هنروتجربه، مریم شاه‌پوری: «قصیده گاو سفید» اولین نمایش جهانی‌اش را در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ۲۰۲۰ تجربه کرد اما پس از آن در جشنواره‌های متعددی به نمایش درآمد و تحسین شد، از جمله هفتادویکمین جشنواره برلین (۲۰۲۱). این فیلم که مریم مقدم، علی‌رضا ثانی‌فر و پوریا رحیمی‌سام از بازیگران نقش‌های اصلی آن هستند، داستان زنی به نام مینا را روایت می‌کند که زندگی‌اش با شنیدن خبر بی‌گناهی شوهرش – که اعدام شده – زیر و رو می‌شود. او به خاطر خودش و دخترش، پیکاری خاموش را آغاز می‌کند.

در ادامه بخش‌هایی از نظر سه منتقد سرشناس را درباره این فیلم مرور می‌کنیم:

İnstagram takipçi satın al
İnstagram takipçi satın al

پیتر دبروژ از «ورایتی»: پیرنگ و عناصر داستانی، برای ساخت فیلمی مناسب به نظر می‌رسند که تماشاگر را در گرداب افسردگی و تیرگی غرق کند، البته به سبک «دزدان دوچرخه» و آثار نئورئالیستی. شکی نیست که «قصیده…» فیلمی بی‌رحمانه و غم‌انگیز است اما مقدم و صناعی‌ها، آن را داستانی در باب انعطاف‌پذیری در جامعه‌ای هم دیده‌اند که محدودیت‌های بی‌اندازه‌ای را نسبت به زنان اعمال می‌کند. فیلم از برخی جهات، در خصوص موانع پرشماری که سر راه مینا قرار می‌گیرند، مهندسی‌شده به نظر می‌رسد اما در اجرا – با وجود سبک خشک غیرمعمولش – ذره‌ای آموزشی احساس نمی‌شود… در سوره بقره‌ی قرآن، به قربانی‌ای اشاره می‌شود که حضرت موسی برای مرگ مردی طلب می‌کند؛ که در این‌جا با گاو سفید رایانه‌ای بی‌گناهی تصویرسازی شده که آماده ذبح است. این تصویر دو بار در فیلم ظاهر می‌شود که نظری اجمالی به درون ذهن مریم است و با یک لیوان شیر گرمِ نمادین هم همراه می‌شود. از زاویه دید غربی، تماشاگر می‌خواهد همه چیز برای مریم درست شود ولی با منطق عرفِ ایرانی، فیلم سوال سخت‌تری می‌پرسد: در یک جامعه‌ی «چشم در برابر چشم» چه غرامتی برای ضایعه این زن منصفانه است؟ خون‌بها کافی نیست به‌خصوص که پدر و برادر قربانی هم سهمی می‌خواهند؛ اما خودِ خون چه می‌شود؟

دبورا یانگ از «هالیوود ریپورتر»: «قصیده…» فیلم قوی دیگری است از مجموعه آثار سینمایی‌ای که در ایران ضد مجازات اعدام ساخته می‌شوند… اولین نماها از زندان بزرگ و امروزی‌ای که با دیوارها احاطه شده و خودش در میان کوهستان‌های بلند تهران قرار دارد، به شکل نمادین از جامعه‌ای می‌گوید که در دام نقشه‌های خودش گرفتار شده است… زمانی که پیچش‌های پیرنگ، افزون می‌شوند، امین جعفری (مدیر فیلم‌برداری) با پالتی به‌دقت متعادل‌شده از رنگ‌های سفید و خاکستری کم‌رنگ، نماهایی از مقابل شخصیت‌ها، و حرکت دوربینی حداقلی، آرامش تصویر را حفظ می‌کند تا هر صحنه و نمای فیلم، ضیافتی برای نظاره‌کردن باشد.

اریک کوهن از «ایندی‌وایر»: قربانی در این فیلم فراوان است به‌ویژه وقتی پای شخصیت رضا در میان باشد و تلاش‌های قابل‌درکش برای کمک به زنی که زندگی‌اش توسط او نابود شده است؛ اما فیلم این موضوع را روشن می‌کند که هیچ جبرانی نمی‌تواند جای چیزی را بگیرد که بی‌عوض و غیرقابل جایگزینی است، به‌خصوص در جهانی که نسبت به آدم‌هایی بی‌علاقه است که می‌خواهند کار درست را انجام بدهند… فیلم با مواجهه‌ای تکان‌دهنده و تمام‌عیار به فرجام نیروبخش خود می‌رسد… و زمانی که این شخصیت‌های تحلیل‌رفته، حرفی برای گفتن ندارند، فیلم‌سازان به قدرت سینما اعتماد می‌کنند تا جاهای خالی را پر کند.