هنروتجربه: هادی محقق کارگردان فیلم سینمایی «دِرب» می‌گوید اگر «درب» فیلم خوبی باشد، پس از اکران مردم هم از آن استقبال می‌کنند. ما باید به مخاطبان قدرت انتخاب دهیم نه اینکه آن‌ها را به یکسری آثار محدود کنیم. این فیلم می‌تواند در سینماهایی که فراگیر و عادی هستند هم اکران شود. باتوجه به مولفه‌های فیلم، می‌تواند بجز هنروتجربه در سینماهای دیگر هم اکران شود. زیرا سینما قصه می‌خواهد که این فیلم دارد، مشخصات فنی می‌خواهد که در «درب» رعایت شده است و فقط یک عنصر را ندارد که آن هم نداشتن بازیگر چهره است. البته از نظر من، ویژگی‌ای که از همه مهم‌تر است؛ قصه است و «درب» آن را دارد. این فیلم مؤلفه‌های گرو هنر و تجربه را دارد؛ اما قدرت و استعداد این‌که بخواهد در بقیه سینماها هم نشان داده شود، را هم دارد.

هادی محقق فیلمسازی نام آشناست که آثاری مانند «ایرو»، «ممیرو»، «بردو» را ساخته. این فیلمساز در چهلمین دوره از جشنواره فیلم فجر با اثری به نام «دِرب» حضور دارد که فیلمنامه آن را هم خودش به رشته تحریر درآورده است. سیدرضا محقق نیز تهیه‌کنندگی فیلم را برعهده دارد. «درب» در استان کهگیلویه و بویراحمد و در روستاهای اطراف شهر سوق فیلمبرداری شده و آماده حضور در بخش سودای سیمرغ جشنواره فجر است. به مناسبت حضور این فیلم در جشنواره فیلم فجر با هادی محقق، ایلنا گفت‌وگویی انجام داده‌ که در ادامه می‌خوانید:

زمانی که نام فیلم «درب» را می‌شنویم، برایمان گنگ و نامفهوم است. این اسم چقدر به طرح فیلمنامه برمی‌گردد؟ چقدر به سوژه نزدیک است و معنی آن چیست؟ 

«دِرب» به معنی زمین سفت است، اول قرار بود در یک روستایی به نام دِرب فیلمبرداری کنیم اما لوکیشن مناسب‌تری پیدا کردیم و دیگر این اسم با فیلمنامه آمد و بعد که جلوتر رفتیم یک مطابقت معنایی با کارکترهای فیلم پیدا کرد و به همین دلایل دیگر اسم فیلم هم اکنون «درب» است.

خودتان هم در فیلم بازی می‌کنید؟ 

بله.

چطور شد تصمیم گرفتید به عنوان کارگردان بازیگر در این فیلم حضور پیدا کنید؟ 

اولین کاری که کردم این بود که سعی کردم بازی نکنم و خودم باشم. یک مقدار این‌که هم جلوی دوربین باشی و هم بخواهی فیلم را کنترل کنی پیچیده بود و دشواری‌های خودش را داشت؛ اما از آن‌جایی که چندین نفر را جلوی دوربین آوردیم، به دلیل جزئیات کاراکتر، کل گروه به این نتیجه رسیدیم که خودم آن نقش را علی رغم میل باطنیم بازی کنم. در واقع بر اساس زمان و شرایط و همه این اتفاقات، این تنها راهی بود که مانده بود.

یعنی برای آن نقش، چندین نفر تست دادند؟ 

بله، آنها حتی جلوی دوربین آمدند و ما پلان گرفتیم.

این چند نفر بازیگران چهره بودند یا نابازیگر؟ 

همه نابازیگر بودند؛ اما وقتی به پلان نگاه می‌کردیم می‌دیدیم که آن نقش درنیامده است و دائما فیلمبرداری را به تعویق می‌انداختیم و سکانس‌های دیگر را می‌گرفتیم تا به آن موقعیت‌ها برسیم. در نهایت دیدیم راهی نیست و بر اساس شرایط تنها گزینه‌مان ایفای نقش توسط خودم بود.

بازیگران دیگر فیلم «درب» را چطور انتخاب کردید؟ 

آن‌ها هم تقریبا در خلال کار و در مسیر کاری‌مان پیدا می‌شدند. برخی را از قبل می‌شناختم. در جریان این کار حتی چند نفری بودند که قول بازی می‌دادند و زمانی که تماس می‌گرفتیم می‌گفتند کار داریم و نمی‌توانیم بازی کنیم. درنتیجه مجبور می‌شدیم شخص دیگری را پیدا کنیم.

با توجه به اسامی بازیگران فیلم، چرا سراغ نابازیگر رفتید؟ یا بهتر است بگویم چه ویژگی می‌خواستید برای فیلم قائل باشید که نابازیگر انتخاب کردید و سراغ بازیگران چهره نرفتید؟ 

این شیوه همیشگی من است؛ یعنی در همه کارهایم بجز فیلم «بردو» این روش را پیاده کرده‌ام. احساس می‌کنم با این کار شاید فیلم واقعی‌تر به نظر برسد. زیرا وقتی بازیگر می‌آید یک اتفاقی به غیر از خودش را هم می‌آورد و احساس می‌کنم از همان ابتدا، فیلم لو می‌رود و ما همواره تمام تلاشمان را می‌کنیم که فیلم لو نرود. این مسئله مقداری پرش حسی ایجاد می‌کند.

پس «درب» را به همان سبک و سیاقی است که همیشه در فیلمسازی‌تان جریان دارد؟ 

از آینده پیش بینی ندارم ولی تا الان این گونه بوده است. این بیشتر ضرورت کار است، یعنی باید ببینید ضرورت کار چیست؛ اما تا الان من این گونه جلو رفته‌ام و سعی می‌کنم آدم‌هایی که بتوانند همان گویش را بیان کنند و همان لباس به تنشان نشسته باشد را انتخاب کنم. حتی از همان لباس‌های خود بازیگران استفاده می‌کنیم تا واقعی‌تر به نظر برسند.

موضوع فیلم به زندگی شخصی‌ خودتان مرتبط می‌شود؟ 

به نوعی می‌شود گفت بله. به هر حال هر فیلمسازی، در فیلمی که می‌ساز به نوعی دارد زندگی شخصی‌اش را می‌سازد یعنی ما یا تصورات شخصی‌مان را رنگ می‌کنیم یا اثری خلق می‌کنیم.

طراحی لباس در کار وجود ندارد؟ 

خیر، طراح لباس هم در فیلم داریم؛ اما منظورم این است که دست به همان چیزی می‌زنیم که وجود دارد. در واقع بازنمایی حقیقت.

می‌توان گفت «دِرب» به ژانر مستند داستانی یا مستند سینمایی نزدیک است؟ 

فیلم داستانی است اما همه فیلم‌ها تلاش می‌کنند که مستند به نظر برسند. اهمیت کارگردان در همین است که فیلم را به جایی برساند تا مشخص کند واقعی است. یعنی نمی‌خواهد نمایش‌گری کند و مخاطب با فیلم درگیر شود. این اتفاق زمانی می‌افتد که همین جزئیات را رعایت کنیم تا آن همذات‌پنداری که از آن حرف می‌زنیم به وجود آید.

در مصاحبه‌ای گفته بودید که فیلم «درب» برای «هنروتجربه» ساخته شده، درست است؟ 

خیر، مقداری با آدم‌ها صحبت کردن ترسناک شده است؛ زیرا ما یک چیزی می‌گوییم و آن‌ها چیز دیگر می‌نویسند. آن فرد از من در مورد اکران پرسید و من گفتم شاید این مسئله شاخص‌هایی داشته باشد علی رغم اینکه به عقیده من «درب» این استعداد را دارد که در سینماهای عمومی اکران شود. سطح مخاطب ایرانی تغییر کرده و امیدوارکننده است. اگر «درب» فیلم خوبی باشد، پس از اکران مردم هم از آن استقبال می‌کنند. ما باید به مخاطبان قدرت انتخاب دهیم نه اینکه آن‌ها را به یکسری آثار محدود کنیم. این فیلم می‌تواند در سینماهایی که فراگیر و عادی هستند هم اکران شود. باتوجه به مولفه‌های فیلم، می‌تواند بجز هنروتجربه در سینماهای دیگر هم اکران شود. زیرا سینما قصه می‌خواهد که این فیلم دارد، مشخصات فنی می‌خواهد که در «درب» رعایت شده است و فقط یک عنصر را ندارد که آن هم نداشتن بازیگر چهره است. البته از نظر من، ویژگی‌ای که از همه مهم‌تر است؛ قصه است و «درب» آن را دارد. این فیلم مؤلفه‌های گرو هنر و تجربه را دارد؛ اما قدرت و استعداد این‌که بخواهد در بقیه سینماها هم نشان داده شود، را هم دارد.

زمانی که اسم هنر و تجربه می‌آید، تصور عده‌ای این است که فیلم مناسب گروه ویژه‌ای است و عموم مردم از آن استقبال نمی‌کنند. 

فیلم «بردو» هم شاید جزو فیلم‌های هنر و تجربه‌ای باشد؛ اما مخاطب بسیاری داشت. برخی تقسیم بندی‌ها و تعاریف شخصی شاید از طرف ما به مسئله اعمال شود وگرنه این یک اشتباه استراتژیکی است که ما بخواهیم تصمیم بگیریم برای عده‌ای خاص فیلم بسازیم. زیرا ما می‌خواهیم فیلم بسازیم و مؤلفه‌ها باید رعایت شود. اگر بخواهیم تصمیم بگیریم مخاطبان گزینشی انتخاب شوند کار اشتباهی است و مقداری سخت می‌شود. ما برای همه فیلم می‌سازیم؛ نه صرفا گروهی خاص.

فیلم‌های حاضر در جشنواره فیلم فجر برای همه مردم اکران می‌شوند. زمانی که برخی صفات مانند اینکه فلان فیلم مختص به مخاطبان خاص سینماست، همراه فیلمی می‌آید منجر می‌شود تا تعداد کمتری هم در جشنواره فیلم فجر به تماشای آن فیلم روند. اما به عقیده باید بدون پیش فرض به فیلم نگاه کرد و این پیش فرض اولیه را از بین برد. شاید همان فیلم که هنر و تجربه ساخته باشد هم فیلم خوبی باشد.

درست است. در این زمان بحث خوب و بد فیلم‌ها مطرح نیست؛ بلکه موضوع گروه‌بندی و ایجاد پیش‌فرض قبل از اکران فیلم‌ها در جشنواره فیلم فجر است. 

شاید کم کم باید این الفاظ دچار تغییر شوند و این مدل نگاه کردن بشکند که البته این اتفاق یک شبه رخ نمی‌دهد. جامعه خبری در این راه می‌توانند مسیر مناسب‌تری را به مخاطب نشان دهند. یعنی دیگر مهم نباشد که فیلم در چه قالبی ساخته شده بلکه مهم این باشد که فیلم، فیلم باشد حتی اگر انیمیشن و سینمای اجتماعی باشد هم اهمیت ندارد زیرا خیلی از فیلم‌های اجتماعی است که نباید از اول برای آن مجوز خوب یا بد بودن داد، باید رفت و فیلم را بدون پیش‌داوری نگاه کرد. این اواخر متوجه شدم که فیلم «درب» این استعداد را دارد و خبری که مدتی قبل منتشر که این فیلم برای «هنر و تجربه» ساخته شده را به اشتباه زدم. «درب» می‌تواند با مردم ارتباط برقرار کند، کما اینکه کمی که جلوتر برویم اگر حدسم اشتباه نباشد این ارتباط را با مخاطب را مشاهده می‌کنیم.

قدری از فضای داستانی فیلم «درب» بگویید. 

روایت یک مامور اداره برق است که می‌خواهد برق یک خانه در روستا را وصل کند.

ژانر آن اجتماعی است؟ 

می‌توان گفت اجتماعی است.

سوژه و طرح ابتدایی فیلم «درب» چطور شکل گرفت؟ 

دوستی داشتم به نام حسین اسکندری که رئیس اداره برق است. او در همه مناسبات برقی روستاها وقت و بی‌وقت حضور داشت. حسین اسکندری فراتر از وظیفه‌اش عمل می‌کرد و این مسئله برای من بسیار قابل تامل بود که برای آدمی انقدر اطرافیانش مهم هستند. اصلا خودش را در نظر نمی‌گیرد و تمام تلاشش را می‌کند که به نسبت شرایط شغلی‌اش چگونه می‌تواند گره کسی را باز کند. دوست داشتم ساعت‌ها کنارش بنشینم و با او بیرون بروم. روی حرفهایش تمرکز می‌کردم که چقدر می‌تواند این کاراکتر واقعی و صادقانه باشد که دیدم همه حرف‌هایش از روی صداقت است.

پس فیلمنامه «درب» از روی یک کارکتر واقعی نوشته شده است؟ 

قصه برای خودم است؛ اما منشا الهام من آقای حسین اسکندری بود.

تولید فیلم «درب» را از چه زمانی آغاز کردید؟ 

نوروز سال جاری تولید را شروع کردیم و تا همین اواخر هم ادامه داشت. در کل نزدیک به یک سال ساخت «درب» زمان برد.

نوشتن فیلمنامه چقدر زمان برد؟ 

نوشتن فیلمنامه دو الی سه سال زمان برد ولی تولید آن از نوروز امسال بود.

در چهلمین دوره از جشنواره فیلم فجر تعداد کارگردانان شناخته شده و باتجربه کم است. این اتفاق را باید به فال نیک برای ورود جوانان عرصه سینما دانست یا تصمیم‌گیری نامناسب هیات انتخاب؟ 

نمی‌توان گفت خوب است یا بد است. ما در این موقعیت قرار داریم و تعریف خوب یا بد آوردن برای آن سخت است. به هر حال این فیلم‌ها حاصل تصمیمات کسانی است که همه فیلم‌ها را دیده‌اند؛ اما اگر ۶ الی ۷ نفر دیگر جای هیات انتخاب این دوره بودند شاید فیلم‌های دیگری را انتخاب می‌کردند.

سلیقه هیات انتخاب را در نحوه انتخاب‌هایشان دخیل می‌دانید؟ 

بله، سلیقه آن‌ها دخیل است و به قول خودشان پروانه نمایش وجود دارد و گاهی خود فیلمساز نمی‌خواهد اثر در جشنواره فیلم فجر شرکت کند. اکنون ما در این وضعیت قرار گرفته‌ایم و این فیلم‌ها انتخاب شده‌اند. شاید به لحاظ نوستالژی و بسیاری از اتفاق‌ها، ما دوست داشته باشیم که کارگردانان نامدار همیشه در جشنواره حضور داشته باشند. به هر حال ما پیگیر این افراد هستیم تا کارهای بعدی‌شان را ببینیم یا این که چقدر رشد کرده‌اند. ممکن است یکی از این فیلم اولی‌ها از یک فیلم چهارمی خیلی بهتر باشد. نمی‌توان از الان درباره چیزی که اطلاع نداریم نظر دهیم و قضاوت کنیم. باید در روزهای برگزاری جشنواره فیلم فجر فیلم‌ها را دید. هر فیلمی مسیر خودش را پیدا می‌کند و به قولی فیلم خوب روی زمین نمی‌ماند.

«درب» در چه مرحله‌ای قرار دارد؟ 

کار آن تقریبا تمام است و فقط برخی روتوش کاری‌های انتهایی مانده که سعی می‌کنیم آن را سریع‌تر تمام کنیم