هنروتجربه-سعیدحضرتی: حمید یوسفی که پیش از این «سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» از او در باکس «یلدای کوتاه» در سینماهای «هنروتجربه» اکران شده بود معتقد است سخت‌ترین کار فیلمنامه‌نویس و کارگردان انتقال درست احساسات است و فرم و کارهای تکنیکی و … در درجات پایین‌تری از این مقوله قرار می‌گیرند. در تاریخ سینما فیلمنامه‌های ماندگار در انتقال احساسات موفق بوده‌اند و کارگردانان هم به درستی آن را پیش روی مخاطب قرار داده‌اند. در این زمینه می‌توانم از فدریکو فلینی و اینگمار برگمان نام ببرم که پیچیده‌ترین احساسات را به درستی و استادانه بیان و منتقل می‌کنند.

حمید یوسفی نویسنده و کارگردان درباره فعالیت اخیر خود به سایت هنروتجربه گفت:  این روزها در تدارک ساخت فیلم بلند سینمایی هستم. فیلمنامه را چندین بار بازنویسی کردم و قصد دارم نظرات دوستانی که ذهنیت متفاوت‌تری نسبت به من دارند را درباره فیلمنامه بدانم و دوباره آن را بازنویسی کنم. عوامل این فیلم سینمایی تقریبا همان عوامل فیلم کوتاه «سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» هستند و در این فیلم هم همانند دو فیلم کوتاهی که پیش ازین ساخته‌ام مستقل عمل می‌کنم.

او با اشاره به اینکه پیش‌تولید فیلم نزدیک ۹ ماه زمان خواهد برد، افزود: این فیلم سینمایی ساختار پیچیده‌تری نسبت به دو فیلم قبلی‌ام دارد و از نقاشی‌های ادوارد هاپر، فرانسیس بیکن و … الهام گرفته‌ام. اجرای این فیلم سینمایی زمان‌بر است و به دلیل اینکه می‌خواهم مستقل بسازم، فرصت آزمون و خطا ندارم و از قبل باید همه چیز مشخص باشد تا در زمان کوتاه‌تری فیلمبرداری فیلم انجام شود.

کارگردان فیلم کوتاه «سمعک» در پاسخ این سوال که چرا برای ساخت فیلم اول بلند خود سراغ فیلمنامه پیچیده‌ای رفتید توضیح داد: سینمای مورد علاقه من سینمای مین‌ استریم نیست و سلیقه شخصی من این نوع سینما است که در فیلمهای کوتاهی که ساختم هم مشخص است. به دلیل علاقه زیادی که به نقاشی و ادبیات دارم، بیشتر کارهایی که انجام می‌دهم هم وامدار ادبیات و نقاشی است.

وی با بیان اینکه ایده این فیلم پنج سال پیش به ذهنم رسید و از همان زمان شروع به نوشتن فیلمنامه کردم و دو سالی است که وقت بیشتری برای نوشتن و بازنویسی فیلمنامه صرف کردم اضافه کرد: هنوز فکر می‌کنم فیلمنامه جای کار بیشتری دارد. در بازنویسی‌های مکرر سعی دارم احساساتی که مورد نظرم هست را به درستی انتقال بدهم و کمتر دیالوگ‌ها را تغییر می‌دهم.

دو فیلم کوتاه «سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» و «سمعک» در  سایت هاشور به صورت وی‌اودی در دسترس مخاطبان است و پس از گذشت چندین سال از زمان ساخت این فیلمها و با فاصله گرفتن از آنها، بازخوردهای جالبی گرفتم.

کارگردان فیلم کوتاه «سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» با اشاره به اینکه انتقال احساسات مقوله بسیار مهمی است که درآمدن آن اهمیت بالایی دارد اضافه کرد: به نظرم سخت‌ترین کار فیلمنامه‌نویس و کارگردان انتقال درست احساسات است و فرم و کارهای تکنیکی و … در درجات پایین‌تری از این مقوله قرار می‌گیرند. در تاریخ سینما فیلمنامه‌های ماندگار در انتقال احساسات موفق بوده‌اند و کارگردانان هم به درستی آن را پیش روی مخاطب قرار داده‌اند. در این زمینه می‌توانم از فدریکو فلینی و اینگمار برگمان نام ببرم که پیچیده‌ترین احساسات را به درستی و استادانه بیان و منتقل می‌کنند.

این کارگردان جوان اظهار کرد: «سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» را زمانی که دانشجوی کارشناسی بودم و «سمعک» را مابین کارشناسی و ارشد ساختم. بعد از طی این دوران احساس کردم زمان مناسبی است که به سراغ ساخت فیلم بلند سینمایی بروم. در ایران فیلم کوتاه نسبت به فیلمهای بلند، مهجورتر است و آنقدری که انرژی صرف ساخت کوتاه می‌شود بازخوردی ندارد. در طی این سالها فیلمهای کوتاه خیلی خوبی دیدم که در کمد سازندگان آنها بایگانی شده و فیلمها از هدف اصلی خود یعنی دیده‌شدن توسط مخاطبین بازمانده‌اند.

او با اشاره به اینکه با اکران هر فیلم، آن فیلم دوباره متولد می‌شود درباره اکران دو فیلم کوتاه خود بیان کرد: دو فیلم کوتاه «سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» و «سمعک» در  سایت هاشور به صورت وی‌اودی در دسترس مخاطبان است و پس از گذشت چندین سال از زمان ساخت این فیلمها و با فاصله گرفتن از آنها، بازخوردهای جالبی گرفتم.

حمید یوسفی در انتها گفت: «سینما نمایشگاه مجهول و داستان ما» نسبت به «سمعک» داستان خاص‌تری را روایت می‌کرد و برخی فیلم را خیلی دوست داشتند و بعضی هم اصلا با آن ارتباط برقرار نکردند. در کل نظرات مخاطبین برای هر فیلمسازی کمک کننده است و برای من هم همینگونه است.