هنروتجربه-سپیده شریعت‌رضوی: «سبالو»، «اینجا کن است، اینجا کن نیست»، «خواب ابراهیم»، «ملاقات‌های شگفت‌انگیز»، «صحنه‌هایی از زندگی یک کارآگاه»، «روایت ناپدید شدن مریم»، «پیرمردها نمی‌میرند»، «۱۰۸ دقیقه از یک قرن» و «پرو» ۹ اثر از ۱۹ اثری‌ست که این روزها در صفحه «هنروتجربه» در سامانه هاشور به صورت آنلاین اکران شده و میزبان مخاطبان خود هستند.

به گزارش سایت هنروتجربه، هم‌اکنون ۱۹ اثر در صفحه اختصاصی «هنروتجربه» در سامانه هاشور به صورت آنلاین اکران شده‌اند که در گزارش پیشین به ۱۰ اثر پرداختیم و حال قصد داریم در گزارش دوم مروری کوتاه بر ۹ فیلم باقی مانده داشته باشیم که در ادامه می‌خوانید.

نگاهی به تاثیر رنگین‌پوستان آفریقایی‌تبار در موسیقی جنوب ایران در «سبالو»

۲ مستند «سبالو» و «اینجا کن است، اینجا کن نیست» که اسفندماه سال ۹۹ اکران پرده‌ای خود را در سینماهای «هنروتجربه» شروع کرده بودند، از ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ در صفحه ویژه «هنروتجربه» در هاشور قابل تماشا شدند.

مستند «سبالو» به کارگردانی محسن نساوند و تهیه‌کنندگی فاطمه معتمدآریا پرتره‌ای از زندگی محمود بردک‌نیا نوازنده و آخرین بازمانده از نسل منحصر به فرد سیاهان مهاجر بوشهر است.

«سبالو» هم‌چنین در لایه‌های زیرین خود نگاهی به تاثیر غیرقابل انکار رنگین‌پوستان آفریقایی‌تبار در موسیقی آیینی و سنتی جنوب ایران و بوشهر دارد.

«اینجا کن است، اینجا کن نیست»؛ اثری که ساختش ۱۹ سال طول کشید

در خلاصه داستان فیلم «اینجا کن است، اینجا کن نیست» ساخته علیرضا غفاری آمده است: «جوانی از اهالی کن (از توابع شهر تهران) شیفته هنر سینماست.»

کارگردان درباره اثر خود می‌نویسد: «سینما به‌عنوان هنر مسلط روزگار ما، ابعادی جهانی دارد …«اینجا کن است، اینجا کن نیست» فیلمی درباره جوانی عاشق سینماست. این فیلم یک مستند واقع‌گرای ۳۶ دقیقه‌ای است که ساخت و تکمیل آن به طرز عجیبی حدود ۱۹ سال طول کشیده است. جوانی به نام سیاوش شیری با حافظه‌ای شگفت‌آور که محفوظات ذهنی‌اش درباره سینما مخاطب را شگفت‌زده می‌کند. او تقریبا و بی‌اغراق تمام اطلاعات سینماگران جهان را با حاشیه‌های آنان در ذهن دارد و در حضور ذهن عجیبی می‌تواند بلافاصله هر اطلاعاتی در این‌باره را به زبان بیاورد. به نظرم او دایره المعارف کاملی از سینمای هالیوود است.»

اکران آنلاین ۳ اثر در مردادماه

فیلم‌های «خواب ابراهیم» ساخته محمود کریمی، «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» به کارگردانی مهدی ارجمند و «صحنه‌هایی از زندگی یک کارآگاه» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی سیدعلیرضا رسولی‌نژاد از روز دوشنبه ۱۱ مردادماه ۱۴۰۰ در صفحه اختصاصی «هنروتجربه» در پلتفرم هاشور نمایش داده شدند.

«خواب ابراهیم» ساخته محمود کریمی، مستندی است که مراحل ساخت فیلم «چ» ساخته ابراهیم حاتمی‌‌کیا را به تصویر کشیده است و کارگردان را در فرآیند ساخت فیلم سینمایی «چ» در مرکز توجه خود قرار داده می‌‌دهد.

محمود کریمی کارگردان در یادداشتی درباره اثر خود می‌نویسد: «خواب می‌بینم که خوابیده‌ام و کسانی می‌آیند؛ می‌خواهم نیایند و نمی‌آیند؛ حالا ‌می‌خواهم بیایند و می‌آیند؛ می‌خواهم بگویند بنشینند یا بدوند و آن‌ها می‌گویند و می‌نشینند و ‌می‌دوند. آن‌ها را پیر و جوان می‌خواهم و این‌گونه می‌شوند، می‌میرند اگر بخواهم و نخواهم زنده می‌شوند، شب و روز به خواست من است، هر جا و هر چه و هر که پنداری خداوند است و مخلوقاتش…»

ایجاد فضایی بینامتنی میان گفتمان افراد مشهور در «ملاقات‌های شگفت‌انگیز»

«ملاقات‌های شگفت‌انگیز» ساخته مهدی ارجمند، مستندی آرشیوی است که با به‌ کارگیری جلوه‌های ویژه، فضایی بینامتنی میان جهان‌بینی، گفتمان‌ها و دیدگاه‌های افراد مشهور و نام‌دار تاریخ به‌ وجود آورده است. کارگردان می‌کوشد در فیلم، کاراکترهای مشهور در حوزه‌های گوناگون اجتماعی، مذهبی، سیاسی، ادبی، هنری و تاریخی از جمله آلفرد هیچکاک، لوییس بورخس، استیون ‌هاوکینگ، زیگموند فروید، مهاتما گاندی، مرلین مونرو، آلبرت انشتین، آدولف هیتلر، ویلیام شکسپیر و بسیاری دیگر را از طریق جلوه‌های ویژه و متحرک ساختن عکس‌ آن کاراکترها دوباره زنده کند و به تصویر درآورد.

مهدی ارجمند کارگردان درباره اثر خود می‌نویسد: «این فیلم را دوست دارم. نه به‌خاطر شخصیت‌های جالب و متنوعش که هر کدام  برای سرپا نگه داشتن یک فیلم کافی هستند، بلکه چون از دام داستان‌گویی ساده  رها شده و در اصل منطق  مکالمه بر آن حاکم است. به‌نظر من سینما بالقوه یک امر فلسفی و اندیشگون است و فروکاستن آن به ابزار سرگرمی باعث سقوط آن می‌شود‌. سینما هیچ کم از ادبیات و فلسفه ندارد گیریم که بسیار جذاب‌تر از آن‌ها نیز هست.»

کارآگاه همان «شهروند و انسان کامل است»

«صحنه‌هایی از زندگی یک کارآگاه» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی سیدعلیرضا رسولی‌نژاد، درباره پسر جوانی به اسم بهراد است که به فیلم‌های کارآگاهی علاقه دارد. در یک روز پاییزی نامه مشکوکی به دستش می‌رسد، او با خواندن نامه درگیر ماجرایی کارآگاهی می‌شود.

سیدعلیرضا رسولی‌نژاد کارگردان درباره اثر خود می‌نویسد: «کارآگاه همان «شهروند و انسان کامل است». سال‌ها زمزمه این جمله و احضار خاطرات محو بازیگوشی‌های پلیسی و کارآگاهی دوران بچگی، به همراه عادت قدیمی پرسه‌زنی در مرکز شهر و ثبت و مرور خانه‌ها و موجودات زیبایش…»

اکران آنلاین تنها اثر تولید شده در ژانر وحشت در صفحه «هنروتجربه»

فیلم‌ سینمایی «روایت ناپدید شدن مریم» ساخته محمدرضا لطفی، نویسندگی محمدرضا لطفی و امیر نوروزخانی و به تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته از ۲۴ شهریورماه به صورت آنلاین اکران شده است.

«روایت ناپدید شدن مریم» که محصول هدایت فیلم و جزو آثار تولید شده در ژانر وحشت است، اواخر آبان سال ۹۳ روی پرده سینماهای «هنروتجربه» رفت.

رضا بهبودی، زنده‌یاد افشین یداللهی، مجید شکری، یاسر جعفری، صدف بهشتی، افسانه ناصری، ملیسا ذاکری، آمنه سرابیان، مهدی حسینی‌نیا، میثم شاهدی و فوژان قبادیان بازیگران این فیلم سینمایی هستند.

در خلاصه داستان این فیلم سینمایی آمده است: مرتضی حسینی مستندساز در سال ۸۷ در پی حادثه‌ای در جاده‌ای دور افتاده به کما رفت و همسرش مریم شریفی ناپدید شد. او به همراه دوستش مجید شکری و یاسر جعفری در حال ساخت فیلمی مستند درباره نیروهای ماورایی بودند و کما رفتن مرتضی سر آغازی است برای …

محمدرضا لطفی کارگردان درباره اثر خود می‌نویسد: «آغاز فیلم پس از پایان آن/ محمد رضا لطفی به شدت معتقدم در عصر انفجار مدیا و رسانه،تنها راه برای حرکت رو به جلو دست زدن به تجربه های جدید است که این کار در هنری با پیچیدگی هایی مثل سینما که یک سر آن همواره در بخش صنعتی است به شدت سخت و طاقت فرسا است. روایت ناپدید شدن مریم کاری است از همین شمایل و جریان که روی پای خود شکل گرفت و تا اینجا آمده است.فیلمی در ژانر وحشت که سعی می کند مخاطب را پس از دیدن فیلم و به هنگام بیرون رفتن از سالن سینما شروع به ترساندن کند.تجربه ای که کارش پس از پایان،آغاز می گردد.»

روایت تلاش برای بازگرداندن مرگ به روستا در «پیرمردها نمی‌میرند»

۲۶ آبان ماه بود که اکران آنلاین فیلم سینمایی «پیرمردها نمی‌میرند» در صفحه ویژه «هنروتجربه» در سایت هاشور آغاز شد.

این فیلم به کارگردانی رضا جمالی در زمان اکران در «هنروتجربه» مورد استقبال مخاطبان و منتقدان نیز قرار گرفته بود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: در روستایی بکر و خوش آب و هوا ۴۵ سال است کسی نمی‌میرد. پیرمردان روستا در تلاشند که مرگ را به این روستا بازگردانند.

رضا جمالی نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «پیرمردها نمی‌میرند» درباره فیلمش می‌گوید: «فیلم حال و هوای ناامیدانه‌ای ندارد. شخصیت‌های فیلم مدام از مرگ حرف می‌زنند و در ناامیدی به سر می‌برند ولی با این حال در کنار هم از زندگی‌شان نیز لذت می‌برند. شخصیت‌های این فیلم با وجود داشتن درونی سرکش و عصیان‌گر با تمام زر و زیور و تعلقات دنیوی مبارزه می‌کنند و حاضرند که عزیزترین سرمایه‌شان را که جان‌شان است، از دست بدهند ولی روح آن‌ها در آرامش باشد. علی رغم رفتارهای نامناسبی که از آن‌ها سر می‌زند اما دوباره چرخه روزگار آن‌ها را به ذات اصلی انسان که برای زیستن خلق شده می‌چرخاند تا فکر مرگ را از ذهن‌شان دور کنند.»

نادر مهدیلو، حمدالله سلیمی، ولایت خوبدل، سلمان عباسی، ندا حق شناس، صفت آهاری، رسول علی نژاد، جعفر اکبری، احمد پروستان بازیگران «پیرمردها نمی‌میرند» هستند.

این فیلم در کارنامه خود جایزه روح آسیا از سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم توکیوی ژاپن و جایزه ویژه هیات داوران در پنجمین دوره جشنواره فیلم‌های ایرانی تورنتو کانادا را دارد.

«۱۰۸ دقیقه از یک قرن»؛ تنها بسته فیلم کوتاه در اکران آنلاین

بسته فیلم کوتاه «۱۰۸ دقیقه از یک قرن» که شامل ۶ اثر کوتاه است، از روز چهارشنبه ۱۰ آذرماه در صفحه اختصاصی «هنروتجربه» در سایت هاشور به صورت آنلاین اکران شده است.

۶ فیلم کوتاه «انبار» ساخته حسین ترک‌جوش، «حفره» ساخته زهرا ترکمنلو، «بعدی» ساخته سعید صادقی سرارودی، «نیستن» ساخته علی میانجی، «راحانا» ساخته کاظم دانشی و «من او نیستم» ساخته پویا مامقانی پیش از این در قالب بسته «۱۰۸ دقیقه از یک قرن» اواخر بهمن ۹۹ در سینماهای هنروتجربه روی پرده رفته بود.

فیلم کوتاه ۲۴ دقیقه‌ای «راحانا» به کارگردانی کاظم دانشی درباره دختر تک تیرانداز سوری به نام راحانا است که توانسته است تعداد زیادی از نیروهای داعش را به هلاکت برساند.

هم‌چنین «نیستن» ساخته علی میانجی که مدت زمان آن ۱۵ دقیقه است، درباره دختری به نام مژگان است که به دنبال راهی برای خروج از ایران می‌گردد و در عین حال پیرمردی به نام رستم در حال زنده نگه داشتن ایران است.

فیلم کوتاه ۱۵ دقیقه‌ای «انبار» اثر حسین ترک‌جوش داستان کارگرهای افغانستانی است که غیرقانونی وارد کشور شده‌اند و در یک انبار ضایعات کاغذ مشغول به کار هستند تا این‌که در بین آن‌ها قتلی رقم می‌خورد و همه را به چالش می‌کشاند.

فیلم کوتاه ۱۰ دقیقه‌ای «حفره» به کارگردانی زهرا ترکمنلو درباره سربازی است که برای جمع کردن غنیمت وارد یک کمپ جنگی می‌شود و ناخواسته مرتکب اشتباهی می‌شود و بُعد منفی درونش را بر می‌انگیزد.

فیلم کوتاه ۱۵ دقیقه‌ای «بعدی» ساخته سعید صادقی سرارودی نیز درباره یک عکاس است که همه مشتریان خود را به یک شکل درآورده و از آن‌ها عکس می‌گیرد اما در مواجهه با یک مشتری دچار مشکل می‌شود.

این ۶ اثر پیش از این در جشنواره های متعددی شرکت کرده و موفقیت‌هایی را کسب کرده‌اند.

«پرو»؛ هر لباس داستانی دارد

فیلم سینمایی «پرو» به کارگردانی بهزاد نعلبندی و تهیه‌کنندگی مهدی کوهیان از چهارشنبه اول دی ماه با شعار «هر لباس داستانی دارد» اکران آنلاین خود را آغاز کرده است.

«پرو» داستان یک روز از زندگی سه شخصیت است که در نقاط مختلف تهران زندگی می‌کنند. آن‌ها برای تهیه‌ لباسی برای عروسی از خانه خارج می‌شوند، ولی بدون آنکه بدانند بر زندگی هم تاثیر می‌گذارند و موجبات تغییر مسیر زندگی یکدیگر می‌شوند.

امیر جعفر کرمانی، میترا ضیایی کیا، آیلار ریاضی، شیوا اردویی، فربد فرهنگ، علیرضا بهزادی پور، عباس امیری بازیگران این فیلم سینمایی هستند.

ناگفته نماند که بهزاد نعلبندی هم‌اکنون مستند-انیمیشن «کاغذپاره‌ها» را نیز روی پرده سینماهای «هنروتجربه» دارد.

بهزاد نعلبندی درباره اثر خود می‌نویسند: «هنوز اولین تصویری را که بر روی پرده سینما دیدم را  خوب به خاطر دارم. یادم نیست نام فیلم چه بود یا در کدام سینما آن را دیده‌ام، اما آن را هرگز فراموش نکرده‌ام. قسمت زیادی از پرده را مه گرفته بود و باران بی‌مهابا می‌بارید. مردی از میان مه پدیدار می‌شد و از کنار گودالی عبور می‌کرد و به سمت تماشاگران می‌آمد(بعدها فهمیدم به سمت دوربین می‌امده). مرد یکدست سیاه پوشیده بود و از خیس شدن ابایی نداشت. کتش را بر روی ساعد دست راستش انداخته بود و معلوم بود از چیزی ناراحت است. ضربات قطره‌های باران بر روی آب گودال تصویر را زیباتر کرده بود. هر وقت به آن تصویر فکر میکنم صدای باران در ذهنم مترنم می‌شود. خانواده من مذهبی بودند و میانه خوبی با سینما نداشتند. چند سال گذشت تا دوباره به سینما بروم.

در همان ایام، مردی به همراه همسر و فرزند خردسالش در همسایگی ما مستاجر بودند. مرد کارمند بود ولی تمام وقت خود را در زیرزمین خانه سپری می‌کرد. بعدازظهرها هر وقت که من و پسر همسایه در حیاط‌شان بازی می‌کردیم، او را می‌دیدیم که با کت و شلوار از سر کار برمی‌گشت و دوان دوان وارد خانه می‌شد. سریع لباسش را عوض می‌کرد و دوباره وارد حیاط می‌شد و  به زیر زمین می‌رفت. یک‌بار در حالی که ما در حیاط مشغول بازی بودیم از زیرزمین خارج شد و از ما سوال کرد: دوست دارین فیلم ببینید؟ ما بلافاصله جواب دادیم آره. از ما دعوت کرد وارد زیرزمین بشویم. داخل زیرزمین یک جعبه فلزی قرار داشت که شبیه چرخ گوشت بود. جعبه دو تا دسته داشت که روی آن دوتا قرقره بزرگ گذاشته بود. مرد به آن اشاره کرد و گفت: این پروژکتور سینماست و می‌تونه فیلم نمایش بده. مرد از ما خواست روی زمین بنشینیم تا فیلم را برای ما نمایش دهد. دستگاه با صدای عجیبی شروع به کار کرد و روبروی ما روی دیوار تصویری ظاهر شد. مرد داشت از دستگاهی که اختراع کرده بود صحبت می‌کرد و این‌که هنوز کامل نشده و چه و چه … من بی توجه به حرف‌های او محو تماشای فیلم بودم. هنوز زمانی نگذشته بود که ناگهان همسرش همراه با فرزند خردسال و سینی غذا وارد زیر زمین شدند. زن غر می‌زد که تو همه چیزت شده این زیرزمین و … من گوش نمی‌کردم و ذل زده بودم به تصویر. فیلم تبلیغ یکی از فیلم‌های بروس‌لی بود و زود تمام شد. حالا صدای زن را می‌شنیدم که می‌گفت این بجه‌ها رو چرا آوردی اینجا؟ رو کرد به ما و گفت بچه‌ها پاشین برید بیرون تا مثل این خل وچل نشدین. دوستم بلند شد و من هم به دنبال او از زیرزمین بیرون آمدم اما هنوز صدای مرد را می‌شنیدم که می‌گفت اگه بتونه صدا رو هم بخونه تمومه… این اولین باری بود که مراحل تبدیل نور به تصویر را می‌دیدم. چنان مسحور کننده بود که تصور می‌کردم معجزه‌ای در حضور من رخ داده است. آن‌ها زود از محله ما رفتند و نفهمیدم مرد موفق شد صدا را همراه تصویر کند یا نه ولی همسرش حق داشت، ما نباید وارد آن زیر زمین می‌شدیم. ویروس سینما واگیر داشت و من را هم دیوانه سینما کرد.

بزرگی می‌گفت همیشه اولین‌ها، رازی در خود دارند که باید آن را کشف کرد. برای من که این‌گونه بود. الان فیلم‌سازم و هر وقت کسی از من سوال می‌کند چرا وارد سینما شدی؟ این خاطرات در ذهنم متبلور می‌شوند. گه‌گاه خواب می‌بینم آن مردی که روی پرده سینما دیدم، خودم هستم. از مشکلات هراسی ندارم و با وجود ناراحتی به راهم ادامه می‌دهم. از کنار گودال‌ها و دره‌ها عبور می‌کنم و خستگی‌ناپذیر ادامه می‌دهم. یا خواب آن پروژکتور چرخ‌گوشت نما را می‌بینم که این بار من مخترع آن هستم. در حیاط ایستاده‌ام تا افرادی را برای شیوع جنون سینما پیدا کنم. از شغل کارمندی استعفا داده‌ام و همسر و فرزندم را به کنار اقوامش به یک شهرستان دور فرستاده‌ام و تمام وقت خود را با سینما سپری می‌کنم.  از نبود توجه و امکانات نق نمی‌زنم و تلاش می‌کنم صدای از فیلمم منتشر شود.

اگر نوجوانی که می‌خواهد تازه ویروس سینما را وارد جان و تنش کند از من سوال کند، چکار کنم؟ به او می‌گویم من هم مثل تو در ابتدای راهم، اما فهمید‌ه‌ام سینما کیمیاگری‌ست. تمام سینماگران تلاش می‌کنند هر چیزی را تبدیل به طلا کنند. اما در این کوره راه از هزاران هزار آزمایش، شاید یکی تبدیل به طلا شود. فقط شاید. اگر صبر و توش ‌و توان این مسیر را داری، بسم‌الله.»