هنروتجربه-رضا صائمی: رضا رزم در فیلم «مکالمات» -که در سایت هاشور به صورت آنلاین در حال اکران است- با ساختار و فرم متفاوتی به روایت روانشناختی قصه ای شخصیت محور می پردازد که در حال تجربه یک دوره بحرانی از زندگی خود است. در آستانه جدایی از همسرش و تنهایی و مواجهه با خویش. در تمام طول قصه او را درون خانه می بینیم و مکالمات تلفنی اش با آدم های پیرامونش تنها میانجی و پل ارتباطی او با جهان بیرون و جامعه است. در واقع فیلمساز از این طریق تقابل های دوگانه جهان ذهنی و عینی است. دوگانگی بین فردیت و جمعیت، بین دنیای درونی و بیرونی قهرمان قصه. فیلم البته از منظر سوبژکتیو به قصه و موقعیت نگاه می کند. در واقع موقعیت شخصیت اصلی و پارادوکس ها و تقابل هایش به قصه بدل می شود و مخاطب نیز از زاویه دید او به سوژه می نگرد. نکته جالب این است که در اینجا شاهد هیچ اتفاق و رخداد کنشمندی در قصه نیستم و همه کنش ها و تنش های قصه در گفتگوها و مکالمات تلفنی به شکل درام صورت بندی می شود. گویی تلفن در اینجا خود به یک شخصیت بدل می شود، به نقش مکمل قصه.

«بیژن» کاراکتر اصلی قصه فردی تحصیلکرده و معلم فیزیک است که گویی در فهم جهان دیگران و ارتباط با نزدیکان خود از همسرش گرفته تا اعضای خانواده اش دچار بحران است. این بحران البته ریشه در خودآگاهی او نسبت به وضعیت زندگی و شخصیت خودش شده به ویژه در رابطه با دیگران. او به نوعی به انزوا و گوشه گیری تن داده اما به معنای افسردگی بالینی و روانشناختی نیست. بیژن بیشتر درگیر رنج های اگزیستانسیالی شده و به مسائل وجودی خود در نسبت با زندگی و تجربه های زیسته اش می پردازد. از این حیث فیلم «مکالمات» روایتی روانکاوانه از بحران های فردیست که به ویژه نسل جوان و تحصیل کرده در جامعه امروز دارد. بیش از هر چیز بحران رابطه! بیژن به شکل درونگرایانه ای با بحران هویت و رنج های برساخته از آن مواجه است. شاید او به قول شاملو از رنجی خسته است که از آن او نیست و به واسطه همزیستی با دیگرانی که جهانشان با جهان او متفاوت است دچار این رنج ها شد. دچار سرگشتگی و بحران در فهم خویش و دیگران.

«مکالمات» همانطور که از نماش نیز قابل تشخیص است فیلمی دیالوگ محور است. ما به جز بیژن تنها صدای شخصیت ها و کاراکترهای دیگر را از پشت تلفن می شنویم و تصویر محو و فیلتر شده آنها را به شکل کوتاه در گفتگو با دوربین که جایگزین بیژن شده می شنویم. فیلم لحن و فضای به شدت رئالیستی و واقع گرایی دارد که جنس بازی ابراهیم امینی در نقش بیژن در این فضاسازی موثر بوده است. به واسطه نوع مکالمات و شخصیت های که با بیژن به شکل تلفنی حرف می زنند فیلم لحن تراژیک یا کمدی و طنز به خود می گیرد اما در نهایت آنچه در لابه لای این گفتگوها و در هسته معنایی فیلم «مکالمات» قابل تامل است قابلیت آن در به تفکر واداشتن مخاطب به ویژه در درک تجربه های مشترک با بیژن است. قابلیتی که «مکالمات» را به تاملات مخاطب درباره خود، دیگری و زندگی دعوت می کند.