هنروتجربه-سپنتا امانپور: گرچه «چه چکا قصه شب» یک مستند پرتره و چهره نگارانه درباره شخصیت و زندگی ابراهیم منصفی آهنگساز و خواننده جنوبی است اما می توان آن را در ذیل مستندهای مردم نگارانه هم قرار داد که به بازنمایی فرهنگ و جغرافیای هرمزگان هم می پردازد. رها فریدی کارگردان مستند تلاش کرده تا از زوایای مختلف به بازنمایی شخصیت ابراهیم منصفی بپردازد. شخصیتی که زندگی اش روایتی دراماتیک و تراژدی از یک زیست هنرمندانه بود. از تنهایی و عشق و شکست عشقی تا اعتیاد و مرگ فرزندنش می توان رد این تراژدی را دید که با خلاقیت و استعداد او در موسیقی گره خورده و نشان می دهد که او چگونه از در دل ویرانی ها و خاکستر نشینی توانسته شعله هنرش را روشن نگه دارد. گرچه در نهایت غم فراق فرزند او را از پای درمی آورد و به ویرانی می کشاند. با این همه او در اوج فقر و نداری هم از اصالت و هویت خود در سبک موسیقیایی اش دست برنمی دارد و حالا به جرات می توان گفت موسیقی جنوب با نام و آثار او پیوند خورده است و هویت یافته است.

«چی چکا…» از حیث ساختار مستند بودن بر پژوهشی اسنادی متکی است. از فیلم دیلیپ کمار و برکه‌ خشک بگیرید تا برنامه‌های رادیو و تلویزیون ملی، عکس‌ها، گروهای آوازی دهه‌ چهل تاکنون، مبارزات، نامه‌ها، مجلات، دست‌خط‌ها، مصاحبه‌ها، فیلم‌های خانگی و….. این حجم از داده ها و اسناد و مدارک، اعتبار روایی آن را افزایش می دهد و مخاطب را هم با زندگی فردی و حرفه ای او با ارجاع به همین اسناد آشنا می کند. در واقع مستندساز تلاش کرده برای شناخت سوژه خود به شناخت محیط اجتماعی و تاریخچه زندگی حرفه ای او تکیه کند و به نوعی اثر خود را در بستر جامعه شناسی هنر صورت بندی نماید. بیش از هر چیز باید «چی چکا» را تلاش مستندساز یا ادای دین او به هنرمندان مستقل سرزمین مادری اش دانست که نسبت به آن تعلق خاطر دارد. در خلال همین شیوه و ساختار روایت است که مخاطب نسبت به فرهنگ بومی هرمزگان آشنا می شود. به همین واسطه است که ما مکان‌ها و محله‌های قدیمی، عکس‌های قدیمی، فقر و نداری، رقص زنان، عروسی‌ها و جشن‌ها، طبیعت و زیبایی‌های اقلیم هرمزگان را می‌بینیم و البته علاقه‌مندی جنوبی‌ها به هنر، کودکان هرمزگانی، بازار ماهی‌فروشان، بازار بندرعباس، گروه‌های قدیم موسیقی و جوانان هرمزگانی و به طور کلی یک‌جور بافت و فرهنگ و آداب‌و‌رسوم و در نهایت مردم‌شناسی از دل این مستند بیرون می‌آید.

از سوی دیگر مستندساز با رفتن به سراغ آدم هایی که ابراهیم منصفی را می شناختند تلاش می کند تا ابعاد مختلف شخصیت او را واکاوی کند. به همین خاطر سراغ انبوهی از آدم‌ها می رود؛ از روانکاو، مترجم، نویسنده، خواننده، ترانه‌سرا، شاعر، نوازنده، تهیه‌کننده، شاگردان دوره‌ تدریس منصفی و جوانانی که آگاهانه راه منصفی را ادامه می‌دهند. لحن و حس و حال مستند هم به ترانه ها و قطه های موسیقی منصفی می ماند که ترکیبی از حزن و سرخوشی است و حضور موسیقی فارغ از سویه های شناختی آن به خود اثر به مثابه یک هویت هنری، ریتم و عمق و جذابیت می بخشد. با این همه آنچه بر روح مستند حاکم است حزن و اندوهی است که از سرنوشت تلخ خود ابراهیم منصفی متاثر شده است. هنرمندی که در فقر و بی کسی در نهایت تن به خودکشی می دهد. اگر این مستند را ندیده اند، آن را از طریق پلتفرم هاشور تماشا کنید. ابراهیم منصفی و موسیقی اش هم دیدنی است هم شنیدنی.