هنروتجربه: جعفر گودرزی منتقد سینما و رئیس انجمن نمنتقدان و نویسندگان سینمایی معتقد است: فیلم «ملاقات خصوصی» فیلمی سرپاست که حال خوب را به مخاطب منتقل می‌کند.

به گزارش سایت هنروتجربه، فیلم سینمایی «ملاقات خصوصی» به کارگردانی امید شمس ظهر دیروز ۱۵ بهمن در برج میلاد به عنوان خانه چهلمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

جعفر گودرزی رییس انجمن منتقدان و منتقد سینما، یادداشتی در نقد و بررسی این فیلم که در صبا منتشر شده نوشته است که در ادامه می‌خوانید:

«فیلم «ملاقات خصوصی» فیلمی از یک کارگردان آینده‌دار فیلم اولی است که از دل یک قصه واقعی و پرونده قضایی اثرش را ساخته است.

فیلم قصه دختری به نام «پروانه» (پریناز ایزدیار) است که در محله‌ای که پر از اراذل و اوباش است، زندگی و رشد کرده. «پروانه» مغازه عطاری کوچکی دارد و و با آن سرگرم است. از سویی دیگر پسری به نام «فرهاد» (هوتن شکیبا) که در زندان است، عاشق «پروانه» می‌ شود و حال «پروانه» که همیشه عاقلانه ‌و منطقی زندگی کرده، باید تصمیم سختی برای سرنوشتش بگیرد.

«ملاقات خصوصی» درامی عاشقانه، سرپا و برگرفته از یک داستان واقعی است.

فیلم به واسطه قصه اش ظرفیت این را داشت که به سمت و سوی کلیشه ها برود، اما سکانس آغازین فیلم و حضور در دشتی سرسبز و‌ چشم نواز و چیدن گل نوع روایت سازنده را کاملا نمایان می کند.

فیلم دو لوکیشن اصلی دارد: زندان و محله های جنوب شهر و به دلیل پرداخت و استفاده درست، هر دو لوکیشن در حد شخصیت در فیلم ایفای نقش می کنند و کارکرد و جایگاه ارزشمندی در ساختار فیلم دارند.

فیلم در لابه لای سیاهی و تضادها، منطق دارد. به خاکی نمی زند، از عشق استفاده ابزاری نمی کند و حالش خوب است و حال خوب را هم به مخاطبش منتقل می‌کند.

فیلم هر چند در نیمه اول کمی کم جان است و دیر راه می افتد، اما رفته رفته شکل بهتری می‌گیرد.

فیلم از فضای اتاق ملاقات خصوصی هم استفاده نامناسب و غیرسینمایی نمی کند و در جهت پیشبرد قصه کارکردی درست و به اندازه دارد.

فیلم همه چیز را در خدمت قصه قرار داده و سعی کرده چیزی از فیلم بیرون نزند. جغرافیای فیلم باورپذیر است ‌و آگاهانه از نمایش صرف فلاکت و اعتیاد دوری کرده است.

شخصیت‌ها همه دارای شناسنامه اند. کنش ‌و واکنش دارند و در روند دراماتیک اثر تاثیرگذارند و در هویت بخشی فیلم نقشی غیرقابل انکار دارند.

پریناز ایزدیار غنیمتی است برای این فیلم. او با درک درست از نقش و بازی هنرمندانه و صمیمی، ساده و در عین حال پیچیده اش یکی از ویژگی های فیلم محسوب می شود و به نظرم تکامل یافته ترین بازی خود را به نمایش می گذارد.

هوتن شکیبا هم متفاوت است؛ با آن نگاه‌های نافذ که تا مغز استخوان مخاطب نفوذ می کند. استیصال و درماندگی اش در شرایط متعدد و استفاده از میمیک صورت وجه دیگری از هنر بازیگری اش را به رخ کشیده است.

بی انصافی است اگر از کادرهای زیبا ‌‌و فیلمبرداری حساب شده و هنرمندانه فیلم حرفی نزد.

امید شمس اگر کمی از فیلم فاصله بگیرد و تدوین مجدد و سخت گیرانه ای برای فیلمش رقم بزند، قطعا با اثری شسته و رفته تر و با ضرباهنگی سینمایی تر و بهتر در اکران مواجه خواهیم بود.

در پایان، تلخی فیلم و زخم و اندوه و استیصال «پروانه» و «فرهاد» را عشق التیام می دهد و می شود ناجی فیلم.

بدون تردید در ژانر عاشقانه ،بهترین آثار تراژدی ها هستند.»