هنروتجربه-سحر عصرآزاد: فیلم سینمایی “ترانه ققنوس” ساخته وو تیان مینگ از کارگردانان مهم نسل میانی سینمای چین است که سال ۲۰۱۴ ساخته شده است. کارگردانی که بیش از هر چیز مصائب مردم چین را در دوران کمونیسم مورد توجه قرار داده و به نوعی انسان و اراده بشری فصل مشترک آثارش است.

“ترانه ققنوس” از الگوی رایج فیلم های زندگینامه ای بهره می برد که مسیر حرکت یک کودک/ نوجوان عادی را تا تبدیل شدن به یک قهرمان به واسطه همنشینی با یک استاد، پیر، مرشد و مراد دنبال می کند.

اما این بار این الگوی آشنا به واسطه خوانش متمایز فیلمساز و بستر قصه، واجد جذابیت و تازگی شده که مخاطب را به تجربه ای متفاوت دعوت می کند. یو تیان مینگ نوجوانی است که به اصرار پدر باید در محضر ژیائوسان؛ پادشاه ساز سونا آموزش ببیند. آرزویی که پدر نتوانسته به آن دست یابد و حالا او باید به سرانجام برساند.

نکته جذاب فیلم شباهت هایی است که بین ساز سونا و سُرنا (که برای ما آشناست) وجود دارد و همین وجه اشتراک و در عین حال تمایز آن به واسطه جایگاه این ساز در فرهنگ کهن چین، تجربه همراهی با فیلم را تأثیرگذارتر می کند.

در طول آموزش یو تیان مینگ و رقابت او برای تبدیل شدن به هنرجوی برتر و میراث دار استاد، آنچه به شکل زیرپوستی در فیلم موکد می شود؛ شکافی است که به تدریج بین جامعه سنتی و مدرن چین شکل گرفته است. شکافی که منجر به از بین رفتن جایگاه آداب و سنت های مقدس گذشته شده و سونا به عنوان سازی که در مراسم عروسی و عزا نواخته می شده؛ مصداق این گسست است.

اهمیت سونانوازی در فیلم به گونه ای دراماتیزه شده تا جایگاه (ترانه ققنوس) به واسطه شأن و اعتباری که استاد به آن می دهد، برای مردم روستا هم منحصر به فرد شود؛ به گونه ای که خاطره شنیدن این ترانه برای آنها به ۱۰ سال قبل بازمی گردد!

به همین دلیل است که استاد ژیائو سان حاضر نمی شود برای مراسم خاکسپاری رئیس دهکده این نوای مقدس را بنوازد؛ چراکه از نقطه نظر او متوفی برای پیروزی بر رقبا ناجوانمردانه عمل کرده است.

فیلمساز تلاش کرده بر بستر دوران رشد و بلوغ مهارت و البته ذهنیت یو تیان مینگ، فضایی شاعرانه از ارتباط با طبیعت، پرندگان و اصوات جادویی محیط ثبت کند تا وجه ماورایی و مسخ کننده ساز سونا و (ترانه ققنوس) که بازسازی اصوات طبیعی پرندگان است، برجسته شود.

اتمسفر بکر روستا، درختان، مزارع، رودخانه ای که در کنار مزرعه در گذر است و ارتباط بی واسطه یو تیان مینگ با این عناصر، زمینه تمایز او را فراهم می کند تا مهر تأییدی بر انتخاب او به عنوان وارث استاد و ساز سونا باشد. او که در بزرگسالی برای زنده نگه داشتن این هنر سنتی می جنگد تا آن را ثبت کند و نهایتاً بر سر مزار و مقبره استاد (ترانه ققنوس) را با خیال او همنوازی کند.

از صحنه های تأثیرگذار فیلم باید به آخرین آواز استاد در وخامت بیماری اش اشاره کرد که از سونا خون جاری می شود و تداعی کننده همان وجه ققنوس وار آوازه خوانی است که با اوج و سوختن به نقطه پایان و در واقع جاودانگی می رسد.