یکشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۱
FA EN
از فردا می‌ترسم

خلاصه داستان

سارا دختر جوان حدود 25 ساله، باید در زندگی خود تصمیم مهمی بگیرد ولی با شرایطی که دارد، اصلاً نمی‌تواند چون به هر نقطه از گذشته خود که می‌رسد داستانی از گذشته برایش نمایان می‌شود. او همیشه از این وضعیتی که از طرف مادر برایش رقم می‌خورد ناراحت و همواره گله مند بود. حال این تصمیم می‌تواند نقش مهمی در زندگی سارا داشته باشد ...
کارگردان:محمدکاظم محمودی
تهیه‌کننده:
محمدکاظم محمودی
فیلمنامه‌نویس:
بازیگران:
نیوشا مامنی
،
سیامک احسایی
،
عطیه غبیشابی
،
داریوش هاشمی
،
علی دهبان
،
فرهاد مومنی
،
طاهره سیرتی
مدیر صدابرداری:
مجید هاشمی‌
،
امید آشوری
تدوین:
علی اسکندری
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

محمدکاظم محمودی متولد سال ۱۳۵۷ از گراش استان فارس و فارغ‌التحصیل سینما در رشته تدوین است.

پردیس سینمایی هویزه مشهد

من دیگر از فردا نمی‌ترسم. این روزها سهم من از زندگی دیگر نفس سنگین نیست. فردا که می‌آید، من از طلوع صبح فردا نمی‌ترسم، زمین خشک و همیشه گرد بوده و هست. از حکم بعد از جوهر خودکار خودم نمی‌ترسم، از قلمی که بر سپیدی کاغذ بی جانم می‌دود می‌شود فهمید، که من از حکم بعد از جوهر خودکار خودم نمی‌ترسم، فهمیدم که زندگی را تو باید بسازی بی حرف زندگی یعنی جنگ، تو بجنگ زندگی یعنی عشق … تو بدان عشق بورز، تابلوی زندگیت را تو بکش، زندگی یعنی حس تو پر از احساس. خوشحالم از اینکه انحناء اندام افکارم خوش تر از انحنای قدوقامتم است. مرا خوب بخوان، نوشته‌هایم از آن هیچ کس نیست، خیلی چیزهای مقدس در دنیا وجود دارد. دوست من، اما من یک چیز را مقدس‌تر می‌شناسم و آن آزادی است.
(یعنی رهایی از بند و گذشت) شنیده‌ای انسان‌ها اگر بخواهند زندگی اجتماعی خوبی در کنار یکدیگر داشته باشند بیش‌تر از هر چیزی نیاز به حریمی است که حق مسلم هر انسان است و هیچ کس بدان وارد نمی‌شود، یعنی من و تو حق نداریم هر چه دلمان خواست در امور دیگران سرک بکشیم چه در ذهن‌مان و چه در ورای آن…

*

code