هنروتجربه-سپیده شریعت رضوی: یک پژوهشگر دکتری فلسفه هنر می گوید کسانی که در حوزه‌های مختلف هنری از جمله در باب فلسفه فیلم تفکر می‌کنند این کار را به قصد اینکه به فیلمسازان کمک کنند تا فیلم‌های بهتری بسازند، انجام نمی‌دهند اما گمان می‌کنم دنبال کردن این مباحث می تواند بخشی از دانش نظری فیلمسازان را افزایش دهد.

محمد هاشمی پژوهشگر دکتری فلسفه هنر و استاد دانشگاه که روز دوشنبه ۱۰ آبان ماه قرار است در نشست مجازی «پژوهش بر خط» به کارشناسی رامتین شهبازی درباره تجربه زیبایی‌شناختی در فیلم تجربی صحبت کند، در گفتگو با سایت «هنروتجربه» درباره این برنامه عنوان کرد: در گام اول این گفتگو ابتدا درباره مفهوم کلی و فلسفی تجربه سخن خواهم گفت.

وی ادامه داد: در واقع، مفهوم فلسفی تجربه قدمتی به طول تاریخ فلسفه دارد در حالی که فیلسوف‌های عقل‌گرایی از جمله افلاطون و رنه دکارت با تجربه به معنای امر حسی مخالف هستند، فیلسوفانی چون دیوید هیوم و جان لاک معتقد به اصالت تجربه هستند اما فیلسوفی مانند ایمانوئل کانت علاوه بر آنکه به عقل اهمیت می‌دهد برای تجربه نیز ارزش قایل است و آن را در شناخت دخیل می‌کند.

این پژوهشگر با اشاره به اینکه تجربه به معنای امر حسی است و آنچه که با ۵ حس ما دریافت می‌شود، به آن به زبان فلسفی تجربه می‌گویند، گفت: همچنین این تجربه یک تاریخی در بحث زیبایی پیدا می‌کند و اینکه حس‌های ما در مواجهه با امری که زیبا می نامیم چگونه به کار گرفته می شود. پس در اینجا تجربه به یک معنای دیگری مطرح می شود. چون در اینجا تجربه به منظور ادراک امر زیبا به کار می رود در حالی که تجربه به معنای اولی که به آن اشاره کردیم، برای شناخت و معرفت به کلیت امور به کار می رود.

وی در پاسخ به این پرسش که این بحث قرار است چه ارتباطی با فیلم تجربی پیدا کند، اظهار کرد: من در بخشی از مبحث تجربه زیبایی‌شناختی به گفته‌های ایمانوئل کانت می‌پردازم و در بخش دیگری از نشست به عقاید فیلسوف نسبتا معاصری به نام نوئل کرول اشاره می‌کنم و با اتکا به تقسیم‌بندی که کرول در موضوع تجربه‌ زیبایی‌شناختی انجام داده است، ما به تدریج نسبت تجربه زیبایی شناختی را با هنر تجربی را پیدا می‌کنیم.

این استاد دانشگاه ادامه داد: همچنین تلاش می‌کنم که نشان دهم فیلسوفانی مانند دیوید بوردول و کریستین تامسون که در کتاب «هنر سینما» یک الگوی نئوفرمالیستی را در فهم اثر هنری ارایه می‌دهند، نگره آنها در نقد فرمالیستی فیلم تجربی چگونه با بحث تجربه زیبایی‌شناختی از دیدگاه کرول ارتباط می‌گیرد.

هاشمی تاکید کرد: در این نشست تلاش می‌کنیم در نسبت بین نظریه‌های ایمانوئل کانت از یک سو و نوئل کرول در سوی دیگر، در مورد تجربه زیبایی شناختی و دیدگاه کریستین تامسون و دیوید بوردول در بحث نئوفورمالیسم در سینما، بین تجربه زیبایی شناختی و فیلم تجربی پیوند بزنیم و فیلم کوتاه تجربی باله مکانیکی اثر فرنان لژه را به عنوان مورد مطالعاتی ای که می تواند این پیوند را به طور عملی نشان دهد، مورد تامل قرار می دهیم.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به اینکه فعالیت کسانی که روی حوزه فلسفه هنر کار و پژوهش می‌کنند با کار فیلمسازان دو امر مجزا است، اظهار کرد: کسانی که در حوزه‌های مختلف هنری از جمله در باب فلسفه فیلم تفکر می‌کنند این کار را به قصد اینکه به فیلمسازان کمک کنند تا فیلم‌های بهتری بسازند، انجام نمی‌دهند. مطالعات میان رشته ای فیلم و از جمله پژوهش های مربوط به فلسفه فیلم شاخه هایی از علوم انسانی هستند که بیشتر ارزش های نظری و معرفتی دارند اما گمان می‌کنم دنبال کردن این مباحث می تواند بخشی از دانش نظری فیلمسازان را افزایش دهد و این افزایش معرفت نظری می تواند به بهبود کار عملی آنان یاری رساند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اما در هرحال مخاطب مطالعات بینارشته ای فیلم، حتما و فقط فیلمسازان نیستند بلکه تمام کسانی هستند که دوست دارند معرفت و دانش نظری بیشتری نسبت به سینما کسب کنند.

هاشمی در پاسخ به این پرسش که آیا کتابی در ایران در زمینه فلسفه فیلم موجود است یا نه، مطرح کرد: متاسفانه غیر از چند کتاب معدود در ایران کتاب زیادی که مستقیما با حوزه فلسفه فیلم در ارتباط باشد، منتشر نشده است اما کتاب‌هایی در حوزه فلسفه هنر منتشر شده است که قابلیت این را دارند در حوزه فلسفه فیلم وارد شوند. البته کتاب‌ها و مقالات بسیار زیادی در خارج از کشور با موضوع فلسفه فیلم نوشته می‌شود اما متاسفانه چون در ایران مترجمان، مولفان و پژوهشگران هیچ نوع پشتیبان و پشتوانه ندارند و اساسا به دلیل آنکه هنوز وجوه پژوهشی و دانشگاهی آن قدر که باید و شاید در سینما جا نیفتاده است، این نوع از کتاب‌ها مشتری زیادی ندارند و ترجمه هم نمی‌شوند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: ژورنال‌های خارجی بسیاری در دنیا هست که عنوان فلسفه فیلم دارد یا مقالاتی درباره فلسفه فیلم در آن ها منتشر می شود همچنین کتاب‌های بیشماری با عنوان فلسفه فیلم یا با موضوع فلسفه فیلم هر ساله در کشورهای دارای سنت فلسفی نوشته و به چاپ می رسد اما سهم کشور ما در این حوزه بسیار محدود است. امیدوارم مترجمان و مولفان ایرانی و کسانی که در حوزه فلسفه فیلم کار و مطالعه می‌کنند با پشتیبانی که از آن‌ها به لحاظ مالی می‌شود، در حوزه فلسفه فیلم که حوزه بسیار مهمی است دست به ترجمه و تالیف کتاب بزنند اگرچه به نظر نمی‌رسد که در دیدگاه سیاستگذاران فرهنگی ما این مسایل جایی داشته باشد و بیشتر به شوخی شبیه است که چنین چیزهایی برای آنان تبدیل به دغدغه شود، اما امیدواریم این اتفاق بیفتد.