هنروتجربه-سپنتا امانپور: فیلم کوتاه «سنگبال» از مجموعه بسته فیلم کوتاه «شکست زمان» در بستر یک موقعیت خانوادگی-اجتماعی، قصه خود را روایت می کند. قصه ای تلخ و تراژیک از یک فرزندفروشی. قصه فیلم درباره دختر نوجوان یا حتی کودکی است که پدر به دلیل فقر و اعتیاد قصد دارد او را به یک مرد افغان بفروشد. در واقع موضوع فیلم درباره دختران و کودکانی است که زیر سن قانونی و به هر دلیلی اعم از مشکلات اقتصادی یا سنن غلط و بدسرپرستی مثل اعتیاد والدین مجبور هستند ازدواج کنند. قصه ای از جنس قصه غم انگیز حوادث تلخی که هر از گاه در روزنامه ها و رسانه ها می خوانیم. در واقع در «سنگبال» با شکلی از کودک آزاری مواجه هستیم که نه تنها جسم که روح و روان و شخصیت و حتی حیثیت فرزند را در یک معامله کثیف، جریحه دار می کند. به همین دلیل می توان «سنگبال» را قصه ای رئالیستی دانست که با رویکرد آسیب شناسانه به سوژه خود می نگرد.

دختر این قصه که رژینا میرسید نقش آن را بازی کرده لال است که این خود بیش از آنکه یک ویژگی و خصلت فیزیکی و طبیعی باشد نمادی است که از دختران یا بچه هایی که شرایط زندگی و خانوادگی آنها را لال کرده است. نوعی تاکید بر زبان بسته بودن و مظلومیت آنها که قربانی خباثت های فردی یا ناهنجاری های اجتماعی می شوند. با این حال فیلمساز خواسته از قوه تخیل یا خیالپردازی های کودکانه برای تببین و رمزگشایی از قصه خود استفاده کرد. در اینجا عنصر خیال در یک خوانش بینامتنی رهایی و سقوط قرار می گیرد. به این معنا که دختر بچه راه رهایی از تقدیر شومی که قرار است بر او تحمیل شود را در پرواز خیال پردازانه خود می جوید اما این پرواز خیالی با واقعیت تلخ و خونین سقوط او و در نهایت مرگش مواجه می شود. مرگی که البته پیش از در روح و روانش رخ داده و حالا صورتی جسمانی پیدا کرده است.

استفاده هوشمندانه و البته زیباشناسانه از «سنگبال» به بازنمایی و تبیین قصه کمک می کند. از یک سو قرار است تا دختر به اندازه وزنش به نامزد افغان فروخته شود و به همین دلیل پدر جیب هایش را پر از سنگ می کند تا سنگین تر باشد و از سوی دیگر دختر بال های فرشته را به خود می بنند تا به خیال خود با پرواز از این خانه به رهایی برسد. ترکیب سنگ و بال در اینجا در واقع روایتی نمادین از موقعیت خود قصه هم هست. قصه ای تلخ و سیاه که البته سیاه نمایی نیست و متاسفانه گاهی در جامعه شاهد واقعیت هایی سیاه تر از این قصه هم هستیم. به نظر می رسد آمین صحرایی فارغ از ساختار فرمی و سینمایی خود توانسته در یک فیلم کوتاه، تراژدی تلخ فرزند فروشی و کودک آزاری را ب شکل موثری به تصویر بکشد و مخاطب را به تامل در این درد بغرنج دعوت کند.