هنروتجربه: بیشتر منتقدان اصفهانی پس از تماشای «ملاقات خصوصی» نظرات مثبتی درباره روایت و کارگردانی این فیلم داشتند، البته برخی از آنان به ضعف فیلمنامه اشاره کردند.

«ملاقات خصوصی» اولین ساخته بلند امید شمس جز معدود آثاری بوده که در جشنواره با استقبال خوب مخاطبان و منتقدان همراه شده است. این اثر پس از نمایش در کاخ جشنواره در برج میلاد تحسین‌های بسیاری را برانگیخت و نمایش آن در اصفهان نیز باعث رضایت و نقدهای مثبت بسیاری شد.

«ملاقات خصوصی» از دو چهره آشنای سینمای ایران یعنی هوتن شکیبا و پریناز ایزدیار به عنوان زوج هنری استفاده کرده تا یک داستان عاشقانه در بستر طبیعت را روایت کند. خبرگزاری مهر اصفهان با همکاری انجمن منتقدان حوزه هنری استان اصفهان در این دوره نیز به ارزیابی آثار حاضر در چهلمین جشنواره فیلم فجر می‌پردازد. در همین راستا منتقدان اصفهانی درباره فیلم «ملاقات خصوصی» نظرات خود را به اشتراک گذاشتند.

مریم محمدی، منتقد سینما می‌گوید: ملاقات خصوصی فیلمی است با بازی‌های روان و دوست داشتنی، قصه‌ای کش دار که مدیریت می‌شود با پایانی خوش تا به پایان برسد که به مذاق مخاطب خوش می‌آید. به هر حال به نظر می‌رسد فیلم قصد دارد حسی عاشقانه را ترسیم کند، عشقی که دروغین نیست و شریف است.

کدام پایان بهتر است؟

فرزان معظم منتقد دیگری است که درباره «ملاقات خصوصی» توضیح می‌دهد: مشخص نیست فیلم قصد نشان دادن چه چیزی را دارد؟ اگر منظور شبکه توزیع مواد مخدر در زندان و فقدان نیروی نظارتی است باید بگوییم آنچه از این واقعیت نمایش داده می‌شود برای یک فیلم سینمایی کافی نیست. از طرف دیگر شاهد خانواده‌های از هم گسسته و فروپاشیده هستیم که حتی از داخل زندان هم به کارهای بزهکارانه خود ادامه می‌دهند. پدر و پسر و داماد و همه می‌خواهند خلاف و خطای گذشته را با خطا و خلاف جدید بپوشانند و برطرف کنند تا جایی که عزیزان خود را قربانی می‌کنند. دراین میان شکل‌گیری یک رابطه عاطفی بر پایه دروغ هم افزوده می‌شود. چالش اصلی قصه ملاقات خصوصی همین است که این قربانی کردن تا کجا ادامه می‌یابد؟ نکته دیگر این است که فیلم گویی چندین پایان دارد و کارگردان نتوانسته بر سر انتخاب اینکه کدام اینها پایان فیلم باشد با خود کنار بیاید.

فیلمی با قصه‌ای ساده که مخاطب را همراه می‌سازد

جمال احمدی، منتقد و فعال سینمایی نیز درباره فیلم ملاقات خصوصی تصریح می‌کند: فیلم با قصه‌ای ساده و کارگردانی روان و یکدست و بازی‌های قابل قبول، تصاویری چشم نواز و صداگذاری خوب، ما را دو ساعت دنبال خود می‌کشد. فیلمنامه می‌توانست به جای توجه به چیدمان عناصر، عمق بیشتری پیدا کند و مسئله فیلم و ارتباطش با زمان و مکان حقیقی‌تر شود. اما به هر حال با فیلم‌های اجتماعی چند سال اخیر تفاوت‌های قابل توجهی دارد. رشحه‌هایی از یک نگاه سینمایی در فیلم دیده می‌شود که البته درگیر مشهورات سینمایی است اما می‌توان به آینده‌اش امیدوار بود.

محمد بزرگ، منتقد و روزنامه‌نگار سینما می‌گوید: در آغاز، فیلم با پروانه و از نقطه نظر او روایت می‌شود و بعد از ملاقات در زندان داستان از دید فرهاد پیش می‌رود که نوعی تضاد با الگوی قهرمان در ساختار کلاسیک را رقم می‌زند و با توجه به کش‌دار شدن روایت در نیمه‌های فیلم تمام ضعف میانه را در یک سوم پایانی می‌خواهد جبران کند. روش خلاقه روایت آن‌جاست که به صورت قطره‌چکانی پیرنگ فیلم را با کنش‌های نهانی آشکار می‌کند. و دست آخر، رؤیای ساخته شده را به رئالیسم اجتماعی بدل می‌سازد و حالا سر و کله همه عناصر پنهان فیلم مشخص می‌گردد.

فیلم دچار فقدان مسئله است

مصطفی حیدری، پژوهشگر حوزه سینما نقد فیلم «ملاقات خصوصی» این‌گونه شرح می‌دهد: قصه فیلم‌نامه از پسِ هم برنمی‌آید بلکه پازل‌هایی است که دوستانِ فیلم‌نامه‌نویس به هم چسبانده‌اند. فیلم در نیمه اول پُرگویی می‌کند و به دلیل گسترش پی‌رنگ‌های اضافه در پایان‌بندی نیز با مشکل مواجه است. فیلم شاید کشش داشته باشد ولی تعلیق نه. اساساً فیلم دچار فقدان مساله است. بازی‌ها خوب و برای گیشه مناسب است. و در کل برای فیلم اولِ کارگردان اثر قابل قبولی است.

علی شمس، دیگر منتقدی است که به تماشای «ملاقات خصوصی» نشسته و می‌گوید: ایده ابتدایی فیلم آنقدر بدیع و تازه است که شگفت زده‌ات می‌کند. تا به حال سینمای ایران به این گونه باندها و مافیای مواد مخدر نپرداخته بود. اما داستان که شروع می‌شود با انتخاب هوتن شکیبا و پریناز ایزدیار، همه چیز لو می‌رود و همه چیز را می‌فهمی چون بازیگران مدل جدیدی از خود ارائه نمی‌دهند. همانند آنچه که تاکنون بودند. حال و هوا و اتمسفر فیلم البته تا اندازه‌ای مطلوب است. فرهاد واقعاً دلداده پروین است و برای این دلدادگی هزینه می‌کند. این عاشقانه‌ها، تا حدودی فضای فیلم را آراسته می‌کند. در نهایت منطق‌ها همچنان درنیامده و تو به عنوان مخاطب وارد داستان فیلم نمی‌شوی، اما از دور که می‌بینی عطر خوش عشق می‌وزد.

امید، اما بدون شعار

محمد مهدی شیخ صراف درباره فیلم ملاقات خصوصی معتقد است: وقتی با یک اثر عاشقانه مواجه می‌شویم که می‌تواند ریتم و تعلیق آفرینی را تا پایان حفظ کند باید آن را جدی بگیریم. آن هم در فضایی جدید و دوگانه زندان و آزادی. هرچند پریناز ایزدیار و هوتن شکیبا پیشرفتی در بازی خود نداشته‌اند اما انتخاب بازیگر درست و به اندازه بودن بازی‌ها به خصوص در فضای احساسی خیلی به هم حسی مخاطب کمک کرده است و جزو نقاط قوت «ملاقات خصوصی» است. قاب‌های زیبا و تصویر برداری بسیار خوب فرشاد محمدی فیلم، تصاویر را کاملاً سینمایی کرده است. تنها نقطه ضعف فیلم را هم باید در ترسیم شکل گیری رابطه عاشقانه در آغاز آن دانست که به صورت ناقص انجام می‌شود اما در ادامه کارگردان از پس به بلوغ رساندن این رابطه بر می‌آید. امید، مردانگی و زندگی بدون هیچ شعاری در فیلم جریان دارد و موجب می‌شود آن را بیشتر ستایش کنیم.