هنروتجربه-رضا صائمی: کاوه سجادی حسینی در «بی سر» تلاش کرده تا در ساختار و فرمی مینیمال به روایت قصه خود بپردازد که در پس بازنمایی یک بحران زناشویی، وضعیت و روابط انسانی متزلزل را صورت بندی می کند. زمان فیلم یک زمان واقعی است و ماجرای یک روز از زندگی زوجی به نام های «ارغوان» و «‌هومن» را روایت می کند که در آستانه جدایی، برای حفظ زندگی مشترک‌شان تلاش می‌کنند.

اما آنچه این قصه تکراری و آشنا را متفاوت می کند پای یک حیوان، پای یک سگ خانگی است که به نظر می رسد به واسطه وضعیت ویژه ای که دارد به برانگیختگی عاطفی و تلاطم بین این زوج دامن می زند. رخدادی که گرچه مبنای درام قرار می گیرد اما شفافیت از آن پنهان شده و به تاخیر می افتد تا در یک پایان بندی غافلگیرانه از آن رمزگشایی شود. یک رمزگشایانه تکان دهنده که نقطه عطف فیلم است و ضربه نهایی خود را بر مخاطب می زند و تعلیقی که در طول قصه حول معمای سگ شکل می گیرد، گره گشایی می شود. گره ای که روابط بین ارغوان و هومن را در یک درهم تنیدگی ملتهب و مضطرب به مغاک برده بود. تلاش ارغوان برای کشتن سگ و مقاومت و مبارزه ارغوان برای حفظ جان او یک دیالکتیک پرتنش را شکل می دهد که صرفا محدود به نگهداری یک حیوان خانگی یا مخالفت با آن نیست بلکه قدرت این سگ را باید در هویت بخشی به شیوه زیست این زوج معنا کرد و رخدادی که حضور این سگ و نظارگر بودنش بر آن اتفاق رقم می زند که نگاه سگ به ارغوان را به یک رنج و شکنجه بدل می کند.

در واقع قصه «بی سر» در بستر نسبت بین انسان و حیوان، قدرت سگ را در ارتباط با درامی که تعریف می کند به نمایش می گذارد. قدرتی که نه از ماهیت حیوانی او که از نظاره گر بودن بر یک رخداد تلخ می آید و یک تراژدی را شکل می دهد. «بی سر» علی رغم قصه ملتهبی که در ذاتش دارد اما ریتم آرام و کندی را برای روایت انتخاب کرده و سعی می کند با پرداخت روانشناختی به آدم های قصه و شخصیت پردازی درون گرایانه به روایت قصه خود می پردازد. الهام کردا و مهدی کوشکی به عنوان بازیگران اصلی این فیلم تلاش کرده اند با درک درست از نقش، بازی کنترل شده ای را به نمایش بگذارند و در این میان الهام کردا به واسطه پیچیدگی و بار روانی سنگینی که نقش دارد، کار دشوارتری دارد و به خوبی از پس نقش برمی آید. بدون شک از بازی قدرتمند کاظم سیاحی نمی توان گذشت هر چند که نقش کوتاهی است. «بی سر» را می توان نمونه ای از سینمای مستقل دانست که بدون لکنت و در یک تجربه گرایی فرمیک، قصه اش را روایت می کند.