هنروتجربه-عباس اقلامی: بر پیشانی نوشت فیلم «کیارستمی و عصای گمشده» نقل قولی آمده از ژان­کلود کاری­یر با این مضمون که «درس کیارستمی در فیلم­سازی برای ما، پرهیز از کپی برداری است».

محمود رضا ثانی در سال ۲۰۱۲ همراه عباس کیارستمی شده در کارگاه فیلم­سازی او در مورسیای اسپانیا که نتیجه­ی آن، فیلم «کیارستمی و عصای گمشده» است. فیلمی که تماشاگر را سر یکی از کلاس­های فیلم­سازی کیارستمی می­ نشاند. کلاس­هایی که مانند خود فیلم­های کیارستمی در آن می­شود هم از فیلم و سینما شنید و هم از زندگی. یک تجربه­ی تصویری دیگر از شیوه­ی کار و طرز نگاه عباس کیارستمی به سینما و زندگی. مثال­های سینمایی فیلم­سازی که بیش از هر چیز در فیلم­هایش به دنبال کشف لحظه­ های با اهمیت زندگی است، در حال و هوای چگونه زیستن. در فیلم به مثابه زندگیِ کیارستمی، که از دل درس­هایش از جمله در کارگاهی که محمودرضا ثانی به تصویر کشیده می­توان دید، از جمله توصیه­ ها­ی او به شاگردان کارگاهش حذف و انتخاب در فیلم­سازی است. اینکه عناصر غیرضرور را از فیلم حذف کنند و برای بهتر شدن فیلم دست به انتخاب بزنند. و چه کاری بهتر از این در متن زندگی، که جسارت انتخاب و حذف داشت.

این جسارت داشتن را کیارستمی به هنرجویانش می ­آموزد و سعی دارد آنها فیلم­سازی در انتهای دوره بشوند که جسارت داشته باشند در تجربه کردن تازه­ها. کاری که خود اذعان دارد در کنار آنها خودش هم مشغول تجربه کردن آن مانند تمام کارگاه­هایش است. نمونه­اش سکانسی که در یکی از لوکیشن­ های انتخابی برای فیلم­سازی هنرجویان کارگاه که پارکینگ اتوموبیل­ های اسقاطی است، وقتی هیچ هنرجویی ایده­ای برای فیلم ساختن پیدا نمی­کند با ساخت یک فیلم چند دقیقه­ای داخل یک ماشین اسقاط با دو بازیگر، تجربه­ای از لذت تماشا می­ آفریند.

این شیوه از تجربه کردن را کیارستمی در توضیح، با تفاوت در دیدن و نگاه کردن مرتبط می­داند. او معتقد است کار هنرمند، نگاه کردن است و کار هنری در نتیجه­ی این به دست می­آید که هنرمند چیزهایی را ببیند که دیگران نمی­توانند ببینند.

فیلم ثانی در نوع خود پاسخ به انبوه پرسش­هایی است که در ذهن علاقمندان و منتقدان در مواجهه با سینمای کیارستمی در طول سالیان شکل گرفته است. فیلم­ساز به دنبال ارایه­ی تجربه­ ای­ست دست اول از شیوه­ی فیلم­سازی عباس کیارستمی به کمک نشان دادن شیوه­ی آموزش او در کارگاه­های فیلم­سازی به هنرجویانی که به دنبال یافتن پاسخ پرسش­های خود در جهان سینما با شیوه­ی عباس کیارستمی هستند. پاسخی که ژان­کلود کاری­یر معتقد است کیارستمی با آموختن «چگونه کار کردن» به هنرجویانش می­دهد. و بعد از آن است که آن­ها خودشان باید به دنبال «چه کار کردن» بروند.

عباس کیارستمی در کارگاه­هایش هم مشابه فیلم­هایش مخاطب را دعوت به فکر کردن در پایان می­ کند. درست همانطور که بعد از تماشای فیلم­های او، تماشاگر فراخوانده می­ شود به فکر کردن به آنچه دیده، در پایان کارگاه­های او هم هنرجو می­ آموزد که به راحتی قانع نشود و اطمینان و کمک از دیده­هایش بگیرد برای یافتن راه رسیدن به چیزهایی که از فیلم و در فیلم می­خواهد. کیارستمی پیشنهاد می­ کند هنرجویش به چیزی در فیلم قطعیت نبخشد و قطعیت نبخشیدن را پیشنهادی برای تداوم می­داند. تدوام فیلم در فیلم­ساز و تماشاگر.

عباس کیارستمی فیلم­سازی را لذت تجربه کردن­های پی در پی می­داند. او طبق آموزشی که به هنرجویان کارگاهش در مورسیای اسپانیا هم می­دهد، در سینما به دنبال بر هم زدن نرم­ها و جابجایی­های مدام است. او اساس کار را در تفاوت­ها می­داند. معتقد است اگر جسارت تجربه کردن همراه فیلم­ساز باشد و در دیدن پدیده­های پیرامون، به دنبال کشف راهی دیگر و شیوه­ای تازه در مواجهه باشد، می­تواند پنهان­ترین حد توانایی­های خود را کشف کند. می­تواند از راهی شدن به کوره راه­ها هراس نداشته باشد تا راه خود به او بگوید چگونه ادامه دهد.