هنروتجربه: احمد طالبی‌نژاد منتقد و کارشناس سینما مطلبی با عنوان «بودن یا نبودن هنروتجربه» نوشته که در شماره جدید ماهنامه تجربه منتشر شده است.

به گزارش سایت هنروتجربه، در یادداشت احمد طالبی‌نژاد آمده است:

از قرائن چنین بر می آید که برخی به دلایل مختلف در صدد بی اعتبار کردن و حذف گروه هنر و تجربه از چرخه نمایش بخشی از فیلم های سینمای ایران هستند، که در گروه های مثلا حرفه ای جایی نمی توانند داشته باشند . . جالب این که تعدادی از  ابن الوقت ها روزگاری خود از دست اندر کاران یا جیره خور های این گروه بوده اند و چون به دلایلی که نمی دانیم ، دستشان از این نان دانی کوتاه شده، اکنون با موجودیش مخالفت می کنند و قصد دارند به تلافی  آن را نابود کنند، تا خیالشان راحت شود .” دیگی که برای من نجوشد، سر …” .این که گروه هنر و تجربه حاصل چه طول و عرضی است و چه تجربه های  موفق و ناموفقی در پشت سر خود دارد ، بحث مفصلی می طلبد اما، مختصرش این که سال های سال برنامه هایی به صورت تجربی برای امکان نمایش عمومی فیلم های غیر متعارف به اجرا در آمدند که متاسفانه هیچکدام نتوانستند به جریانی مستمر و مستقل تبدیل شوند . از جمله اختصاص یافتن سانس هایی از سالن های عمومی سینما زیر عنوان ” آسمان باز ” در دهه ۸۰ که یک یا دو سانس  در  روز را به نمایش این نوع فیلم اختصاص می دادند اما  به دلیل یا به بهانه  عدم استقبال مخاطبان ، پس از مدتی این طرح  بی سرانجام ماند  به رغم برخی نابسامانی ها و حتی سوء استفاده ها و خاصه خرجی هایی که در این گروه نمایشی  به عمل آمده، گروه هنر و تجربه در نزدیک به یک دهه ای که از عمرش می گذرد تنهاا محل و مکان عرضه فیلم های تجربی بوده و اگر نبود چنین امکانی ، چه بسا سینماگران جوانی که دور از سینمای معیار و متعارف دست به تجربه های فرمیک و محتوایی می زنند هم ، به دلیل نبود فضای مناسب در بازار عمومی فیلم در ایران، دست از تجربه گری بر می داشتند و به سلک فیلمفارسی سازان  امروزین می پیوستند . در آن صورت ، آثار غیر متعارفی از جمله ساخته های محمد شیروانی ، پوریا کاکاوند ،  شهرام مکری ، عبد عابست ، بهتاش صناعی ها و دیگر نوجویان سینما به رغم موفیقت های جهانی، در داخل کشور باید چکونه امکان نمایش به دست می آوردند؟ . مثل همین  بلا تکلیفی  و موقعیتی که سینمای مستند ما دارد. فقدان محل نمایش مستمر در بازار فیلم داخلی ، درد بی درمان و همیشگی فیلم های  مستند  بوده و هست که سالی یک بار در جشنواره سینما حقیقت و یکی دو جشنواره کوچک دیگر امکالن ابراز وجود دارند و دیگر هیج . گروه هنر و تجربه این امتیاز را دارا بود که برخی از آثار مستند که ظرفیت نمایش عمومی داشتند  را هم در برنامه های خود می گنجاند و برخیشان اتفاقا از فیلم های پر فروش مستند در این گروه  بوده اند . این گروه نمایشی از اوایل دهه ۱۳۹۰ با سر و صدای نسبتا زیاد به راه افتاد و چنان مورد توجه مخاطبان سینمای جدی و غیر متعارف به ویژه جوانان واقع شد که اغلب  سالن هایی که در اختیار این گروه بود،  پاتوق سینما دوستان جوان قرار گرفته بودند. از جمله سالن سینما فردوس در محوطه موزه سینما  و خانه هنر مندان که از موفق ترین سالن های ویژه این گروه بودند .

اما چه شد که هنر و تجربه به این روز افتاد ؟. شاخ و شانه کشیدن ها برخی تهیه کنندگان فیلمفارسی های امروزین از یک سو با این توهم که اگر این گروه صد در صد به موفقیت دست پیدا کند، از تعداد سالن های سینما برای نمایش تولیداتشان کاسته خواهد شد ، عدم توجه گردانندگان این تشکیلات به دیدگاه ها و پیشنهاد ها برای ارتقاء بخشیدن به شیوه عمل از جمله اصرار بر وجود سانس های پراکنده که کار جستجوی مخاطبان بالقوه را برای یافتن نزدیک ترین محل نمایش دشوار و گاه غیر ممکن می کرد و فقدان تبلیغات مناسب در رسانه های عمومی و مجازی، شیوع کرونا که تا مدت ها سالن های سینما را هم به تعطیلی کشانید  و دلایلی دیگر از جمله علل قرار گرفتن این گروه در سراشیبی سقوط است . من نه با دست اندر کاران و گردانندگان این گروه روابط خیلی نزدیک دارم و نه نانی از این گروه در سفره ام قرار گرفته  که  سنگشان را به سینه بزنم ومدیونشان باشم . حتی از نحوه اکران پراکنده فیلم موج نو در این گروه هم خیلی راضی نبودم اما، انصاف را باید در نظر گرفت . کاری هم به این جریان یا آن جریان سیاسی و عملکرد فرهنگیشان ندارم . مسئله من سینما و تجربیات سینمایی است که باید تداوم داشته باشد . برخلاف نظر برخی ها سینما فقط یک شکل ندارد. به قول ناصر تقوایی در کتاب ” به روایت ناصر تقوایی ” تالیف نگارنده، کل فیلم های جهان در سه گروه قابل دسته بندی اند . نخست فیلم های تجاری که ستون اصلی سینما ی مخاطب محور را تشکیل می دهند و وجودشان برای دوام وبقای صنعت سینما بسیار هم لازم است . و البته منظور فیلم های تجاری خوب ساخته شده است نه خزعبلاتی که به بهانه پسند مردم و احترام گذاشتن به سلیقه شان  گر و گر ساخته می شوند . دوم فیلم هایی که پلی میان سینما عامه پسند و نخبه گرا هستند . مثالش هم برخی آثار مسعود کیمیایی از جمله قیصر و  گوزن ها و  خاک وآثاری از  داریوش مهرجویی از جمله اجاره نشین ها ، هامون ، مهمان مامان و … و البته آثار اصغر فرهادی که اغلب ساخته هایش  مصداق بارز این مثال هستند؛ که هر دو گروه مخاطبان را راضی می کردند و می کنند  . اما گروه سوم آن دسته از فیلم هایی اند که خود هنر سینما را توسعه می دهند و شکل و شمایل یکنواختی ندارند. این دسته عرصه ای برای تجربه گری و گسترده کردن زبان و شکل سینما هستند . اگر نبودند کسانی همچون گدار ، تروفو ، اندی وارهول، استنج براکت  و دیگران ، چه بسا هنر سینما دچار ایستایی می شد .  بنابر این گروه هنر و تجربه باید به محلی برای نمایش فیلم هایی از این دست  تبدیل شود تا پاسدار هنر سینما باشند . حال اگر بر اثر نا بخردی یا کشمکش های غیر منطقی که اغلب ریشه سیاسی دارند این گروه از دایره امکانات نمایشی  سینمای ایران حذف شود، میدان برای سازندگان و تازندگان فیلمفارسی همچنان فراخ تر خواهد شد.»