هنروتجربه-سعیدحضرتی: محمد صالحی کارگردان مستند «چند قدم آن طرف‌تر» می‌گوید اصلی‌ترین شرط حاج قاسم سلیمانی برای تیم حافظتی این بود که من نباید شما را ببینم و باید از من فاصله بگیرید. حاج قاسم سلیمانی نمی‌خواستند فاصله‌ای بین ایشان و مردم عادی ایجاد شود. تیم محافظان سردار کار سختی داشتند و نباید به ارتباط حاج قاسم با مردم خدشه می‌رساندند و از طرف دیگر باید از ایشان حافظت هم می‌کردند. این تیم وفادارانه و با سختی‌های فراوان کنار حاج قاسم ماندند و در انتها همراه با او شهید شدند.

مستند «چند قدم آن طرف‌تر» به کارگردانی محمد صالحی و تهیه‌کنندگی مرتضی شعبانی، روایتی از ناگفته‌های اعضای تیم حفاظت سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس سپاه است.

محمد صالحی، کارگردان «چند قدم آن طرف‌تر» درباره موضوع این مستند به خبرنگار سایت هنروتجربه گفت: در ابتدا مرتضی شعبانی پیشنهاد ساخت ۳ مستند پرتره درباره ۳ شهید محافظ که سال ۱۳۹۸ همراه با حاج قاسم سلیمانی به مقام شهادت نائل شدند را داد. با شروع پژوهش‌ها به این نتیجه رسیدم که چقدر کار این شهیدان بزرگ و جذاب بوده است و می‌توان درباره کارهای این ۳ شهید ساعت‌ها صحبت کرد و همزمان بخش‌هایی از زندگی آنها را بازگو کرد. سردار سلیمانی بیشترین تهدیدها را در ایران و خارج از ایران داشت و به همین دلیل وظیفه تیم امنیتی و حفاظتی از ایشان بسیار کار سختی بود. در حین تحقیقات متوجه شدم که یک نفر دیگر در تیم حفاظتی شهید سلیمانی با نام رضا خرمی بوده که سال ۹۶ شهید شده است.

وی با اشاره به اینکه ساختن فیلم درباره کارهای امنیتی و حفاظتی بسیار سخت است و با شروع کار با سدهای مختلفی برخورد می‌کردیم افزود: در «چند قدم آن طرف‌تر» روایتی از تیم حفاظت شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید رضا خرمی، شهید وحید زمانی‌نیا، شهید شهروز مظفری‌نیا و شهید هادی طارمی که همراه با او به شهادت رسیدند را به نمایش گذاشته‌ایم که ساختاری ترکیبی دارد.

صالحی ادامه داد: ما در زمان حیات سردار سلیمانی به دنبال راش‌ها و آرشیوهای این شهیدان بودیم و البته طبیعت کار آنها اینگونه بود که نباید جلوی دوربین ظاهر می‌شدند. بالغ بر ۳۰۰ دقیقه راش را می‌دیدم تا بتوانم تیم محافظتی سردار سلیمانی را در گوشه کنار تصاویر پیدا کنم. معمولا محافظان کنار شخصیت هستند و سد محکمی میان آن شخص و مردم است. با دیدن راش‌ها متوجه شدم هیچکدام از محافظان سردار سلیمانی کنار ایشان نیستند و چند قدم آن طرف‌تر هستند و عنوان مستند نیز به همین دلیل انتخاب شد.

کارگردان مستند «یاران غار» درباره علت این موضوع بیان کرد: دلیل این فاصله، خواسته خود سردار سلیمانی بود. سردار سلیمانی شرطی را که برای تیم محافظان گذاشته بود این بود که حفاظت کلاسیک آشکار نمی‌خواستند. حفاظت کلاسیک دو نوع آشکار و پنهان است. حفاظت آشکار که معمول است و تحت عنوان بادیگارد برای همه آشنا است و اجازه نزدیکی مردم به شخص مورد حفاظت را نمی‌دهند اما حفاظت پنهان با روشهای خاصی از شخصیت حفاظت می‌کنند. اصلی‌ترین شرط حاج قاسم سلیمانی برای تیم حافظتی این بود که من نباید شما را ببینم و باید از من فاصله بگیرید. حاج قاسم سلیمانی نمی‌خواستند فاصله‌ای بین ایشان و مردم عادی ایجاد شود. تیم محافظان سردار کار سختی داشتند و نباید به ارتباط حاج قاسم با مردم خدشه می‌رساندند و از طرف دیگر باید از ایشان حافظت هم می‌کردند. این تیم وفادارانه و با سختی‌های فراوان کنار حاج قاسم ماندند و در انتها همراه با او شهید شدند.

این مستندساز جوان تصریح کرد: حاج قاسم سلیمانی می‌دانست این نوع از محافظت خطر بزرگی است اما خطر بزرگ‌تر برای حاج قاسم فاصله بین خودش و مردم بود. حاج قاسم عقیده داشت اگر خودم ترور شدم عیبی ندارد اما نظام ترور نشود و مردم حس نکنند ما در دسترس نیستیم. حاج قاسم میان مردم بود، به همین دلیل مردم خودشان را به حاج قاسم نزدیک و ایشان را از خودشان می‌دانستند.

کارگردان مستند «تولدت مبارک بامیلا» درباره بازخوردهای این مستند اظهار کرد: وقتی کار به اتمام رسید، مجبور شدیم ۱۰ دقیقه از کار را به دلیل مسائل امنیتی حذف کنیم اما با این وجود اصلا فکر نمی‌کردم این مستند تا این اندازه برای مردم جذاب باشد. اولین پخش این مستند ۱۳ دی‌ماه سال ۹۹ از شبکه سه سیما بود و پس از آن نظرات مثبت مخاطبان من را شگفت‌زده کرد. یکی از جالب‌ توجه‌ترین بازخوردها، صحبت پدر شهید شهروز مظفری‌نیا (از تیم محافظان سردار) بود که پیام داد که من نمی‌دانستم پسرم چه کار کرده و شما در «چند قدم آن طرف‌تر» این موضوع را به بهترین شکل گفته‌اید. از فردای آن شب شبکه‌های دو، شبکه مستند، افق و ..‌. این مستند را پخش کردند و این مستند برای مخاطبان بین‌المللی هم جذاب بود.

محمد صالحی در پایان درباره همکاری با مرتضی شعبانی تهیه‌کننده «چند قدم آن طرف‌تر» گفت: مرتضی شعبانی به جوانان اعتماد می‌کند. شعبانی یکی از مهمترین کارهایی که به او سپرده شده بود را به من پیشنهاد کرد که تجربه و سن آنچنانی هم ندارم. شعبانی مثل پدر در این کار همدلانه ایستاد و با سعه‌صدر و صبوری تحمل و اعتماد کرد. از او متشکرم که حمایت کرد و اگر نبود این کار به اتمام نمی‌رسید.