هنروتجربه-سحر عصرآزاد: فیلم کوتاه “ناطق” روایتی ساده و بی تکلف از روزمرگی های پیرزنی است که از شوهر پیر و ناتوان خود مراقبت می کند و شیوه مواجهه او با برهم خوردن این نظم روزانه را به شکلی موجز به تصویر می کشد.

این فیلم اولین ساخته مهرشاد رنجبر است که در کنار چهار فیلم کوتاه دیگر در بسته “پنج گان کوتاه” به نمایش درآمده و آغازگر این بسته و یکی از جذابترین این آثار است.

فیلمی که در اتمسفر بکر زندگی یک زوج روستایی به یک مستند-داستانی موجز و بدون دیالوگ پهلو می زند که مهمترین ویژگی آن نزدیک شدن به ریتم زندگی این زوج بدون ایجاد ملال و مانور افراطی بر تکرار رفتارهای روزانه است.

فیلمساز با حذف دیالوگ و حاکمیت دادن به صداهای جاری در روال عادی زندگی این پیرزن و پیرمرد، بیش از هر چیز توجه مخاطب را به ماهیت و بافت تصویر و آنچه در زیر متن این موقعیت به ظاهر عادی وجود دارد، جلب می کند.

آنچه به زبان آمدنی نیست و چه بسا اگر به بیان آید تبدیل به کلیشه ای دافعه برانگیز شود، اما این گونه با رسوب یافتن در جزئیاتی همچون نگاه های پیرزن که بر مرز بین انتظار و تهی بودن حرکت می کند، به مفهومی فراتر دست می یابد.

به این ترتیب صداهای طبیعی صحنه نیز بدل به موسیقی متنی برآمده از درام جاری در لحظه می شوند؛ آنجا که حتی صدای خش خش نان خشک روی سفره، حکم ساز زندگی را پیدا می کند که با خشونتی پنهان رو به فروپاشی است.

در “ناطق” با روزمره زندگی پیرزنی مواجه هستیم که از شوهر ناتوان و حیوان اهلی اش مراقبت می کند و روال روزانه اش بین اتاق و طویله؛ در غذا دادن به پیرمرد سر سفره و غذا دادن به حیوان در طویله سپری می شود.

این تکرار با نوع نگاه و جهان بینی فیلمساز می توانست فیلم را تبدیل به اثری ملال آور و بدون درام و جذابیت و کپی فیلم هایی از این دست کند که نمونه اش در سینمای ایران و جهان فراوان است. اما مانور حساب شده و کاربردی مهرشاد رنجبر بر این رفتارهای تکرارشونده در پی رسیدن به یک مفهوم جدید از دل زندگی این پیرزن بوده است.

این مفهوم را می توان سویه مخرب عادت حتی در رفتارهای روزمره دانست که در فیلم به شیوه ای بیمارگون پیرزن را به جایگزینی پیرمرد و حیوان وامی دارد. زنی که در یک سکانس به شکلی ظریف با ترس او بابت از دست دادن شوهر مواجه می شویم؛ وقتی سایه لرزان و مردد او را پشت شیشه مشجر اتاق برای سر زدن به پیرمرد می بینیم!

وقتی هم این اتفاق به شکل واقعی می افتد، پیرزن تنهایی اش را که در انعکاس صدای خش خش نان خشک روی سفره تک نفره تشدید شده، برنمی تابد و دست به جایگزینی می زند که سویه ای نمادین و استعاری دارد.

“ناطق” فیلمی است که توانسته هوشمندانه از یک روزمرگی ساده و کلیشه ای و تکراری، به تصویری بدون ملال و مفهومی تازه و قابل تأمل دست یابد که امتیاز مهمی برای فیلم اول یک فیلمساز جوان محسوب می شود.