هنروتجربه: منوچهر دین پرست منتقد در یادداشتی که در روزنامه اطلاعات روز سه‌شنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰ به چاپ رسیده، به فیلم سینمایی «پوست» ساخته برادران ارک که این روزها بر پرده سینماها است پرداخته است.

به گزارش سایت هنروتجربه، در یادداشت منوچهر دین‌پرست آمده است:

«ساخت و آفرینش فیلم هایی براساس باورهای سنتی و قدیمی و حتی خرافات و جادو و به عبارتی فرهنگ فولکلور، درسراسر دنیا انجام شده و می شود. این گونه فیلم ها معمولاً با بن مایه ترس و وحشت و تاحدودی درام، توانسته اند مخاطبانی را که به این فیلم ها علاقه مندند،جذب کنند. در سینمای ایران، فیلم هایی با چنین مضمونی، کمتر ساخته می شود و آن هم دلایل خاص خود را دارد که در این مجال درباره آن صحبتی نمی کنیم.

اما به تازگی فیلم «پوست» به کارگردانی بهمن و بهرام ارک (برادران ارک) در سینماها اکران شده است که به خاطر جذابیت و قصه پردازی خوبش، توانست سیمرغ سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر در بخش هنر و تجربه و همچنین بهترین موسیقی متن برنده جایزه سیمرغ بلورین را به دست آورد.

موضوع این فیلم که به زبان آذری ساخته شده، عشق و جادو و خرافه است و در روستای باویل شهرستان اسکو و میلان، فیلمبرداری شده است. برادران ارک در این فیلم سعی کرده اند با اقتباس و الهام از یکی از باورهای قدیمی، فیلمی در ژانر وحشت و درام بسازند که مخاطب بتواند با درونمایه فرهنگی آن ارتباط برقرار کند.

فیلم پوست توانسته با ایجاد فضایی ابهام آلود، طلسم و ترس و از سوی دیگر عشقی به دختری بیوه و مهر مادرانه را به هم گره زده تا مضمونی متافیزیکی و ماوراءالطبیعی برای بیننده رقم خورد. فیلم فارغ از این نکته که واقعیت پذیری را به کنار گذاشته تا کانون رخدادهای قصه بر اساس منطق در حال گذر بودن حرکت کند،فیلمی سیال با موسیقی آذری که توسط یکی از پیرترین عاشیق‌های آذربایجان،«عاشیق ولی عبدی»،نواخته می شود؛ مخاطب در جریان حال و هوای فیلم قرار گیرد. زبان بصری و عنصر زیبایی شناختی فیلم به همراه صحنه های وهم آلود و مبهم و بهره گیری از نمادهای اسطوره ای، سرشتی را برای فیلم رقم زده که می توان جذابیت همه عناصر فیلم را به یک جا دید و لذت برد.

داستان فیلم درباره پسری به نام آراز است که با مادرش زندگی می‌کند. مادر در کار سحر و جادوست و پسرعاشق دختری می‌شود که این عشق، او را برسر دوراهی قرار می‌دهد. او باید میان سحر و جادوی مادر و عشق دختر، یکی را انتخاب کند. در این داستان، از افسانه‌های بومی تبریز استفاده شده است. کارگردان با توجه به چنین داستانی، توانسته فیلمی درقامت کارناوالی از تصاویر توهم برانگیز و شکست زمان و مکان بسازد.

وجه دیگر فیلم را باید زبان ترکی آن دانست که با زیرنویس فارسی اکران شده است. توجه به زبان اصلی می تواند مخاطب را با گویش و لهجه و تن صدای بازیگران، بیشتر همراه کند. درچنین فیلم هایی، مخاطب بیشتر از آنچه که در قصه فیلم غوطه ور شود، در اتمسفری قرار می گیرد که جدالی میان خیر و شر نیز می توان از آن تعبیر کرد. جدالی که در اغلب باورهای کهن جریان داشته و با طلسم و جادو درصدد از بین بردن شر بوده اند. مخاطب این فیلم را می تواند چنان تاویل و تفسیر کند که بعد روان شناختی و حتی جامعه شناختی فیلم نیز تبلور پیدا کند.

همچنین باید به موسیقی فیلم پوست هم توجه ویژه داشت. چرا که کارگردان، موسیقی را در بطن فیلم قرار داده و اگر موسیقی نبود، شاید فیلم نوشته ای سخت و جانفرسا بود. موسیقی همچون روحی در کالبد فیلم قرار گرفته که در موقعیت های ویژه در ذهن مخاطب کوبیده می شود تا بتواند اتمسفر قصه را به خوبی پذیرا شود.

اگرچه فیلم براساس مضمون عشق و جادو قرار گرفته، اما کارگردان به خوبی نشان داد که تسلط خوبی بر ایده پردازی دیداری دارد. او مفاهیم را چنان تصویری نشان می دهد که گویی کلمات و واژه ها نشان داده می شوند تا این که روایت شوند. تلقی رازآمیز و هراس انگیزی که در جوهره فیلم قرار گرفته، اگر با رژیم زیبایی شناسانه تصویری فیلم همسو نبود، ما با فیلمی به غایت تهی و در بهترین حالت مستندی از جادو و طلسم رو به رو بودیم.

نکته قوت کارگردانی را می توان در ایده های بصری آن دانست. ایده هایی که جز در وهم و خیال جای ندارند و درعالم واقع دیده نمی شوند. برادران ارک نشان دادند که هنوز هم می توان فیلمی به غایت خوب ساخت. چرا که اساساً سینما هنری جمعی است و اگر کلیه عناصر و اجزای آن با یکدیگر همراه نشوند، ما با فیلمی ابتر رو به رو می شویم.

فیلم پوست را اگر اغراق نباشد، می توان اتفاقی خوب در سینمای ایران دانست. سینمایی که طی این سالها در فضای رئالیستی و ملودراماتیک «ابد و یک روز» یا بازخوانی تاریخی و پر انتقاد «ماجرای نیمروز» قرار گرفته است. اگرچه فیلم های نیم بندی – رانتی که سودشان در تولید است، نه در فروش را هم نباید فراموش کرد.

در مجموع می توان فیلم پوست را نگاه کرد و در خاطر سپرد، اما این آغاز راهی است که می تواند بسیاری از فیلمسازان را با خود همراه کند. این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که چنین فیلم هایی، مخاطبان خاص خود را دارند و نمی توانند جزو فیلم هایی برشمرده شوند که مخاطبان برای خنده و لودگی آنها سراغ شان می روند. ساخت فیلم هایی بر اساس مضامین فرهنگی و فولکلور، مسیری سخت و جانکاه است.»