هنروتجربه-سید حسام فروزان: فیلم «سایه» (۲۰۱۸) بازگشت شکوهمندانه ژانگ ییمو به قلمرو پادشاهی خود است؛ همان ژانر اکشن رزمی-حماسی با صحنه‌پردازی‌های شاعرانه و لطیف و رنگارنگی که در آن به استادی رسیده است. ییمو که مثل رفیقش چن کایگه از فیلمسازان نسل پنجم سینمای چنین محسوب می‌شود در سال ۲۰۰۲ با فیلم «قهرمان» شناخته شد در ادامه با «خانه خنجرهای طلایی» و «نفرین گل طلایی» و «گل‌های جنگ» و… خود را به عنوان فیلمسازی خوش‌قریحه و صاحب سبک تثبیت کرد. او سایه را پس از شکست پروژه هالیوودی «دیوار بزرگ» ساخت و بار دیگر همگان را شگفت‌زده کرد. سایه یکی دیگر از حماسه‌پردازی‌های دقیق و چشم‌نواز اوست که به شدت دیدنی از کار درآمده. سایه نخستین بار در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۱۸ و  جشنواره ونیز به نمایش درآمد و در اکران جهانی هم فروش قابل قبولی داشته است.

 

داستان فیلم به دوران پادشاهی سه امپراطور (۲۲۰-۲۸۰ قبل از میلاد) چین باستان می‌پردازد. قصه‌ای پیچیده و چند لایه از آنچه در پشت پرده ارباب قدرت می‌گذرد. برخی از پادشاهان چین باستان، بدلی شبیه خود (سایه) تربیت می‌کرده‌اند تا در مواقع خطر به جای آنها بر مسند قرار گیرد و به این ترتیب از گزند توطئه‌های خونین دشمنان مصون بمانند. سایه‌ها افرادی بودند که قهرمانانه فداکاری می‌کردند و جانشان را برای پادشاهان می‌دادند اما نامی از آنها در تاریخ باقی نمی‌ماند. فیلم داستان یکی از آن سایه‌های وفادار است. درونمایه اصلی فیلم نبرد همیشگی خیر و شر، نور و تاریکی و البته رویارویی اصل با بدل است. نقش یین و یانگ که در جای جای فیلم تکرار می‌شود اشاره‌ای است به جهان فیلم که در همه اجزایش تسری یافته است.

نیمه اول فیلم یکنواخت و تاحدودی کسل‌کننده است. ممکن است تماشاگر فکر کند با یکی از آن فیلم‌های تاریخی طرف است که از سر تا ته دیالوگ هستند و حوصله آدم را سر می‌برند. اما از نیمه دوم فیلم جان تازه‌ای می‌گیرد و صحنه‌های نبردهای تن به تن و گروهی چشم را خیره می‌کنند. نقطه قوت فیلم، طراحی بصری فیلم است که به دقت چیده شده تا در خدمت خلق جهان فیلم و فضای داستان باشد. با فیلمی سرد و بارانی و خاکستری روبرو هستیم که رنگ سرب یا آهن در آن غالب است. فیلم مثل تابلوی نقاشی سنتی چینی است با همان تونالیته‌های سیاه و سفید و سایه روشن‌های خاکستری که خون و خنجر و شمشیر و مردان آهنین در ترکیب‌بندی آن بکار رفته است. فیلم به صورت رنگی فیلمبرداری شده است اما بنظر سیاه و سفید می‌آید. فیلمساز در نهایت خوش قریحگی، الگوی تای چی و سبک نقاشی قلم مو و مرکب و مینیاتورهای چین باستان را در تاروپود فیلم بافته است. نکته حیرت‌انگیز این است که طراحی بصری خلاقانه فیلم فقط از منظر زیبایی‌شناسی و حظ بصری نیست بلکه خود به یکی از عناصر داستان و شخصیت‌پردازی تبدیل شده است.  از دیگر نقاط قوت فیلم بازی بازیگرانی چون سان لی، دنگ چائو و لئو وو است که بازی تاثیرگذارشان به یاد ماندنی است. برخی از دیالوگ‌های فیلم در ذهن تماشاگر حک می‌شود: «فرمانده، بدون شخص اصلی بازهم سایه وجود دارد. این را باید خیلی وقت پیش می‌فهمیدی»