هنروتجربه-مازیار معاونی: بیماری ها و در کلیتی فراگیرتر مقولات تهدید کننده سلامت ازچنان ظرفیت دراماتیک فوق العاده ای برخوردارند که می توان به سادگی ردپای آنها را در بسیاری از آثار سینمایی دور و نزدیک جستجو کرد، خواه به شکل یک درون مایه فرعی داستانی و خواه به صورت خط اصلی قصه ای که درام بر مبنای آن شکل گرفته است.  نگاهی به فهرست و خلاصه داستان  فیلم هایی که در دوران شصت و اندی ساله فراگیر شدن صنعت/ رسانه سینما در کشورمان روی پرده رفته اند نمونه های زیادی را به دست می دهد از آثاری نظیر « سلطان قلبها»  به کارگردانی زنده یاد فردین در جریان فیلمفارسی دهه ی چهل که با الگوبرداری از فیلم های هندی آن مقطع زمانی،نابینایی زن فداکار دور مانده از همسر مشهور و متمول را به عنوان یکی از خطوط مهم پیشبرنده درام محور قرار داده بود  تا فیلمی مانند « سوته دلان» ساخته علی حاتمی فقید که ابتلای قهرمان مرد فیلم ( مجید با بازی بهروز وثوقی) به اختلال ذهنی ( سندرم داون) زمینه مصاحبتش با اقدس ( شهره آغداشلو) و ماجراهای بعدی داستان را رقم می زدو سرانجام انبوهی از آثار سینمایی دوره چهلساله پس از پیروزی انقلاب. ردپاهای کمرنگ و پررنگی از استفاده دراماتیک از مقوله سلامتی و بیماری قهرمانان به چشم می خورد.

با صرف نظر از بسیاری از آثار این دوره که بیماری و تهدید سلامتی قهرمانان قصه، خط اصلی داستانی آنها محسوب نمی شود به چند مصداق شاخص تر این گونه فیلم ها می رسیم که اتفاقاً جزء آثار به یاد ماندنی چند دهه اخیر هم محسوب می شوند. از فیلم « قرمز» اثر به یادماندنی فریدون جیرانی شروع می کنیم که ابتلای قهرمان مرد قصه به بیماری پارانوئید ( بدگمانی) محرر اصلی فیلم و زمینه ساز تمام اتفاقات مهم آن است، ناصر ملک ( محمد رضا فروتن) که همسر دوم هستی مشرقی ( هدیه تهرانی) به حساب می آید بر اثر ابتلاء به بیماری پارانوئد آنهم از نوع شدیدش که روال طبیعی زندگی را با معضلات جدی مواجه می کند با محدود کردن رفت و آمدهای همسر و کتک زدن های مداوم او که بر اثر شک به ارتباطش با مردان دیگر اتفاق می افتد،  نه تنها زندگی خانوادگی خود که آینده اش را هم از دست می دهد و سرانجام جان خود را هم بر سر این راه می گذارد، گذشته از ارزش های سینمایی این فیلم که به اعتقاد نگارنده بهترین و منسجم ترین ساخته جیرانی تا حال حاضر به حساب می آید و به حق، دو جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد و نقش اول زن را هم برای نقش آفرینانش به ارمغان آورد سویه آموزشی این فیلم، میزان انطباقش با تعاریف و نشانه های علمی این بیماری ودرصد اثرگذاری آن بر مخاطبینش هم قابل تحسین بود، جیرانی مشخصات و سیر این بیماری و نتایج قابل پیش بینی از عدم درمان آن را به شکلی هنرمندانه در قالب یک روایت زناشویی دراماتیزه کرده بود آنگونه که هم گل درشت و شبیه به آثار آموزش محور به نظر نرسد و هم فراتر از کارکرد صرف یک فیلم سینمایی، واجد ارزش های آموزشی/ شناختی و تربیتی هم باشد.

پانزده سال  بعد از « قرمز»، مازیار میری با فیلم « حوض نقاشی » که ششمین ساخته سینمایی اش به حساب می آید پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از فیلم « سوته دلان» علی حاتمی، بار دیگر موضوع افراد دچار عقب ماندگی های ذهنی و معضلاتی که زندگی فردی و اجتماعی آنها را با تهدیدهای شدیدی مواجه می کند به تصویر کشید. فیلمی که برای نگار جواهریان جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره فجر ( ۱۳۹۱) و برای شهاب حسینی جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد ار جشنواره فیلم لیسبون( ۲۰۱۴)  را به همراه آورد و فیلمی قابل تامل بود. درک عمومی جامعه از  بیماران دچار عقب ماندگی های ذهنی و شیوه درست مواجهه و مراوده با آنها از جمله امتیازات این فیلم و در ادامه تلاش های قبلی سینمای ایران در این مقوله بود، تلاش هایی که افزون بر « سوته دلان» در دیگر ساخته پس از انقلابی علی حاتمی فقید یعنی فیلم درخشان « مادر» هم به وضوح به چشم می آمد، حاتمی در این فیلم ماندگار که اکبر عبدی نقش جوان عقب مانده اش را بازی می کرد جنبه نیازهای عاطفی و نیاز به حمایت روحی بیماران مبتلاء به اختلال ذهنی سندرم داون که جنبه متفاوتی از معضلات این بیماران محسوب می شود را به زیبایی روایت کرده بود.

به عنوان مصادق پایانی بحث به فیلم « طلا و مس» ساخته همایون اسعدیان می پردازم که علاوه بر پرداختن به مشکلات فردی بیماران دچار بیماری های صعب العلاج و رنج و عذاب بی پایان چنین بیمارانی،به شکلی خلاقانهمعضلات متعدد دیگر اعضای خانواده فرد بیمار را دستمایه خود قرار داده بود. سید رضا ( بهروز شعیبی) طلبه ی شهرستانی که برای ادامه تحصیل حوزوی به تهران آمده بعد از ابتلای همسرش ( نگار جواهریان) به بیماری ام اس (از بیماری های محدود کننده حرکت و توانایی های طبیعی افراد مبتلا)  که بستری طولانی مدت همسر در بیمارستان و فاصله گرفتنش به لحاظ فیزیکی و عاطفی با  خانه و خانواده را در پی دارد فضاهای تازه ای از جمله تشدید روابطش با پرستار بیمارستان را تجربه می کند، روایتی که که نه تنها به لحاظ سینمایی درست، دقیق و باور پذیر است که  بازگو کننده یکی از مشکلات پیچیده ی اجتماعی است، دشواری هایی که می توان آنها را اتفاق های ناخواسته ی ناشی از بروز بیماری های سخت نامید که در صورت عدم آمادگی و دریافت آموزش های درست می تواند روباط زناشویی و عاطفی زوجین و در نهایت استحکام و بقای خانوادگی آنها را تا حد فروپاشی تحت الشعاع خود قرار بدهد.

 اما نکته آخر اینکه به رغم تمام این کوشش های انکارناپذیر، هنوز هم می توان از ظرفیت های بسیار سینما  در جهت معرفی و آموزش های موثر ( اما غیر مستقیم و با ظرافت) مخاطبین بی شمار آن بهره های فراوانی گرفت.