هنروتجربه- محمد جواد فراهانی: تقی امیرانی در «کودتای پنجاه و سه» قصد دارد از بخش مغفول مانده تاریخ در خصوص کودتای بیست و هشت مرداد پرده بردارد. او مستند خود را با این سوال اساسی آغاز می‌کند که چرا همواره انگلیسی‌ها سعی در پنهان کردن نقش خود در کودتا داشته‌اند؟ امیرانی برای رسیدن به پاسخ این پرسش از استراتژی کشف معما بهره می‌گیرد و مخاطب را در طول این پروسه با خود همراه می‌کند. فیلم در مسیر کشف و رمزگشایی خود از مصاحبه‌های آرشیوی بهره می‌گیرد و اطلاعات مهمی در خصوص برخی از شخصیت‌های مهم واقعه به دست می‌دهد. اطلاعات به صورت قطره چکانی، گام به گام و با توجه به اهمیت‌شان عرضه می‌شوند و در همان یک سوم ابتدایی روایت، مستندهای بازسازی‌شده به مصاحبه‌ی آرشیوی می‌پیوندند و فرم کلی اثر را تشکیل می‌دهند.

«کودتای ۵۳» از ابتدا شبیه یک سفر شخصی است. این فیلم، هم تلاشی است برای توضیح رویدادهای آن روز سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر ایران و هم روایتی تقویمی است از تلاش‌های فیلم‌ساز و تیم‌اش برای پرده برداشتن از اسناد جدید و بالقوه افشاگر درباره آن. در مورد آخر، اهمیت مستند از لحاظ بُعد وسیع و طولانی پژوهشی‌اش که تقریبا ده سال زمان برده، تقی امیرانی را به جمع قابل توجهی از پژوهشگران و محققان و فعالان این زمینه پیوند می‌دهد.

امیرانی با بهره‌گیری از شیوه‌ی توزیعی مشارکتی که به واسطه آن جست‌وجویش برای رسیدن به پاسخ را به بخشی از روایت تبدیل می‌کند، خودش را در موضع مخاطب قرار می‌دهد، طوری که انگار نتیجه برای او نیز غیرقابل تشخیص است. فیلم‌ساز موفق می‌شود مسئله شخصی خود را که در سخنرانی تد ابتدای فیلم به آن اشاره می‌کند به مسئله‌ای جمعی تبدیل کرده و آن را به مسئله روز جامعه تعمیم دهد. مثل اشاره به تحریم‌های انگلیس و آمریکا بر ضد ایران در طول تاریخ. او از طریق مصاحبه‌هایی که در آن مقامات آمریکایی لب به اعتراف گشوده‌اند دیگر جایی برای ابهام در درستی روایات باقی نمی‌گذارد و از پس این اعترافات، مستند را به سمت نقش انگلیسی‌ها در کودتا هدایت می‌کند. او استتیک روایی فیلم خود را بر پایه تضاد میان دو قطب ایرانی و انگلیسی بنا می‌نهد؛ فیلم‌های آرشیوی مصدق را معرفی می‌کنند و مصاحبه بازسازی شده به نقش حیاتی نورمن داربی شر، مامور امنیتی بریتانیا اشاره می‌کند.

فیلم در مواقعی که به بحران‌های تاریخی می‌پردازد، هم‌چون بحرانی که انگلیسی‌ها پس از اخراج از ایران با آن مواجه می‌شوند، با ضرباهنگی سریع و استفاده از نماهای کوتاه، التهاب را تشدید و روایتی نسبتا طولانی را به طور موجز عرضه می‌کند که در اینجا اهمیت حضور والتر مرج در مقام تدوینگر کاملا مشهود است. فیلم‌ساز در این وهله، از ماجراهای تاریخی با سرعت بیشتری عبور می‌کند تا بدین ترتیب واقعیت آشکار را به ابهام موجود در معمای خود متصل کند و در ادامه بتواند گره‌گشایی را تا حصول نتیجه دنبال نماید.

بنابراین مصاحبه‌ها را می‌توان از دو جنبه با اهمیت تلقی کرد، ابتدا از این منظر که قرار است در تجمیع با یکدیگر به سوالی واحد پاسخ دهند و سپس اهمیت هر یک از آن‌ها در مقام یک خرده داستان. خرده‌داستان‌هایی که به تنهایی قابلیت پرداخت در مستندهایی دیگر را دارند؛ مثل چگونگی همزیستی مردم آبادان و انگلیسی‌ها، ماجرای ترور سرتیپ افشارطوس که به شدت مورد اعتماد دکتر مصدق بود، حمله به منزل دکتر مصدق و شکست کودتایی که سرهنگ نصیری هدایتش را برعهده داشت، عوامل موثر در شکل‌گیری ساواک و البته نقش اشرف، خواهر شاه در سرنگونی مصدق.