هنروتجربه-رهام یعقوب زاده: تماشای مستند «سینه ما رکس» تجربه ای عجیب و یگانه است. در حالی که در سالن سینما نشسته ای بر روی پرده فروپاشی و آتش گرفتن و ویرانی سینما را می بینی و امکان همذات پنداری بیشتری با قصه و ماجرای مستند فراهم می شود که به درک حسی و عاطفی از آن کمک کرده و بر آن می افزاید. چیزی شبیه به تجربه فیلم های سه بعدی. در واقع مخاطبی که در سالن نشسته و در حال تماشای مستند است می تواند خود را جای کاراکترهای درون فیلم بگذارد و موقعیت او را به شکل ملموس تری درک کند.

اینکه در سینما نشسته باشی و شاهد فاجعه آدم سوزی در سینما رکس آبادان، همدلی و همدردی بیشتری برمی انگیزد و «سینه ما رکس» از این حیث و از منظر روانشناسی مخاطب، وضعیت ویژه ای دارد. مستندی پژوهش محورانه که به رمزگشایی از یک پرونده چهل و چند ساله می پردازد و در جاهایی نیز دست به آشنایی زدایی می زند. به این معنا که برخی اطلاعات غلط و شایعه های بی اساسی که پیرامون آتش سوزی سینما رکس شکل گرفته در دل این پژوهش تصویری و روایت آن، رمزگشایی و آشنایی زدایی می شود و این خاصیت و کارکرد مهم مستندهای پژوهشی است.

در واقع «سینه ما رکس» به پردازش و بازگویی و تکرار روایت های شنیده شده دست نزده و با رویکردی جستجوگرانه کوشیده تا روایت های جدید و کمتر شنیده شده را از این فاجعه به تصویر بکشد. ضمن اینکه این مستند را می توان مستندی مردم نگارانه هم دانست که با رجوع بع شاهدان عینی فاجعه و گفتگو با آنها تلاش می کند تا به بازنمایی تجربه زیسته جمعی دست بزند که این تمهید البته ادای احترام به مردم سینما دوست آبادان است که قربانی عشق خود به سینما شده اند. سینمایی که برای آنها سرشار از خاطرات شیرین نوستالژی بوده حالا به یک تراژدی تبدیل شده که هنوز هم رد پای آن رنج و اثراتش در مردم آبادان باقیست. رجوع به خانواده های داغدار این فاجعه کمک کرده تا در مستند «سینه ما رکس» شاهد روایت های دسته اول و شنیدنی از آن باشیم و ابعاد تازه ای از این تراژدی سینمایی آشکار شود. در واقع بخشی از تاریخ مغفول مانده سینمای ما در این مستند به نمایش درمی آید که اگرچه دردناک و هولناک است اما روشنگرانه و قابل تامل است. همچون زخم کهنه ای است که  تماشایش گرچه درمان نمی یابد اما می تواند التیامی بر آن باشد.