هنروتجربه-سپنتا امانپور: «مکالمات» ساخته رضا رزم را در سایت هاشور تماشا کنید. فیلمی که در عنوان خود به نوعی فرم روایی خود را بیان می کند. بیانی پارادوکسیکال که وقتی فیلم و قصه اش را می بینیم آشکار می شود. به این معنا که مکالمه اگرچه به مثابه یک کنش ارتباطی بیانگر تعامل و گفتگوست اما در اینجا مصداقی از تنهایی و انزوای شخصیت محوری قصه است. درباره «بیژن» که در برزخ جدایی از همسرش قرار دارد و در خانه به کار مشغول است. تلفن های متعددی که به او می شود هر کدام به مثابه جزیی از یک پازل، موقعیت و شخصیت او را بازنمایی می کند و تضادها و کشمکش های درونی و بیرونی او را نشان می دهد. به عبارت دیگر این مکالمات به عنوان یک کنش میانجی، جهان ذهنی و عینی بیژن را به تصویر کشیده و روایت می کند لذا قصه فیلم را باید از پیوند منطقی این مکالمه ها در ارتباط با بیژن روایت کرد. از این حیث می توان «مکالمات» را هم یه قصه گفتگو محور دانست و هم یک داستان شخصیت محور که از طریق گفتگوهای گوناگون به معرفی شخصیت خود می پردازد.

«مکالمات» به واسطه ماهیت داستانی خود از فضای تئاتری برخوردار است و قصه در یک خانه روایت می شود. فیلمساز تلاش کرده تا از طریق تغییر و تنوع در زاویه دوربین، بهره گیری از تماس گیرنده های مختلف و نمایش تصویر محو آنها از یکنواختی و ملال صحنه بکارد و به آن تنوع بصری ببخشد. آنچه بیش از هر چیز و به جز بیژن به عنوان شخصیت اصلی فیلم مهم است «تلفن» است چنانکه به یک ابزار هویتمند بدل می شود که دست بر قضا در خدمت بازنمایی هویت آدم های قصه قرار می گیرد. کاراکترهایی که هر کدام به واسطه گفتگو با بیژن به نوعی خود را روایت می کنند و در نهایت به تکمیل روایت قصه از شخصیت بیژن کمک می کنند. بیژنی که بیش از هر چیز دچار بحران هویت شده و روزهای دشواری را می گذراند.

«مکالمات» در واقع گفتگو و مکالمه را به یک موقعیت دراماتیک و نمایشی بدل کند که در آن بسیاری از چالش ها و آسیب های روابط انسانی در جامعه امروز بازنمایی می شود. رضا رزم تلاش کرده از طریق گفتگو به گفتگو با مخاطب خود بنشیند. و حتی می توان گفت او گفتگوهای ذهنی آدمها با خودشان را در قالب مکالمات تلفنی صورتی بندی کرده تا به شیوه ای روانکاوانه، مواجه انسان با سایه روشن های خود را به تصویر بکشد. تماشای این فیلم می تواند شبیه به تجربه حضور در یک فرایند روانکاوانه باشد.