هنروتجربه-فریبا اشویی منتقد سینما طی یادداشتی به نقد فیلم «پرو» به کارگردانی بهزاد نعلبندی پرداخته که به تازگی در سایت «هاشور» اکران آنلاین شده است.متن این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید:

«رضا» جوانی مذهبی در آستانه ازدواج، با یک چالش جدی  مواجه می شود. مینو و سپیده نیز با واسطه به این چالش متصل اند. هر سه کاراکتر، نمونه های آشکاری از الگوهای تعریف شده اجتماعی وجامعه شناختی اند که کارگردان ، آن را درنسل جوان امروز تعقیب می کند.

قاب اول(تهیه پارچه)درباره ظاهرِ سنت و دین، سخن می گوید و قاب دوم(درجستجوی خیاط)جریان مدرنیته را درتقابل با سنت تعقیب می کند. رضا راه گم کرده  و ناخواسته درگیر مسائل ساده ای می شود که ایمانش را متزلزل ساخته است . مدیریت این بحران برایش آسان نیست ، چون سنت به شیوه ای که او آموخته، ناکارآمد است اما مدرنیته قطب دیگر این روایت است. مینو در دل این مدرنیته رشد یافته است. مستقل زندگی می کند. خانه و ماشین دارد و برای زندگی خود، شخصا تصمیم می گیرد . شریک زندگیش را خودش انتخاب کرده و برای رسیدن به او تلاشی عبث می کند. شکل اجرایی مدرنیته، فرد را خودمختار می داند و به شیوه  دکارتی، بواقع فرد ارباب و مالک طبیعت، زندگی و سرنوشت خود است .

فاصله میان این دو (سنت ومدرنیته)، همان گُذار است.گذار به مفهوم عبور از سنت به مدرنیته. سپیده  از دل همین  گُذار می آید.او مدام بین سنت ومدرنیته دست وپا می زند.

در گذار از سنت به مدرنیته، گسست معرفتی رخ می‏ دهد. سپیده ، تجلی همین گسست  است .او بدنبال بازنگری مفاهیم و بویژه خودش درمیانه تناقضات است تا بتواند جایگاهی تثبیت شده برای خود فراهم سازد.(طراحی لباس).

انتخاب شغل سپیده نیز بی شباهت به تحولات درونی اونیست.او برای دوام در برزخ تناقضات، لباس وظاهر تازه ای راجستجو وطراحی می کند.لباسی که ورود او به دنیای جدید مدرنیته را  ممکن می سازد.

اپیزود چهارم فیلمنامه(دوخت دوز) اپیزود اصلاحی  است. مشکلات تعدیل وکاراکترها از قالب تک بُعدی ، خارج می شوند.اما الگوهای ذهنی تغییر نمی کنند.رضا  چالش مجسمهِ زنِ برهنه را با کاور کیسه زباله از سرگذرانده ومینو هم برای بالانس تناقضاتش از مزار مادر وچت  با برادر وام می گیرد.

اپیزود پایانی(پرو) کاراکترها را بعد ازچالش  وبحران ،ترسیم می کند. روتوش واتود آخر کاراکترها ، در این اپیزود اتفاق می افتد.(رضا متوجه تناقضات، مینو انصراف ازخودکشی  وسپیده شکسته و بار دیگر بلند می شود).

پرو  در محتوا غنی است ،اما در ساختار  می لنگد. روایت تا انتها روح نمی گیرد ودکوپاژ ،در ضعیف ترین شکل ممکن اجرا می شود. هرچقدر پیام فیلم چالش برانگیز است اما  ابزار انتقالِ وتاثیر گذاری آن  (ساختار) ضعف دارد.