هنروتجربه-شادی حاجی مشهدی: فیلم سینمایی «پوست» اولین فیلم بلند داستانی برادران ارک پس از تجربه ی  فیلم کوتاه و موفق «حیوان» عاشقانه ای آمیخته به خرافه و جادوست، که در یک اتمسفر تازه جان گرفته است. فیلم به زبان ترکی و در زیست بوم آذربایجان شرقی، در شرایط اقلیمی سخت و سرمای زمستانِ تبریز ساخته شده است.این ها به خودی خود، فیلم ” پوست ” را درردیف آثاری با فضاسازی متفاوت که قصه ای ناشنیده دارند، قرار می دهد؛ ویژگی که در سال های اخیر در سینمای ایران، کمتر شاهد آن بودیم.

در این فیلم، مشخصا فرهنگ و اصالت قصه پررنگ است و روایت فولکلوریک آن که بیشتر به یک کهن افسانه آذری اشاره دارد، از عشقی نافرجام می سراید که در آن، قهرمان عاشق پیشه، ناگزیر به انتخاب  میان خیر و شر می شود.

زبان بصری فیلم نه به کلیشه های مرسوم تریلرها و ساینس فیکشن های به یادماندنی تنه می زند و نه به طور کامل از مولفه های  ژانر وحشت بی بهره است. جنس تصویر و فضاهایش، وهم آلود و مُکسّر است؛ این شکست زمان- مکانی به واقع، همراه با ترانه سرایی های راوی اصلی یعنی “عاشیق خوان”، به قصه رنگ و جان می دهد.

موسیقی “بامداد افشار”، قلب تپنده  این فیلم است که جادویساز نوازنده و ترانه هایش را با فضانگاری های دوربین، بُعد و حیات می بخشد.اما مشکل اساسی فیلم  برای مخاطب غیر آذری زبان این است که احتمالا خیلی دیر موفق به درک جوهره ی اصلی قصه می شود. چرا که پیش ازهمراهی با جهان فیلم، مجذوب فضای مرموز آن و تعقیب زیرنویس های فارسی شده، و بی شک ازدریافت جز به جز مقدمات و گزاره های اولیه پیرنگ اصلی جامانده است.

همراهی با قهرمان اصلی فیلم در هیات مردی که برای رهایی از نیروی اهریمنی شر، پوستین شیر به تن کرده و در دسته عزاداران جای دارد، آنجا ملموس تر می شود که شرح و وصف شروع این عاشقی را اززبان نغمه سرای سیار که  با شور و سوزمی نوازد و افسانه می خواند، می شنویم.”آراز”مرد خسته دل و امان بریده، برای رسیدن به دلدارش، ” مارال”( خاتون تازه بیوه شده) باید از مادرش بگسلد. برای ممانعت از این وصال،استفاده از جادو و ارتباط با اجنه و موجودات غیر مادیراه چاره می شود. جن ها اما بدون بها، بهره نمی بخشند. وصال آراز و مارال به باطل کردن جادوی آیینه ها وابسته است و در همین زمان،رهایی از زوال تدریجی جسم و جان مادر نیز،مشروط است به دل بریدن عاشقاز معشوق.

شاید به نظر عجیب باشد که بدانیم حتی در قرن بیست و یکم – در سالهای پایانی دهه نود خورشیدی- کماکان در جامعه ی سنتی و تابو زده ایران همچنان از هر قوم و بومی، آیین و عاداتی عجیب و باورناپذیر سر می زند.انتخاب چنین سوژه ای با جسارتی کهدر پرداخت دارد، اگر چه ممکن است محلی برای بحث و مجادلات اجتماعی و روانشناسانه، در جامعه کنونی و رو به توسعه ایرانباشد، امابرای عبور از چنین تابوها و خرافات ریشه دار، سکوت و غفلت، تنها راه چاره نیست. این گذار، یقینا نیازمند بررسی و نگاه دقیق تری است که همراه با شناختریشه های فرهنگی – تاریخی و آسیب شناسی موشکافانه ترراه گشاست.

در فیلم «پوست»، شکل گیری درام به موازات پیشرفت قصه مدیون دو عنصر اصلی است؛ یکی موسیقی و دیگری گریم و طراحی صحنه. با این حال، تا نیمه، از فراز و فرودهای مهم و دراماتیک فیلم خبری نیست. این مساله ممکن است از تحمل معمول، مخاطب خارج بوده و او را خسته کند؛ اما از نیمه به بعد، عمدتا بر تصاویری تاکید می شود که روشهای ساخت طلسم وارتباط با موجودات فرا ماده رابه تصویر می کشند. این نماها  همچنین می تواند برای تماشاگر نا آشنا با این مفاهیم، که در همراهی با قصه برای آگاهی از فرجام شخصیت های آن،انتظار می کشد نیز،با پرسشگری و جذابیت توام باشد.