هنروتجربه-رضا صائمی: این روزها نه فقط فیلم «قهرمان» که خود اصغر فرهادی هم در کانون مناقشات کلامی و نقد و تحلیل های متفاوتی قرار گرفته است. برخی روبرویش ایستاده و برخی پشتش. در این میان کتاب «رودرو با اصغر فرهادی» نیز به چاپ جدید رسیده و بهانه ای برای گفتگو با اسماعیل میهن دوست کارگردان و منتقد سینما که بیش از یک دهه است که به گفتگو با فرهادی درباره فیلم هایش نشسته و حاصل آن را در این کتاب صورت بندی کرده است. کتاب رو در رو با اصغر فرهادی این امکان را فراهم کرده است که برای هرکدام از فیلم های فرهادی، در جواب این پرسش که چه شد ساخته شد پاسخی جالب دریافت کنید. با اسماعیل میهن دوست درباره این کتاب به گفتگو نشستیم که در اینجا می خوانید.

 

ایده شکل‌گیری کتاب «رودررو با اصغر فرهادی» چطور شکل گرفت و با فرهادی وارد گفت‌وگو شدید؟

آن زمانی که به فکر تهیه کتابی درباره فرهادی بودم، اصغر فرهادی موقعیت کنونی را نداشت. آن دوره من غیر از نوشتن نقد، دبیر کارگردانی مجله صنعت سینما بودم و وقتی فیلمهای شاخص تولید شده اکران میشد، من علاوه بر نقد کارگردانی، گفتگوهای تخصصی کارگردانی را با کارگردانان فیلمها من انجام میدادم. اولین گفتگوی من با فرهادی در زمان اکران «شهر زیبا»  انجام و در مجله به چاپ رسید مجموعه گفتگوهای من با کارگردانان مختلف سینمای ایران تحت عنوان «جهان نو، سینمای نو» توسط نشر چشمه در دو مجلد به چاپ رسید جلد اول شامل گفتگو با کارگردانان شاخص از نسل قبل و بعد از انقلاب چون ، داریوش مهرجویی، بهمن فرمان آرا، علیرضا داوود نژاد، رسول ملاقلی پور، خسرو معصومی، اصغر فرهادی، پرویز شهبازی و… و جلد دوم آن به کارگردانانی اختصاص داشت که پیشینه نقد فیلم داشتند. از جمله ابوالحسن داوودی، احمد امینی، حمید نعمت اله، فریدون جیرانی و  زنده یادان ایرج کریمی، سیامک شایقی و…. جلد سوم این مجموعه تحت عنوان «سینمای دیگر»  اختصاص دارد به فیلمسازان نسل جدیدی چون، شهرام مکری، مجید برزگر و…که هنوز به چاپ نرسیده است.

در مقطع همکاری با مجله صنعت سینما با دیدن فیلم «چهارشنبه‌سوری» به این فکر افتادم که علیرغم کارنامه اندک فرهادی، ایشان پتانسیل آنرا دارند که یک کتاب مستقل شامل گفت‌گوهای مفصلی با تک تک فیلهایش انجام بدهم وقتی با خودش مطرح کردم استقبال کرد. گزیده دو گفتگو با دو فیلم فرهادی آن زمان در مجله صنعت سینما نیز به چاپ ‌رسید. در کتاب «رو در رو با اصغر فرهادی»  تاریخ گفت‌وگوها قید شده است و طبیعتا تاریخ ذکر شده با ترتیب تاریخ تولید فیلم‌های فرهادی متفاوت است.طبیعی است لحن گفتگو ها با گذشت زمان از حالت رسمی به حالت خودمانی گرایش پیدا کند.  برای من اهمیت بالایی داشت تا در محتوا و لحن گفت‌‌وگوها دست نبرم و اصالت آنها علیرغم تاریخ های متفاوت آنها حفظ شود.

بعد از چاپ کتاب از بازخوردها هم متوجه شدم که «رودررو با اصغر فرهادی» هم برای مخاطبین جدی و منتقدین و هم افرادی که متخصص نیستند جذابیت دارد.

چند مدل کتاب سینمایی در ارتباط با کارگردانان در دست داریم. یا تک‌نگاری‌هایی است منتقدی فیلمهای یک کارگردان را بررسی می‌کند. جنس دوم، گفت‌وگو با خود فیلمساز است که خود به دو شکل انجام می‌شود. شکل اول به این صورت است که مصاحبه‌کننده آنچیزی که در قاب فیلم نیست و در پشت صحنه اتفاق افتاده را بیرون می‌کشد و در حقیقت داده‌هایی که در فیلم نبوده را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. دسته دیگر گفت‌وگوهای انتقادی و چالشی است که قرار است مکمل فیلم باشد و مخاطبان خاص و جدی خود را هم دارد. شما با کدام رویکرد به سراغ گفت‌وگو با فرهادی رفتید؟

سعی داشتم هر دو رویکرد را داشته باشم به این دلیل که موقعیت فرهادی و  فیلمهای فرهادی ایجاب می‌کرد تا هر دو رویکرد را لحاظ کنم. موقعیت فرهادی از این جهت که برای اولین بار در سینمای ایران فیلمسازی پیدا شده بود که فیلمهایش هم نظر بیشتر منتقدان و هم مخاطبان عام سینما را جذب خود می کرد. بعد از چاپ کتاب از بازخوردها هم متوجه شدم که «رودررو با اصغر فرهادی» هم برای مخاطبین جدی و منتقدین و هم افرادی که متخصص نیستند جذابیت دارد.

خود شما به عنوان منتقد و متخصص نکاتی را مطرح می‌کنید که تحلیلی و خواندنی است.

این مسئله شاید  برمی‌گردد به اینکه من هم فیلمسازم و هم منتقد. به همین دلیل در گفتگو هایم فیلم را تنها از منظر مضمون و داستان تحلیل و بررسی نمی‌کنم و سوای فیلمنامه و شیوه روایت، مقوله دکوپاژ، میزانسن، نحوه اجرا، کار با بازیگر، تعامل با عواملی چون فیلمبردار، صداگذار، طراح هنری و… را هم در نظر می‌گیرم. جنبه دیگر خواندنی شدن گفتگو برمیگردد به ویژگی و نفس گفت‌وگوی رودررو، که آن را زنده، پویا، چالشی و پربارتر می‌کند.

به نظر می‌رسد کتاب «رودررو با اصغر فرهادی» برای کارگردانان، به دلیل طرح مباحث تخصصی در این حوزه اولویت بالاتری دارد و پس از آن مخاطبین و علاقه‌مندان جدی سینما.

این کتاب برای منتقدین و کارگردانان و دانشجویان سینما جذاب و کاربردی است. بازخوردهایی که گرفتم این نظر را تایید می‌کند.

آیا بعد از گفت‌وگو درباره هر فیلم فرهادی اتفاق افتاده که دیدگاه شما چه در حین صحبت با او و هر دلیل دیگری تغییر کند؟

تغییر دیدگاه و حس با گذشت زمان درباره هر فیلمی چه برای منتقد و چه فیلمساز اجتناب‌ناپذیر است.

بله این تغییر اتفاق می‌افتد اما مثلا اتفاق افتاده شما مثلا درباره «چهارشنبه سوری» با فرهادی صحبت کنید و پس از صحبت با او دیدگاه شما نسبت به فیلم به طور کلی تغییر پیدا کند.

بطور کلی که نه ولی در جزییات چرا این هم اتفاق افتاده و می‌افتد. و اگر نیافتد باید تعجب کرد.البته لازم به توضیح است گفتگوهای من با فرهادی بعد از چهارشنبه سوری که برای تکمیل کتاب صورت گرفت پس از گذشت تاریخ اکران فیلمها بوده است. به عنوان مثال برای گفت‌وگو درباره «فروشنده» من بلافاصله پس از اکران با فرهادی گفت‌وگو نکردم. و لذا قبل از گفت‌گوها علاوه بر اینکه چندین بار فیلم را می‌بینم، نقدهای مختلف را می‌خوانم و در جریان بازخوردهای مختلف قرار می‌گیرم.

یعنی در حین گفت‌وگو به عنوان نماینده دیدگاه‌های مختلف با فرهادی صحبت می‌کنی و تکثر آرایی در سوالات وجود دارد.

دقیقا. از جنبه‌های مختلفی سعی می‌کنم درباره فیلم و نقطه نظرات قابل اعتنای مختلفی که مطرح شده گفت‌وگو کنم و خواننده کتاب متوجه این نکته خواهد شد.

با تجربه گفت‌وگوهای مختلف با فرهادی، او را چقدر اهل تعامل و نقدپذیر می‌دانی و اگر جاهایی دیدگاه متفاوتی داشته باشی او تا چه اندازه منصفانه بحث می‌کند؟

خوشبختانه فرهادی اهل گفت‌وگو و تعامل است و حین صحبت از متن و فرامتن فیلمها گاه چالش هایی هم پیش می آمد و حرف‌های جدیدی زده می‌شد که  علاوه بر گفتگو کنندگان خواننده را هم سر ذوق می‌آورد. اتفاقا در پایان گفتگویم با فرهادی در مورد فیلم «فروشنده» خودم این سوال را از او کردم که چه میزان از نقد هایی که در مورد این فیلم شده بوده را وارد می داند.

چی گفت؟

بهترنیست خواننده های گفتگوی من و تو در کتاب، جواب فرهادی را بخوانند!

گفت‌وگوها در دفتر خودت انجام میشد؟

بخشی از گفت‌وگو در دفتر مجله صنعت سینما، دفتر من و بخشی هم در دفتر فرهادی بوده است. حتی یکبار بخش پایانی گفتگوی «جدایی نادر از سیمین» قرار بود در پاریس انجام شود که ایشان در مرحله تحقیق و نگارش فیلم «گذشته» آنجا بودند و من برای شرکت در جشنواره ای پاریس رفته بودم. درضمن بخشی از گفت‌گوهای فیلم «فروشنده» به صورت مجازی و از طریق اپلیکیشنهای اسکایپ و وایبر صورت گرفت که من ایران بودم و ایشان دراسپانیا مشغول ساخت  «همه می دانند»

پخش بین‌الملل در فیلمها بحث بسیار مهمی است که من بارها پیش از این گفته‌ام که اگر «درباره الی» پخش کننده خوبی داشت چه بسا اولین اسکار را برای فرهادی رقم میزد.

بله در مورد «درباره الی» با تو موافقم. حرف اول را برای معرفی فیلمها و امکان موفقیت آنها در سطح جهانی را پخش کننده قوی با امکانات مالی بالا می زند. و چه بسا فیلمهای با ارزشی  در اقصا نقاط دنیا ساخته می شود که بدلیل بی بهره بودن از پخش کننده بین المللی قوی مهجور می مانند.

بر همین اساس طی این سالها «هنروتجربه» به عنوان تنها جایی که به نمایش آثار تجربه‌گرایانه فعالیت داشته و آثاری چون «ماهی و گربه»، «پرویز» و… را اکران کرده، در معرفی و شناخت هرچه بیشتر فیلمسازانی چون مجید برزگر، شهرام مکری، کاوه مظاهری و … تاثیر داشته است.

البته در مورد کاوه مظاهری با تو موافق نیستم و تلاش فردی او در معرفی فیلمهایش استثنایی و ستودنی است. قطعا نفس وجود «هنروتجربه» در سینمای ایران ضروری بود و خود من علیرغم انتقاداتم یکی از طرفداران «هنروتجربه» هستم. «هنروتجربه» اگر با درایت بیشتر و به‌روز‌رسانی و اکران فیلمهایی در اشل خودش، متمرکز شود می‌تواند در این زمینه بسیار تاثیرگذار باشد. در هر صورت «هنروتجربه» یکی از دستاوردهای سینمای ما است که تداوم آن اهمیت بالایی دارد.

تو هم منتقدی، هم فیلمساز و هم گفت‌وگو کننده هستی و فرهادی را خیلی خوب می‌شناسی. اهمیت فرهادی را در فرم سینمایی یا در مضامین و جهان سینمایی خلق شده توسط او می‌دانی؟

این بحث در کتاب هم مطرح شده است. من فرهادی را فردی صاحب سبک در زمینه فیلمنامه می‌دانم. این به این معنی نیست که او در زمینه کارگردانی متبحر نیست و یا فیلمهایش فاقد فرم هستند. اتفاقا به نظر من فیلم «گذشته» فرهادی که در مورد فیلمنامه اش نقد کم صورت نگرفته است از جنبه کارگردانی و میزانسن فرمال‌ترین فیلم فرهادی است.

خوشبختانه فرهادی اهل گفت‌وگو و تعامل است و حین صحبت از متن و فرامتن فیلمها گاه چالش هایی هم پیش می آمد و حرف‌های جدیدی زده می‌شد که علاوه بر گفتگو کنندگان خواننده را هم سر ذوق می‌آورد

کتاب «رودررو با اصغر فرهادی» را از سال ۸۳ شروع کردی و تا به امروز رسیده است. در این دوره که همه دسترسی به فضای مجازی دارند و فرصت مطالعه برای افراد مختلف کم شده، فکر می‌کنی تا چه حد اینگونه کتاب‌های گفت‌وگو محور خوانده می‌شود و تاثیرگذاری در سینمای ما دارد؟

این بستگی به تلقی ما از اجتماع و سبک زندگی دارد و دوم تلقی ما از سینما. من معتقدم کماکان این کتاب‌ها مورد توجه هست و علیرغم کمتر شدن مطالعه در کل همچنان خوانده می‌شود. البته باید به اشکال نوین  دیگری ازجمله کتاب صوتی، فیلم و … هم نظر داشت و به صورت مطلق به چاپ کاغذی کتاب اکتفا نکرد. در همین ایام قصد داشتم فیلم گفت‌وگو محوری درباره کیانوش عیاری بسازم که کرونا معادلات را برهم زد و تاکنون این مهم به انجام نرسیده است.

نگارش اینگونه کتاب‌ها را در رشد و فهم سینمایی تا چه اندازه موثر میدانی؟

بسیار زیاد. اینگونه کتاب‌ها همچون ورک شاپ است و منبع بسیار مهمی برای مخاطبین عام، دانشجویان، منتقدین و حتی خود فیلمسازان است.