هنروتجربه: کبوتر ارشدی روزنامه نگار حوزه اندیشه می‌گوید در لایه‌های پنهان‌تر مستند «پنهان» به خرده‌روایت‌هایی که مبتنی بر تمایزهای پنهان است و همچنان هم وجود دارد، اشاره شده که جزو نقاط قوت فیلم بوده است و خلاقیت کارگردان را نشان می‌دهد.

کبوتر ارشدی شاعر، روزنامه نگار حوزه اندیشه و منتقد ادبی در گفتگو با «سینما جریان»، درباره مستند «پنهان» به کارگردانی شیرین برق‌نورد که این روزها همراه با مستند «برندگان» به کارگردانی امید عبدالهی در قالب یک بسته روی پرده سینماهای هنروتجربه رفته است، بیان کرد: در ابتدا باید پرسید اگر بخواهیم به یک واقعه تاریخی بازگردیم و آن را مستند کنیم، چه راه‌هایی در پیش داریم؟

وی ادامه داد: زمانی که به تاریخ برمی‌گردیم یکسری منابع و اسناد در اختیار داریم و از طرف دیگر هم کتاب‌های تاریخی- تحلیلی؛ آثاری که مبتنی بر تحلیل مولف یا پژوهشگر است، قاعدتا سیاسی است و جایگاه نظری خاص خود را دارد. راه دیگر برای یافتن داده های بیشتر، در صورت امکان، مصاحبه و تاریخ شفاهی ست.

این پژوهشگر فلسفه با بیان اینکه در مستند مخاطب خود باید کشف کند که کارگردان در کجای زمان و مکان ایستاده است و به گذشته نگاه می‌کند، اظهار کرد: نگاه کردن به گذشته متکی بر یکسری روایت‌ها و خرده روایت‌هاست و کارگردان اگر بتواند روایت‌ها و خرده روایت‌ها را متکثرتر کند و آن‌ها را از زوایای ایدئولوژیک، نظری، فهمی و عاطفی همه جانبه تری گردآوری کند، قطعا این مستند می‌تواند دست پُرتری داشته و کمتر ایدئولوژیک باشد.

ارشدی با اشاره به اینکه دیوار برلین زمینه آشکار مستند «پنهان» است، تصریح کرد: در حقیقت دیوار برلین نمادی بسیار گل‌درشت و در شکل بارز تفکیک هویتی و سیاسی است که مردم در یک لحظه سیاسی-تاریخی خاص، به نیرویی تبدیل شدند که توانستند این نماد را بردارند اما در لایه‌های پنهان‌تر مستند «پنهان» به خرده‌روایت‌هایی که مبتنی بر تمایزهای پنهان است و همچنان هم وجود دارد، اشاره شده که جزو نقاط قوت فیلم بوده است و خلاقیت کارگردان را نشان می‌دهد.

وی ادامه داد: از سوی دیگر در همین لحظه هاست که تفاوت و خلاقیت یک مستند با روایتگری صرف، برای مخاطب مشخص می‌شود یعنی مستند به کمک تکنیک می‌تواند روایت را روی پا نگه دارد. من فکر می‌کنم خلاقیت در ایده «پنهان» اگر می‌توانست در تکنیک هم خود را بهتر و خلاقانه‌تر نشان بدهد، قطعا روایت هم روی پا می‌ماند.

این منتقد ادبی با بیان اینکه کارگردان «پنهان» تلاش کرده در مستند تنش را حفظ کند، اما این تنش به لحاظ تکنیکی در فیلم رخ نداده است و اگر نتوان در ارایه تصویر، لحظه های تنش را نشان داد، در واقع روایت به ایجاد وضعیت های خطی میل پیدا می‌کند، گفت: همیشه معتقدم که مساله دکوپاژ و تدوین در فیلم بسیار مهم است و حتی در مواقعی می‌تواند روایت بسیار خطی را تبدیل به جنون، لحظه بحران و نقطه حاد کند تا از این شدت و تنش، مازاد عاطفه یا معنا تولید شود. توجه جدی و پروبلماتیک به فرم مونتاژ راش ها و سکانس ها، جادویی ست که منطق خطی روایت را به نفع جدال تصویری و ماندگار یک اثر دیداری برهم می زند و می تواند نجات بخش باشد.

ارشدی ادامه داد: اگر فیلمساز ظرفیت دکوپاژ و تدوین را جدی نگیرد، یا به عبارتی به معجزه ان باور نداشته باشد، یعنی نداند کجا سکانس را قطع و از کجا به موقعیت بعدی گره بزند، با چه زمان لازم است دوربین را بکارد یا کجا با دوربین شروع به دویدن کند، هر چه قدر ایده خوبی هم داشته باشد، نمی‌تواند در تصویر خلاقیتی ایجاد کند و اثر برای مخاطب خسته‌کننده می‌شود، ایده در ندانم کاری و سهل انگاری فرم از دست می رود.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره مستند «برندگان» نیز مطرح کرد: به لحاظ تکنیکالی «برندگان» را ضعیف‌تر از «پنهان» دیدم چراکه معتقدم اثری پُرگو و فربه است. اگر برخی از سکانش‌ها حذف می‌شد، هیچ مشکلی به وجود نمی‌آمد. همچنین متاسفانه در برخی از بخش‌های این مستند ایده کارگردان به دلیل سهل انگاری در تدوین از بین رفته است. در حقیقت لحظه‌های بحرانی و عاطفی افراد با تکنیک ضعیف و غیرخلاقانه در تصویربرداری و یا در تدوین از بین رفته و کار به لحاظ سامان بصری، کاهل شده است. این دشواری ها باعث می‌شود تاثیر لحظه اول بحران هایی که صمیمانه و موثر شکار شده است، در ادامه برای مخاطب از دست برود

این منتقد افزود: اگر بخواهم به مدد شعر که حافظه جمعی ما ایرانیان است، نکته‌ای را توضیح دهم باید از ناصر تقوایی، چهره نام‌آشنای سینما و ادبیات ایران وام بگیرم: «ما مدرنیته را نه تنها در شعر که در سینما، نقاشی و هنرهای دیگر با «نیما یوشیج» فهمیدیم». به کمک تذکر ایشان می گویم فهم نیمایی، دستگیره فهم امر نو است.

در ساخت اوزان شعر کلاسیک فارسی تا وزن به اشباع نرسد، رهایش نمی‌کنند؛ اما نیما آن را در شکل ظاهری، یعنی فرم شکاند تا از وضعیت اشباع رها شود. جدای از اهم دستآوردهای نیما، خود این موضوع اهمیت دورانی و زیباشناسانه داشت. درک این که نیازی به اشباع چیزی نداریم.

ارشدی تاکید کرد: مستند «برندگان» اگرچه دارای لحظات عاطفی و رئالیته خوبی در متن است، اما تاکید دارد تمام لحظات به وقت ارایه تصویر، اشباع کند و دقیقا به همین دلیل تاثیر بصری برای بیننده کم می ‌شود. البته شاید بتوان گفت در کل سینمای تجربه ما این ترس را یدک می کشد، لحظه بحران را نمی‌شناسد و به همین دلیل نمی‌تواند آن را به تصویر درون ماندگاری تبدیل کند.

وی در پایان با بیان اینکه اکران این ۲ مستند در قالب یک بسته به دلیل آنکه به موضوع رفتن از سرزمینی به سرزمین دیگر و بحث زیرساخت‌های هویتی اشاره می‌کنند، اتفاق خوبی است، خاطرنشان کرد: اگرچه فضای دو مستند و رویکرد تکنیکی کارگردان‌ها متفاوت است، اما اکران آن‌ها در یک بسته انتخاب درستی است. در نهایت لازم می‌دانم به کارگردانان این ۲ مستند توصیه کنم ارتباط جدی‌تری را به صورت انضمامی با جامعه‌شناسی، فلسفه و ادبیات برقرار کنند چرا که سینما یک مدیوم بینارشته ای است.