هنروتجربه-معین محب علیان: سینمای تجربی برطبق مستندات تاریخی با اِعمال چارچوب های خارج از مسائل قراردادی ونظری در حاشیه مطالعات فیلم کارایی داشته است. آخرین کتاب میزوتا لیپیت یعنی سینمای خروجی : برگرفته از تئوری ویدیو وفیلم های تجربی مواردی از تحقیقات ناچیزِ اینگونه از فیلم ها را موردبررسی قرار می دهد. او به مفهوم دقیق کلمه تجربه و تجربی در این سینما می پردازد. کوشش او بر آن است که تاویل متقاعد کننده ای را ارائه دهد که تولیدکنندگان برنامه تلویزیونی و سینمایی به چه نحوی تحت عنوان سینمای “تجربی” با یکدیگر همکاری می کنند . لیپیت ما را با مجموعه ای از مباحثات فلسفی با همان اولین سوالش همراه می کند که دیالیکتیک سینمای تجربی برچه عنوانی استوار است؟

با استفاده از استعاره ی محل ضرب سکه یا مدال او تبار واژه را از زبان یونانی بیرون می کشد . اِکس (بیرون) و اِرگون یعنی کار ارجاعی می شود برای اشاره به چنین جمله ” فضایی بیرون از کار، خارج از بدنه اصلی کار در حالی که کماکان بخشی از آن است . اگزرگ یا همان ضرب مدال به دنبال جایی است که فضای بیرون از کار را با وابستگی به خودِ کار معرفی می کند. به بیانی دیگر سینمایی که درون وبرون سینما به حیات خود ادامه می دهد ،سینمایی که احساس نیاز می کند تا وجوه تولیداتش را برای آیندگان ظاهر کند. او بنیان هایی از فراواقعیت را در سینما بدین گونه مطرح می کند که ” فراواقعیت در فیلم به زمان اجازه ورود مجدد را از هرجایی می دهد،کافی است ردپای زمان را دنبال کنیم ،دیگر شبیه خودش نیست.”  او همچنین سوالی را مطرح می کند که اگر بازنمایی زمان در سینما تنها در سایه فراواقعیت میسر بود چه اتفاقی می افتاد؟

اگر زمان تنها در مفهوم خطی اش با فاصله ای بیرون از ما وساعت های دیواری امان خودش را نمایان می ساخت چه اتفاقی می افتاد؟ در یکی از فصل های این کتاب به بدنه و چیدمان آثار کاوه زاهدی فیلمساز ایرانی پرداخته شده است که بازپرسی بی رحمانه ای از فضای هنری و واقعی خودش را نشان می دهد،اینکه چرا دائما دوربین را درلحظه جلوعقب می بردو مرزهای شخصی وجهان بیرونی را کدر می کند گویی همزمان از خودبیخودی و به خود برگشتن را تجربه می کند . نام این فصل رتوریک یا بلاغت تصویر است . مساله ای که گاها به مرحله تصویرسازی شاید به معنای رایجش پهلو نزند .لیپیت در این کتاب نگاهی به کلیپ های هنرمندانه دیانا تاتر نیز می اندازد. از منظر او تغییرپذیری ویدیو به تاریکی ویژگی های منحصردبه فرد می انجامد. او به اکتشاف چنین قابلیت هایی به منظور معرفی این مدیوم رسانه ای به جهان بیرون اشاره می کند. در فصل دیگری از این کتاب به ژست های خالی :بدن های بدون ژست اشاره می کند .تمرکز اصلی او حرکت در سینما است که بنیان را چنین می گذارد “فیلم وسینما از سینتیک یا جنبش گرفته شده اند”که غیرمستقیم به بازتولید حرکت های برگرفته از زندگی اشاره می کنند. او همچنین خاطرنشان می کند که وجه سینمایی خودش را در قالب نظامی از حرکات تحمیل می کند که در بدن دیگری با تمهیداتی نظیر حرکت دوربین و تدوین نمودار می شود.