هنروتجربه-سعیدحضرتی: کیوان مهرگان نویسنده و کارگردان مستند «سیاوش در آتش» می‌گوید به دلیل شخصیت و جایگاه استاد شجریان، ساخت فیلم، کاری سخت، سنگین و طاقت‌فرسا بود و گاهی ادامه مسیر ناممکن می‌نمود و با خوش‌شانسی‌هایی که آوردم و با همراهی تیم کوچک و همدل، فیلم به سرانجام رسید. در نهایت به رغم آنکه «سیاوش در آتش» لوباجت ساخته شد اما به نظرم توانستیم کار مهمی را به سامان برسانیم.

مستند «سیاوش در آتش» با تمرکز بر زندگی و زمانه هنری استاد محمدرضا شجریان تحولات موسیقی و شعر فارسی را در بستر تاریخ اجتماعی ایران روایت می‌کند.‌ کیوان مهرگان بیش از دو سال، دیدگاه‌های متخصصانِ حوزه موسیقی، شعر، جامعه‌شناسی و شاهدان تاریخی حوادث را گردآوری کرده و به روایت یافته‌هایش پرداخته است. در این مستند تعدادی از چهره‌های سرشناس موسیقی، سیاست و فرهنگ به عنوان شاهدان تاریخی وقایع، خاطرات و نگاه خود را روایت می‌کنند. ساخت این مستند ۱۲۹ دقیقه‌ای، ۳۵ ماه طول کشیده است. مهرگان، شاعر و مستندساز پیش از «سیاوش در آتش»، مستندهای «ضد خاطرات»، «قاب‌ها» و … را کارگردانی کرده است.

کیوان مهرگان کارگردان مستند «سیاوش در آتش» درباره علت ساخت این مستند به سایت هنروتجربه گفت: ساخت مستند «سیاوش در آتش» با طرح این پرسش که نقطه تلاقی موسیقی و تحولات اجتماعی کجاست و چه زمانی این دو به همدیگر می‌رسند آغاز شد‌. در این مستند، موسیقی را در بستر تاریخ تحولات اجتماعی در ایران بررسی کردیم تا به جواب مشخص این سوال برسیم. زمانی که این سوال مطرح شد، مصادیق زیادی برای آن به خصوص پس از انقلاب مشروطه تا به امروز نداشتیم. قبل از مشروطه، تصنیف و تصنیف‌خوانی تبدیل به رسانه می‌شود اما در دوران مدرن و با تاسیس دولت مدرن در ایران تا زمانی که موسیقی تبدیل به یک شخصیت اجتماعی شود، زمان زیادی سپری شده است. قبل از آن کوشش‌هایی توسط افرادی چون عارف و درویش‌خان و برخی هنرمندان دیگر در مقاطعی خاص، صورت گرفته اما به طور مشخص بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رفته رفته موسیقی ماهیتی اجتماعی پیدا می‌کند و نقش رسانه به خودش می‌گیرد و از موسیقی بزمی خارج می‌شود و نقشی فراتر را ایفا می‌کند.

وی ادامه داد: برای پیدا کردن مصادیق عینی در پاسخ به پرسشی که عنوان شد، از هر طرف که می‌رفتم به استاد محمدرضا شجریان می‌رسیدم و هیچ راهی برای پاسخ به پرسش، جز با محوریت شجریان نداشتم. در «سیاوش در آتش» با تاکید بر شخصیت ایشان و از منظر جامعه‌شناسی اجتماعی و تاریخی؛ آثار ایشان و نه شخصیت ایشان را مورد بررسی قرار دادیم.

کارگردان مستند «ضد خاطرات» با اشاره به اینکه در این مستند قصه‌ها و خرده قصه‌هایی با فراز و فرودهایی روایت می‌شود در پاسخ این پرسش که فراز و فرود و قصه‌های فیلم در تدوین شکل گرفته یا طرح از پیش اندیشیده داشتید بیان کرد: هر دو. نمی‌توانم بگویم از پیش قصه‌ای داشتم و بر اساس همان فیلمنامه جلو رفتم. اساسا ساختار مستند به این شکل است که بخشی در ذهن کارگردان و پیش از شروع پژوهش شکل می‌گیرد و در مسیر پژوهش به یافته‌های جدیدی می‌رسد و این یافته‌های جدید در مسیر فیلمنامه تاثیر می‌گذارند. در حین فیلمبرداری همچنان اتفاقات جدیدی رقم می‌خورد و این اتفاقات بزرگ‌ترین اثر خود را روی فیلمنامه فیلم می‌گذارند. بنابراین بیشتر از هرچیزی، شیوه تعاملی را پیش گرفتیم و با طرح پرسش اولیه و کلیدی فیلم پیش رفتیم و از آن به بعد در مسیر پژوهش، فیلمبرداری و تدوین در پی پاسخ به این پرسش برآمدیم.

فیلمبرداری «سیاوش در آتش» تقریبا ۸ ماهی به دلیل سنگینی کار در حین مونتاژ به کلی متوقف شد. به دلیل شخصیت و جایگاه استاد شجریان، ساخت فیلم، کاری سخت، سنگین و طاقت‌فرسا بود و گاهی ادامه مسیر ناممکن می‌نمود و با خوش‌شانسی‌هایی که آوردم و با همراهی تیم کوچک و همدل، فیلم به سرانجام رسید. در نهایت به رغم آنکه «سیاوش در آتش» لوباجت ساخته شد اما به نظرم توانستیم کار مهمی را به سامان برسانیم.

این شاعر و روزنامه‌نگار درباره اشخاصی که در فیلم حضور دارند اظهار کرد: در حال حاضر نمی‌توانم اسامی هنرمندان و شخصیت‌هایی که در فیلم حضور داشتند را بگویم اما دوستانی که جلوی دوربین «سیاوش در آتش» آمدند روایت‌هایی از استاد شجریان ارائه می‌کنند که برای من به عنوان مخاطب فیلمهای مستند تازگی دارد و پیش از این هم به آنها اشاره نشده است. ممکن است اشخاص جلوی دوربین در نگاه اول از دید مخاطبین، بی‌ارتباط به نظر برسند و غافلگیر شوند که این اشخاص چه ارتباطی با استاد شجریان دارند اما با دیدن فیلم متوجه علت حضور آنها در فیلم خواهند شد.

وی افزود: در مستند به جز حضور موزیسین‌ها، از شخصیت‌های آکادمیکی که با استاد شجریان رفاقت و هم‌نشینی داشتند هم بهره بردیم. به جز دو نفر که اصرار داشتم در فیلم حضور داشته باشند و آن بزرگواران به دلایلی نپذیرفتند، همه کسانی را که می‌خواستیم با ما همکاری کردند و نتایج خوبی هم گرفتیم.

کارگردان مستند «قاب‌ها» با بیان اینکه به دلیل آنکه «سیاوش در آتش» شخصی و مستقل ساخته شد و بودجه محدودی داشتم، با جمع کوچکی تولید فیلم را پیش بردیم و ناگزیر بودیم هرکداممان چند کار را انجام بدهیم عنوان کرد: پژوهشگر، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردانی فیلم را خودم بر عهده داشتم و بهروز داوری هم همزمان تدوین و فیلمبرداری را بر عهده داشت. فیلمبرداری «سیاوش در آتش» تقریبا ۸ ماهی به دلیل سنگینی کار در حین مونتاژ به کلی متوقف شد. به دلیل شخصیت و جایگاه استاد شجریان، ساخت فیلم، کاری سخت، سنگین و طاقت‌فرسا بود و گاهی ادامه مسیر ناممکن می‌نمود و با خوش‌شانسی‌هایی که آوردم و با همراهی تیم کوچک و همدل، فیلم به سرانجام رسید. در نهایت به رغم آنکه «سیاوش در آتش» لوباجت ساخته شد اما به نظرم توانستیم کار مهمی را به سامان برسانیم.

این مستندساز در همین راستا گفت: ساخت مستند «سیاوش در آتش» بسیار سخت بود و یکی از دلایل اصلی آن این بود که اصرار و ابرام داشتم که فیلم هیچگونه وابستگی مالی به هیچ سازمان، ارگان و شخصی نداشته باشد. نمی‌خواستم با نام محمدرضا شجریان کاسبی کنم و از نام و اعتبار او به سود خودم بهره ببرم. زمانی که استاد شجریان فوت کرد، فیلم تقریبا آماده بود و دوستانم پیشنهاد کردند فیلم را بفروشم و مخالفت کردم. در حین ساخت هم پیشنهادات مالی بالایی برای مشارکت در فیلم شد و  رد کردم. وظیفه من بود این پیشنهادات را قبول نکنم و فضیلتی برای من محسوب نمی‌شود. این فیلم، رسالت و پیامی دارد و رسالت خودش را در وقت مناسب انجام می‌دهد. منتظر هستیم فضا آرام شود تا حرف فیلم شنیده شود. فکر می‌کنم جشنواره سینما حقیقت امسال، بهترین بستر و محمل برای رونمایی و پس از آن اکران در «هنروتجربه»، مناسب‌ترین امکان برای نمایش عمومی فیلم است و مخاطبین می‌توانند با طیب‌خاطر و آرامش فیلم را ببینند و درباره آن قضاوت کنند. امیدوارم در زمان اکران در سینماهای «هنروتجربه» این فیلم مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.

مهرگان تصریح کرد: زمانی که «سیاوش در آتش» را شروع کردیم، استاد شجریان در بستر بیماری بود و من نمی‌خواستم هیچگونه مزاحمتی برای خانواده ایشان ایجاد کنم و از آن طرف خانواده هم در شرایطی نبودند که به من کمکی بکنند مضاف بر آن، نگاه فیلم نگاهی مستقل و از بیرون به آثار استاد شجریان است و به همین دلایل خانواده ایشان هم در جریان ساخت فیلم نبودند.

وی درباره زمان غیرمعمول ۱۲۹ دقیقه‌ای «سیاوش در آتش» توضیح داد: متریالی که ما در اختیار داریم قابلیت ساخت مینی‌سریال ۷،۸ قسمتی مستند را دارد اما اصرار داشتم خروجی نهایی فیلم باشد. بر همین اساس زمان ۱۲۹ دقیقه‌ای فیلم هم غیرمعمول و طولانی است اما چون تنها یک‌بار می‌توانستم درباره استاد شجریان نگاه خودم را بیان کنم، ناگزیر زمان فیلم هم طولانی‌تر از حد معمول شد. بعد از این تحت هیچ‌شرایطی از مابقی راش‌هایی گرفته شده استفاده نخواهم کرد.

مهرگان در پاسخ این سوال که «سیاوش در آتش»  در مواجهه با مخاطب تا چه اندازه می‌تواند موفق باشد بیان کرد: تعداد معدودی از دوستان داخل و خارج از ایران از روی لطف فیلم را دیدند و نکته‌مشترک نظرات آنها که برای من خوشحال کننده بود «غافلگیری» این فیلم از نگاه آنها است. در ابتدا زمان بالای فیلم برای دوستانم خسته‌کننده به نظر می‌رسید اما خوشبختانه با فیلم همراهی کردند و با رغبت فیلم را تماشا کردند. از این دست واکنش‌ها را دیدم اما قطعا این همه ماجرا نیست و خودم را فریب نمی‌دهم که همه مخاطبین هم همین نظر را دارند.

او اضافه کرد: واقعیت این است که تمام کسانی که اثر هنری تولید و آن را به مرحله عرضه می‌رسانند، بر این تصورند که مخاطبین تشنه این نگاه و اثر هنری تولید شده هستند. من هم مثل شما منتظر هستم واکنش مخاطبین را در سالن مقدس سینما ببینم که آیا اساسا مردم این نوع نگاه را می‌پذیرند یا خیر. محمدرضا شجریان متعلق به ۸۰ میلیون ایرانی است و مشاهده کردید در روز تولد ایشان، همه مردم به صورت خودجوش با بازنشر عکس‌ها، آهنگ‌ها و خاطرات یاد ایشان را گرامی داشتند و این نشان دهنده این است که این شخصیت افسانه‌ای موسیقی ما از طرف جامعه زیر ذره‌بین است و جامعه خودش را در شکل‌گیری آن شخصیت سهیم می‌داند و درباره استاد شجریان نگاه و تحلیل دارد.

استاد شجریان شخصیتی مهم در تاریخ تحولات اجتماعی و تاریخ تحولات هنری و موسیقی ما است و  ناگفته‌های زیادی درباره ایشان هست و می‌شود بارها از جوانب گوناگونی به آن پرداخت.

این مستندساز با اشاره به اینکه محمدرضا شجریان، شخصیت گمنام و گمشده‌ای نیست که او را از دل تاریخ بیرون کشیده باشیم و مردم هم او را به همان صورت بپذیرند اضافه کرد: طبیعتا این فیلم، نگاه و قرائت جامعه‌شناختی من از آثار استاد شجریان است و ممکن است برخی آن را بپسندند و بعضی هم مخالف نظر من باشند، کمااینکه در خود فیلم هم برخی از کسانی که صحبت می‌کنند، نگاه من را نمی‌پذیرند و ما را به چالش می‌کشند. اما باید منتظر ماند تا ببینیم واکنش و تصمیم مردم نسبت به این روایت چگونه خواهد بود.

کیوان مهرگان در بخش دیگری از صحبت‌های خود ضمن تاکید بر اهمیت جایگاه هنری محمدرضا شجریان اظهار کرد: من شخصیت و جایگاه استاد شجریان را هچون قله دماوند می‌بینم. از هر طرف دماوند را ببینید باز هم دماوند است و این کوه با کوه‌های بلند و گمنام دیگر فرقی اساسی و ماهوی دارد.

کیوان مهرگان در پایان گفت: استاد شجریان شخصیتی مهم در تاریخ تحولات اجتماعی و تاریخ تحولات هنری و موسیقی ما است و  ناگفته‌های زیادی درباره ایشان هست و می‌شود بارها از جوانب گوناگونی به آن پرداخت. تا جایی که می‌دانم دو سه پروژه دیگر در ارتباط با ایشان در حال تولید است. مطمئنم فیلمسازان و پژوهشگران دیگری در آینده از زوایای مختلفی به سراغ استاد شجریان خواهند رفت و شاهد ساخت آثار و نوشته‌ها و پژوهش‌های زیادی درباره استاد شجریان خواهیم بود.