هنروتجربه: کامران حیدری مستندساز در گفتگو با خبرنگار سایت «هنروتجربه»، با اشاره به اینکه مستند «فوق ماراتن» به کارگردانی سعید کشاورز را یکبار پیش از اکران در «هنروتجربه» و یک بار هم در همین روزها تماشا کرده است، بیان کرد: می‌توانم بگویم برای بار دوم که این فیلم را تماشا کردم دیدگاه متفاوت‌تری نسبت به دفعه اول پیدا کردم چراکه به واسطه مطالعات جدیدی که درباره دومیدانی داشتم، قهرمان قصه برای من جذاب تر شده است.

وی ادامه داد: شاید بتوان گفت کتاب «از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم» اثر هاروکی موراکامی بیشترین تاثیر در تغییر نگاهم به این مستند داشت چراکه این کتاب به چیزی فراتر از شرح حال و شکستن رکورد می‌پردازد یعنی این کتاب تلاش می‌کند تاثیر دویدن‌های موراکامی روی ذهن و نویسندگی‌اش را با تفسیر کامل شرح دهد پس از خواندن این کتاب بود که به سعید کشاورز گفتم دوست دارم یک بار دیگر مستندش را تماشا کنم و معتقدم سعید کشاورز هم با فیلمش توانسته است همین تاثیر را بر زندگی خود و مخاطبانش بگذارد.

کارگردان «واکس چه» تاکید کرد: بار اولی که این مستند را تماشا کردم، شخصیت اصلی «فوق ماراتن» برایم قابل درک نبود اما در حال حاضر این شخصیت برای من مهم و تاثیرگذار شده است.

حیدری با اشاره به اینکه «فوق ماراتن» به موضوع مهمی پرداخته است، گفت: شیوه قصه‌گویی این مستند برای منِ مخاطب جذاب است و حتی اگر کارگردان بهانه‌ تحریک‌آمیزی را در ذهن کاراکتر اصلی قوی کرده باشد تا فیلم قصه‌گو شود، باز هم با آن همراه می‌شوم تا ببینم بالاخره قهرمان فیلم رکورد می‌شکند یا نه.

وی با اشاره به اینکه سینمای مستند به معنای حقیقی وجود ندارد، تصریح کرد: مستندساز باید روایت های جدیدتری فراتر از مستندسازی دوران‌های گذشته را به مخاطب معرفی کند و «فوق ماراتن» دقیقا در همین راستا در حال تجربه کردن است و سعی می‌کند صرفا فیلمساز یا فیلمبردار نباشد بلکه با شخصیت همراه شود و شخصیت و تم فیلم را بهانه‌ای برای شیوه‌های روایتگری جدیدتر قرار بدهد در حقیقت این روایتگری مدرن را در اغلب هنرها می‌بینیم.

این مستندساز ادامه داد: به عنوان مثال در ادبیات داستانی، صادق چوبک از اتفاق‌های واقعی و مستند الهام گرفته و رمان‌هایش را نوشته است اما کماکان در فیلم مستند کمتر به سمت این تجربه‌گرایی در قصه‌گویی می‌رویم و حتی تلاش می‌کنیم آن را انکار کنیم اما برای ساختارشکنی باید از روایت‌های گذشتگان رد شد و حتی مهم نیست فیلمی که می‌سازیم داستانی شود یا مستند بلکه فقط باید به آن بگوییم فیلم و نگران مستند شدن صرف آن نباشیم همچنین به نظرم جهانی که این روزها در سینمای مستند در حال شکل‌گیری است گاهی فراتر از سینمای داستانی تاثیرگذار است و مستند «فوق ماراتن» تلاشی در همین راستاست.

کارگردان «دینگومارو» در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به راش‌های زیاد این مستند مطرح کرد: راش زیاد شبیه خرده روایت برای قصه‌گویی اصلی فیلم است اما در راش کمتر سریع‌تر می‌توان فیلم را تدوین کرد البته ممکن است خرده روایت‌های فیلم پُررنگ و قوی نشوند که ترجیح من مستندساز به داشتن خرده روایت‌های بیشتر است اصولا تدوینگر کارگردان جدید فیلم مستند است که نحوه برخورد او با راش‌های زیاد مهم است چراکه ممکن است حتی قصه را هم تغییر بدهد و متن جدیدتری به فیلم اضافه کند.

وی در ادامه با بیان اینکه اصولا با فیلم‌هایی که صریح و رودررو بدون اینکه به مخاطب اجازه مشارکت ذهنی بدهد ارتباط برقرار نمی‌کند، عنوان کرد: با دیدن تلاش شخصیت فیلم و مشاهده لوکیشن‌ها در «فوق ماراتن»، بدون اینکه کارگردان محتوای مستند را مستقیم یادآوری کند، مخاطب آن را حس می‌کند و این نکته مهم این مستند است.

حیدری در پایان با اشاره به اینکه قطعا یکی از اهداف فیلم نمایش تلاش یک فرد برای تغییر طبقه اجتماعی متزلزل خویش است، خاطرنشان کرد: شاید بتوان گفت اینگونه شخصیت‌ها به لحاظ اقتصادی ارتباط یا توانایی دیگری که خودشان را در جامعه بالا بکشند، ندارند برای همین دست به کارهای خاص‌تری می‌زنند و قهرمان قصه هم تلاش می‌کند با دویدن آن را بدست بیاورد به عنوان مثال یوسین بولت قهرمان دوسرعتی که اهل یک شهر فقیر در جاماییکاست، ۱۵ سال تمرین کرد تا بتواند ۱۰۰ متر را زیر ۹ ثانیه بدود تا ۴ دوره قهرمان المپیک شود. زندگی او دراماتیک است و معانی مهمی هم می‌تواند داشته باشد و شبیه «فوق ماراتن» است که سعید کشاورز آن را در شیراز جلوی دوربین برده است در نهایت باید بگویم «فوق ماراتن» قهرمان عحیب و غریبی ندارد و شیک و پُر زرق و برق نیست اما واقعی است و به همین دلیل مخاطب را می‌تواند تحت تاثیر قرار بدهد.

مستند «فوق ماراتن» به کارگردانی سعید کشاورز این روزها در سینماهای «هنروتجربه» روی پرده است.