روابط سرمایه‌داری بین کارگر و کارفرما را روایت می کند که می‌تواند پوسته ظاهری فیلم باشد و از جنبه دیگری می‌توان فیلم را واجد یک داستان عاشقانه‌ای دانست که اگرچه در ابتدا مشخص نیست اما در زیر سطح ظاهر فیلم جریان دارد و جنبه‌های مختلف خود را نشان می‌دهد.

وی با بیان اینکه هوشمندی فیلمساز بوده است که برای روایت قصه «دشت خاموش» که به نظر می‌رسد در جایی از زمین، زمان متوقف شده است از بازیگران چهره بهره نبرده است، گفت: می‌توان گفت این فیلم سینمایی یک حالت آخرالزمانی دارد حتی می‌توان گفت لوکیشنی که برای «دشت خاموش» انتخاب شده یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم است چراکه شرایطی را فراهم می‌کند تا قصه در دل آن رخ بدهد.

این منتقد سینما افزود: از سوی دیگر من اطمینان دارم کارگردان در زمان انتخاب نقش‌ها هوشمندی و دقت زیاد به خرج داده و به بازیگران تاکید کرده است بازی خوددارانه ای را به دور از اغراق به نمایش بگذارند تا این بازی در ترکیب با فضا، لوکیشن و قصه فیلم به صورت آرام پیش برود.

وزیری در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه «دشت خاموش» فیلمی است که وام‌دار سنت سینمای هنری اروپا به ویژه اروپای شرقی است، تصریح کرد: نوع فیلمبرداری‌، سیاه و سفید بودن فیلم و تکنیکی که کارگردان برای بیان روایت فیلم استفاده کرده است شبیه آثار بلا تار فیلمساز مشهور مجارستانی است که فیلم‌هایش را به شیوه سیاه و سفید می‌ساخت. در حقیقت قصه مستقیما با روش فیلمبرداری و سیاه و سفید بودن کار هماهنگ و از نسبت قاب چهار به سه بهره برده است این نسبت متعلق به تاریخ گذشته سینماست اما فیلمسازانی مانند احمد بهرامی که قصد دارند نکته متفاوتی را از جریان اصلی سینما در آثارشان بررسی و بیان کنند، از این نسبت استفاده می کنند.

وی افزود: «دشت خاموش» بیشتر از آنکه از مونتاژ برای بیان روایت خود بهره ببرد، متکی به میزانسن است یعنی دوربین معمولا ثابت است و جایی که فیلمبردار و کارگردان دلیلی مبنی بر حرکت دوربین نداشته باشند، آن را حرکت نمی‌دهند و در کل حرکت دوربین برای بیان اتفاقی است که داخل قاب رخ می‌دهد.

این منتقد سینما با بیان اینکه سیاه و سفید بودن فیلم هماهنگ با داستان آن و همه تمهیدات دراماتیک است، عنوان کرد: فیلمساز می‌توانست از تصاویر رنگی استفاده کند اما تصویر سیاه و سفید و فیلمبرداری آن باعث شده است که فضای آخرالزمانی و برهوتی که می‌تواند هر جای زمین باشد، به نمایش گذاشته شود یعنی سیاه و سفید بودن کاملا هماهنگ با روایت فیلم است اما اینکه این روش چه قدر می‌تواند در سینمای ما طرفدار داشته باشد، بستگی به ذائقه مخاطبی دارد که متاسفانه در سال‌های اخیر به نوعی از سینما عادت کرده است که به نظر من خالی از اندیشه واقعی است و با زرق و برق نه چندان تکنیکال می‌خواهد بیننده را مقهور خود کند.

وزیری ادامه داد: بنابراین مخاطب این نوع فیلم‌ها در حال حاضر مخاطبی است که به دنبال سینمای متفاوت است، علاقه‌مند است غیر از لذت بصری تلنگری به ذهنش زده شود و جریان متفاوتی را روی پرده سینما ببیند پس جای اینگونه فیلم‌ها و مخاطبی که به دنبال فیلم‌های متفاوت است، در حال حاضر «هنروتجربه» است که می‌توان با توسل به فیلم‌هایی از این دست به نوعی مخاطب برای سینمای متفاوت تربیت کرد.

وی با بیان اینکه قطعا «دشت خاموش» هم مانند هر اثر دیگری نقاط ضعفی دارد، مطرح کرد: اگر من بگویم فیلمساز می‌توانست در مونتاژ و … کار دیگری انجام بدهد دیگر آن فیلم، فیلمی که کارگردان ساخته است، نیست و تبدیل به فیلم من می‌شود در حقیقت نمی‌توان از «دشت خاموش» در همین قالبی که قصه روایت شده است، ایراد گرفت ممکن است من بتوانم از بازی ۲ بازیگر ایراد بگیرم که با نقش‌آفرینی دیگر بازیگران هماهنگ نیست اما این موارد به کلیت فیلم لطمه‌ای وارد نمی کند.

این منتقد سینما افزود: در حقیقت نقاط ضعف فیلم به هدف نهایی فیلم که جذب مخاطب متفاوت است، خدشه‌ای وارد نمی‌کند. از سوی دیگر قصه فیلم پیچیده نیست اما این موضوع دلیلی بر ساده‌لوح بودن فیلم هم نمی شود یعنی نمی‌توان گفت یک فیلم باید مساله پیچیده فلسفی را بیان کند تا فیلم خوبی باشد بلکه بیان درست موضوع از سوی کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده که نقش موثری در «دشت خاموش» داشته است، کافی است.

وزیری در پایان خاطرنشان کرد: در این لحظه قصد دارم به پایان فیلم اشاره کنم زمانی که «دشت خاموش» را در سینما دیدم، با خود کلنجار رفتم که قرار است چگونه تمام شود؟ آن زمان پایان‌هایی را در ذهنم تصور کردم اما هیچ کدام نتوانست حق مطلب را ادا کند و بسیار دوست داشتم فینال فیلمی که اینگونه من را تحت تاثیر قرار داده است، من را ناامید نکند هم اکنون خوشحالم که ناامید نشدم و معتقدم کارگردان بهترین پایان را برای فیلم انتخاب کرده است چراکه تصور می‌کنم هر پایان دیگری برای «دشت خاموش» غیر از آن چیزی که در حال حاضر دارد، رقم می خورد بسیار به کلیت فیلم لطمه می‌زد.