هنروتجربه-رهام یعقوب زاده: قصه جنگ در دل خود روایت هایی دارد که هر بار در یک شمایل تازه و متفاوت می تواند از ناگفته های آن بگوید. «من یوسفم مادر» به کارگردانی محمد رضا فرطوسی مصداقی از همین معناست که مخاطب را از زاویه دید متفاوتی به تماشای ناگفته های جنگ دعوت می کند. جالب اینکه این بار از زاویه دید دشمن به جنگ ایران و عراق نگاه شده اما دشمنی که دوست ندارد وارد جنگ با ایران شود. یوسف برای گریز از جنگ و مخالفت با جنگ صدام بر علیه ایران، خود را به مدت ۲۱ سال در خانه خود پنهان می کند تا مجبور نشود به جنگی تن دهد که به آن ایمان ندارد. تصمیم دشواری که یوسف ۲۱ سال عمر خود را پای آن گذاشت. با این حال کاش دلایل این تصمیم در فیلم بیشتر پرداخته می شد تا مخاطب آن را به ترس از حضور در جنگ اشتباه نگیرید یا تقلیل ندهد. چون در بیرونی کردن این اراده، مرز باریکی بین ترس و ایمان وجود دارد که فهم آن نیازمند تمایزپذیری های ظریف است.

«من یوسفم مادر» در یک فضای محدود و در یک خانه روایت می شود اما فیلمساز با استفاده دراماتیک از محیط خانه هم به تنوع بصری و گریز از ملال تصویری اثر کمک کرده و هم به آن هویت بخشیده است. مثلا زیر زمین آشپزخانه که یوسف در آن پنهان شده هویتمند شده و به مفهوم پناهگاه تغییر می کند. اساسا مفاهیم و نشانه های نمادین بسیاری می توان بین مفهوم خانه و قصه فیلم پیدا کرد و آنها را در نسبتی معنادار به هم ربط دارد. اینکه وقتی یوسف به جنگ با ایران اعتقاد ندارد و در خانه خود پنهان می شود، دیگر خاک وطنش سنگر او نیست بلکه به جبهه و خاکریز دشمن بدل می شود. به همین خاطر او خود را در خانه پنهان می کند که پا گذاشتن از آن به معنای وارد شدن به خاک دشمن است حتی اگر آن، خاک وطنش باشد. در واقع در اینجا مفهوم خانه دچار دگردیسی های معنایی می شود و مصادیق فرامتنی پیدا می کند. خانه به آخرین پناه یوسف بدل می شود. به تنها نقطه امنی که از هویت او صیانت می کند. از هویت فردی که به جنگ کشورش با همسایه ایمان ندارد و با ماندن در خانه آن را به محلی برای حفظ از باورش تبدیل می کند. فیلم به زبان عربی با زیر نویس فارسی است اما هم قصه آن مخاطب را با خود درگیر می کند و هم بازی خوب عباس غزالی در نقش یوسف بر جذابیت آن می افزاید هر چند که ریتم کند روایت کمی ملال انگیز است.