هنروتجربه-رضا صائمی: پیش از این براداران ارک را با فیلم کوتاه حیوان که در نخستین بسته فیلم های کوتاه در گروه هنر و تجربه به اسم اکران نوروزی به نمایش درآمد شناختیم. فیلمی که نشان می داد دو برادر خلاق و صاحب ایده پشت آن قرار دارند. حالا در تداوم همان تجربه برادران ارک، نخستین فیلم بلند خود به اسم «پوست» را ساخته اند که در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر موفق به دریافت سیمرغ بهترین فیلم هنر و تجربه شد.فیلم پوست  فارغ از موضوع و ژانر و شمایل فرمی یک فیلم بومی با قصه ای افسانه ای و فولکلوریک است که به زبان ترکی ساخته شده. با بهمن و بهرام ارک فیلمسازان دوقلوی تبریزی درباره فیلم پوست و ویژگی های آن گفتگو کردیم که بخش اول آن را در اینجا می توانید بخوانید.

  • شما قبل از اینکه نخستین فیلم بلند خود را بسازید صاحب تجربه فیلمسازی کوتاه بودید که در این مبان فیلم کوتاه حیوان بیش از بقیه مورد توجه قرار گرفت. حالا چقدر فیلم پوست را حاصل تجربه و تداوم فیلم کوتاه حیوان می دانید و آیا قصد دارید در ادامه به ساخت فیلم بلند ادامه دهید یا به ساخت فیلم کوتاه برمی گردید؟

بهمن : بله شاید فیلم پوست را بتوان در مسیر و تداوم فیلم حیوان معنا کرد. در واقع ساخت حیوان جسارت هایی به ما داد که بتوانیم فضاهای تازه تری را تجربه کنیم. البته تجربه هایی که در فیلم کوتاه نجس هم داشتم در ساخت فیلم پوست به ما کمک کرد. البته این را هم بگویم که قبل از حیوان، تصوراتی از فیلمنامه پوست در ذهن داشتیم و به نوعی طرح و ایده کلی آن قبل از حیوان در ذهن ما شکل گرفت. ساخت فیلم حیوان جسارت ما را برای اجرایی کردن فیلمنامه پوست بیشتر کرد و موجب شده به سراغ ساخت آن برویم. بنابراین اینکه بعد از ساخت پوست، به ساخت فیلم کوتاه یا بلند ادامه می دهیم خیلی تصمیم قطعی نیست. بستگی به این دارد که چه ایده و فرصتی پیش بیاید. ممکن است فیلم بعدی ما کوتاه باشد یا بلند. در واقع ایده و فیلمنامه است که تصمیم بعدی ما را را درباره کوتاه یا بلند بودن فیلم روشن می کند.

بهرام: موافقم که فیلم پوست ادامه مسیر فیلمسازی من و بهمن بعد از فیلم کوتاه حیوان است. به ویژه اینکه حس تجربه گرایی که در ساخت فیلم حیوان از جمله در میزانسن، موضوع و روایت و در نهایت  خلق دنیای ذهنی و ادغام آن با دنیای واقعی و در نتیجه آن دیگرشدگی که در شخصت اصلی فیلم حیوان شاهد بودیم به نوعی ادامه آن را می توان در فیلم پوست هم ردیابی کرد. درباره اینکه بعد از این قرار است کدام شکل از فیلمسازی را ادامه دهیم خیلی سخت است که از الان بخواهیم پاسخ قاطعی به آن بدهیم. البته من و بهمن در حال نوشتن فیلمنامه یک فیلم بلند هستیم و اگر امکانش فراهم شود آن را بسازیم. به نظرم ساخت آن فیلم می تواند تجربه پوست را در ساخت فیلم بلند کامل کند. در واقع همان فضایی که در فیلم پوست تجربه شده را در فیلم بعدی کامل کنیم و نواقص آن را رفع کنیم تا در این فضا با فیلم بهتری مواجه شویم.

  • یکی از ویژگی های فیلم پوست و حیوان و البته سینمای شما این همکاری مشترک و کارگردانی برادرانه شماست. امری که شاید با توجه به مشکلاتی که در فرهنگ همکاری های جمعی ما وجود دارد این کارگردانی دونفره هم جذاب است و هم پرسش برانگیز. اینکه کارگردانی دو نفره شما به شکلی صورت می گرفت آیا همه اجزا و عناصر و صحنه های فیلم محصول همفکری و همکاری مشترک بود یا بر اساس تقسیم کار هر کدام بخشی از کار را به عهده گرفتید؟

بهمن: نه به شکل منفک شده کار نمی کنیم. وقتی درباره یک همه اجزا و عناصر یک صحنه به نظر مشترک و ثابتی می رسیم آن صحنه را اجرا می کنیم. این اجزا شامل انتخاب لوکیشن،نحوه ساختش، شیوه میزانسن و انتخاب بازیگر و شیوه بازیگر است که وقتی به دیدگاه مشترک و مطئمن رسیدیم آن را اجرا می کنیم. البته گاهی با اختلاف نظر مواجه می شویم. دعواهامون را می کنیم و دیدگاههای خود را مطرح می کنیم و در نهایت وقتی از همه این فیلترها عبور کردیم دست به کار می شویم. واقعیت این است که هیچکدام نظر خود را به دیگری تحمیل نمی کنیم و تا به نقطه مشترک نرسیم هیچ ایده ای را اجرا نمی کنیم. البته به دلیل نزدیکی دیدگاه و نظرمان به یکدیگر نقاط مشترکمان زیاد است و اختلاف نظرها کمتر اختلالی در کار ایجاد می کند.

بهرام: در واقع آن قسمت هایی که مربوط به خلق یک صحنه می شود حاصل همفکری ماست. اما آن قسمت که مربوط به تولید می شود یک تقسیم کاری بین خودمان داریم مثلا در پیش تولید یکی از ما امور مربوط به بازیگرها را انجام می دهد یا مثلا در ساخت دکورها یک نفر از ما نظارت بیشتری از آن دیگری دارد. مثلا در طراحی لباس بهمن انتخاب می کرد و من فقط تایید می کردم. اما در میزانسن و اجرای نهایی به صورت مشترک عمل می کنیم. این یک همکاری بیشتر است که شاید به قول شما در فرهنگ ما کمتر اتفاق می افتد یا دوام دارد. به هر حال ما دوقلو هستیم و زیست مشترک داشتیم و از بچگی با هم بزرگ شدیم. نگاهمان به سینما در کنار هم شکل گرفته و فیلم هایی که دیدم و ما را تحت تاثیر قرار داده مشترک بوده. در واقع جهان سینمایی ما به هم نزدیک است و این باعث شد آنچه بهمن به عنوان هنر یا کنش هنری قبول دارد من هم موافق آن باشم. نقاط اختلاف هم آنقدر زیاد نیست که بخواهد به یک مانع و عامل بازدارنده در پیشبرد کار بدل شود. در واقع یک گفتمان مشترک بین ما شکل می گیرد که همین مساله به حل اختلافات احتمالی بین ما در برخی پلان ها و سکانس ها کمک می کند. ضمن اینکه ما این همکاری و کار دونفره را طی این سالها تمرین و تجربه کرده ایم و یاد گرفتیم که چطور یک اثر مشترک بسازیم. فراتر از این به جایی رسیدم که بدون حضور دیگری، انگیزه و اعتماد به نفس لازم را برای ساخت یک فیلم سینمایی نداشته باشیم و حضور یکی به دیگری دلگرمی می بخشد. در واقع ما به حضور یکدیگر نیازمندیم.

  • فیلم پوست را هم می توان در ژانر وحشت تفسیر کرد و هم آن را روایتی از یک افسانه محلی و فیلمی فلکوریک دانست. تحلیل خودتان از مضمون و ژانر فیلم چیست و فکر می کنید مخاطب ایرانی چقدر می تواند با فضای این قصه ارتباط برقرار کند؟

بهمن: ببنید فیلم در ژانر خودش وحشت نیست، اگرچه ممکن است حالات یا تجربه هایی از وحشت را داشته باشد. به نظرم پوست بیشتر فیلم خیال گونه ای است که به فیلم های فانتزی و تخیلی نزدیک می شود. برخی آن را مصداقی از رئالیسم جادویی می دانند که البته من اعتقادی به این عناوین ندارم و اساسا علاقه ای به این ندارم که در ژانر خاصی فیلم بسازیم یا وام دار ژانر خاصی باشیم. با این حال به استفاده از مولفه ها ژانرهای مختلف در فیلمسازی اعتقاد دارم. به نظرم باید در فیلم به گونه ای ساخته که مخاطب ایرانی بتواند با آن ارتباط برقرار کند و احساسات مشترکی را با شخصیت های فیلم تجربه کند. این احساسات مشترک به همذات پنداری مخاطب با آدم های قصه کمک می کند. حتی مخاطب خارجی هم ممکن است با این فیلم از منظری دیگر ارتباط برقرار کند. خوشبختانه مواجهه مخاطب در جشنواره فجر با فیلم خیلی خوب بود و واکنش های مثبت زیادی دریافت کردیم. اینکه در اکران عمومی چه اتفاقی برای فیلم می افتد باید منتظر بود تا ببینم چه اتفاقی می افتد. فعلا نظرات متضادی درباره واکنش مخاطب ایرانی در اکران عمومی دریافت کردیم که هیچکدام نمی تواند به طور قطعی این واکنش ها را پیش بینی کند و باید منظر نمایش فیلم و مواجهه مخاطبان با آن باشیم.

بهرام: به نظرم  می توان در مورد ژانر وحشت در فیلم پوست حرف زد اما نمی توان آن را به این ژانر تقلیل داد و بر این مبنا به نقد فیلم پرداخت چون پوست تابع ژانر وحشت نیست. ژانر محصول تداوم ساخت در سینماست و جغرافیایی که در جبر آن امکان خلق یک ژانر وجود دارد. موضوع فیلم پوست درباره جن است که بالطبع موضوع دلهره آوری است ولی ما در قصه و روایت هایی که می شنویم این دلهره موجب ترس می شود اما موجب وحشت نمی شود. به نظرم بیشتر دلهره آور است که در آن یک آگاهی وجود دارد نه فقط یک ترس صرف. اساسا انسان در مواجه با موجودات ناشناخته پیرامونش با تجربه ترس به یک شناخت تازه ای از آن پدیده ها دست می یابد. مثلا وقتی ما از موجودات فضایی حرف می زنیم هم از آن یک ترس ناشناخته داریم هم دوست داریم آنها را بشناسیم و نسبت به آنها آگاهی پیدا کنیم. به نظرم ما در پوست از ژانر عبور کردیم و قصد نداشتیم فیلم ترسناک بسازیم فقط خواستیم از مود ترس برای بیان حرفهایی خود استفاده کنیم و البته خود قصه هم این ظرفیت را در خود داشت و عنصر ترس را می طلبید. فکر می کنیم ما در سینمای خودمان به تجربه فضاهای تاه داریم تا ژانری مشخص. تاثیراتی که جنبه ای فولکوریک این اثر گرفتیم بیش از آن حس ترسی است که ممکن است در روایت آن وجود داشته باشد. قصه عجیب و غریب عروسی جن ها که در قصه های مادربزرگ های ما مرسوم بوده و تاثیری که از کتاب «دده قورقود» و نقاشی های سیاه قلم گرفتیم به همراه حکایت گویی عاشیق که در آذربایجان مرسوم است، در قصه ای که به شکل اورجینال خلق کردیم می توان ردیابی کرد. واقعیت این است که نه من و نه بهمن دربند و قید ژانر خاصی نیستم و اینکه حتما بخواهیم در یک ژانر خاص فعالیت کنیم. ما جهان فیلم خود را می سازیم و هر چیزی که این جهان نیاز داشت مورد استفاده قرار می دهیم. به نظرم پوست دنیای خاص خودش را خلق می کند و تابع ژانر خاصی نیست. در فیلم های بعدی هم قطعا به همین شیوه عمل خواهیم کرد. اینکه مخاطب ایرانی چقدر با این مساله ارتباط برقرار کند معتقدم که مخاطب ایرانی به شکل جدی  و بدون پیش فرض به تماشای اثر بنشیند حتما با آن ارتباط برقرار می کند و از تماشای آن لذت خواهد برد. چون این قصه از دل زندگی و تجربه های خود مردم بیرون آمده. قصه فیلم ساده است اما پیچیدگی های تصویری و روایت های فرمیش ممکن است آن را جذاب تر کند و به نگاه و بینش جدیدی از این دست فیلم ها دست یابد. وقتی فیلمسازی فیلمی می سازد صرفا نمی خواهد یک قصه ای را روایت کرده باشد می خواهد یک بینش و آگاهی تازه ای هم به مخاطب بدهد و در نهایت او را به تامل وادارد. نمی دونم چقدر موفق شدیم این اتفاق با تماشای فیلم محقق شود اما حس می کنم با تماشای این فیلم مخاطب نسبت به مسائل ماوراطبیعی نگرش جدیدی پیدا کند.

 

  • در ادامه سوال قبلی به نظر شما زبان ترکی فیلم آیا می تواند مانعی برای ارتباط اثر با مخاطبان فارس زبان شده و اساسا نقش زبان بومی را در تولید فیلم های ایرانی چطور ارزیابی می کنید؟

بهمن: اول باید بگویم که فیلم نمی توانست به زبان فارسی ساخته شود چون فیلم یک شاخصیت عاشیق داشت که که باید شعرهای ترکی را می خواند. مخاطب از طریق زیرنویس برای مخاطب فارسی زبان قابل فهم است همانطور که مخاطب ایرانی وقتی فیلم خارجی می بیند با زیر نویس فیلم را درک می کند. ضمن اینکه چند فیلم هم قبلا به زبان ترکی ساخته شده مثل ائو به کارگردانی اصغر یوسفی نژاد یا فیلم زغال اثر اسماعیل منصف که با استقبال مخاطب همراه شد و کسی به دلیل زبان ترکی فیلم تماشای آن را پس نزد یا در درک قصه و شخصیت ها دچار مشکل نشد.

بهرام: به نظرم زبان فقط ابزار ارتباط کلامی نیست بلکه نماد و عصاره فرهنگ است که می تواند مولفه های بومی فرهنگ یک منطقه را منتقل کند و بالطبع وقتی با قصه ای بومی در یک جغرافیا و لوکیشن بومی مواجه هستیم زبان بومی هم جزو ملزومان این روایت خواهد بود. وقتی فیلمی در یک بستر فرهنگ بومی ساخته می شود چاره ای نیست که از زبان بومی آن منطقه استفاده کنی. زیست من و بهمن در این جغرافیا بوده و ما با این زبان حرف می زنیم حتی وقتی که فکر می کنیم اول به زبان ترکی فکر می کنیم بعد آن را به فارسی برمی گردانیم. ضمن اینکه ما سعی کردیم فیلم دیالوگ محور نباشد و مخاطب فرصت بیشتری برای تطبیق تصویر و زیرنویس پیدا کند. همانطور که بهمن هم گفت بسیاری از مخاطبان ما تجربه و عادت فیلم دیدن با زیرنویس را دارد و ما بسیاری از فیلم های خارجی و محبوب خود را با زیرنویس تماشا کردیم. بنابراین زبان محلی و بومی فیلم مانعی برای درک فیلم نیست و نباید این مساله را بزرگ کنیم. اتفاقا زبان بومی با توجه به مختصات فیلم نقطه قوت آن است نه نقطه ضعف آن. پوست نمی توانست به زبان فارسی باشد و زبان ترکی فیلم به نوعی همخوانی بین فرم و محتوی در این فیلم است.

 

* بومی بودن فیلم و انتخاب بازیگران محلی و نا آشنا موجب این نگرانی برای شما نیست که فیلم در گیشه با شکست مواجه شود و به نظر شما فیلم هایی با مولفه های بومی چقدر می تواند در اکران عمومی موفق باشد؟

 

بهمن: اصلا معتقد نیستم که بومی بودن فیلم باعث آسیب زدن به فیلم می شود. این را در نظر داشته باشیم که بسیاری از فیلم های ایرانی در فضا و جغرافیای بومی ساخته شدند اما اتفاق بدی برایشان نیفتاده فقط در اینجا ما با زبان بومی هم مواجه هستیم که در سوال قبلی به آن پاسخ دادم و آن را عامل بازدارنده نمی دانم. به نظرم این یک تجربه نو برای مخاطب است و مخاطب ایرانی علاقه دارد قصه های فرهنگ های مختلف را ببیند و بشنوند. البته نداشتن بازیگر چهره ممکن است مانعی برای فروش فیلم شود و مخاطبان ما عادت کرده اند که فیلم را بر اساس چهره بودن بازیگرانش انتخاب کنند و زمانی که فیلمی با زبان بومی و بازیگران ناآشنا می بینند در مرحله اول ممکن است جذابیتی برای آنها نداشته باشد اما فکر می کنم اگر درگیر قصه و روایت آن شوند می توان به مخاطب پذیری آن امیدوار بود. با این حال من معتقد نیستم برای فروش بیشتر فیلم باید به قواعد گیشه تن داد. در این صورت فیلم ما هویت و اصالت خود را از دست می داد و به یک فیلم قلابی بدل می شد. برای من فیلم ساختن بر اساس جهان سینمایی ام مهمتر از فروش آن است.

 

بهرام: خب وقتی کسی فیلم می سازد به هزینه و بازگشت هزینه آن هم فکر می کند. هزینه ای که برای این فیلم شد به اندازه دستمزد دو بازیگر حرفه ای در ایران است. یعنی هزینه هنگفت و آنچنانی درباره آن نشده و باید به حدی بفروشد که بتواند از هزینه ساخت خود برآید اما وقتی که ما فیلم را می ساختیم به این فکر نمی کردیم که باید فیلم پرفروشی شود. بومی بودن آن هم موجب نشد که مخاطب با آن ارتباط برقرار نکند. فیلم در جشنواره خوشبختانه با استقبال مردم و مخاطبان همراه شد و به نظر می رسد نبود بازیگران چهره باعت عدم توجه به ان فیلم از سوی مخاطبان در اکران عمومی شود. ما نگرانیمان را با کنترل هزینه فیلم کمتر کردیم. به نظرم کشش و دوام قصه و بازی های قابل قبولی که از بازیگران فیلم دیدیم در کنار فضا و اتمسفر فیلم که در ۱۰ دقیقه اول فیلم وجود دارد می تواند مخاطب را مجذوب قصه کرده و با خود همراه کند و نبود سلبریتی نمی تواند خلاء جدی برای دیده شدن فیلم باشد. امیدواریم فیلم اکران خوبی داشته باشد و در جشنواره های دیگر هم بدرخشد. این موفقیتهای سرمایه اجتماعی بزرگی برای ما خواهد بود که قطعا به دیده شدن و فروش بیشتر فیلم هم کمک خواهد کرد.