دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸
FA EN

خلاصه داستان

ساعتی است كه خبری از پدر در جنگل نيست، مادر با پليس تماس مي‎گيرد، پليس با پسربچه وارد گفت‌وگو شده و حرف‌هايش كم كم حالت بازجویی می‌گيرد.
برچسب‌ها:
کارگردان:حامد اصلانی
تهیه‌کننده:
بهنام سنایی
فیلمنامه‌نویس:
بازیگران:
سام ولی پور
،
مجتبی فلاحی
مدیر فیلم‌برداری:
حسام موفق
مدیر فیلم‌برداری:
مهدی اسبقی
تدوین:
شيدا گرجی
جوایز:
جایزه بهترین فیلم داستانی و نامزد بهترین تدوین
،
فیلم‎برداری
،
فیلم‎نامه و کارگردانی از جشنواره منطقه ای انجمن سینمای جوان-نامزد بهترین فیلم داستانی بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‎نامه و دریافت جایزه بزرگ بهترین فیلم از سومین جشنواره فیلم کوتاه موج
پردیس سینمایی اصفهان سیتی سنتر

پردیس سینمایی اصفهان سیتی سنتر

بزرگراه شهید دستجردی

۰۳۱-۵۰۰۱

اطلاعات بیشتر
اکومال کرج

اکومال کرج

کرج، ابتدای جاده مشکین دشت، رزکان نو، مجتمع اکومال

۰۲۱-۴۲۲۶۸

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی گلستان

پردیس سینمایی گلستان

شیراز - ابتدای پل معالی‎آباد - جنب ایستگاه مترو

۰۷۱-۳۶۳۶۶۲۵۰۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
تماشاخانه پارس کرمان

تماشاخانه پارس کرمان

بلوار جمهوری اسلامی، چهارراه فرهنگیان

۰۳۴-۳۲۱۱۹۳۸۵

اطلاعات بیشتر
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
سینما پردیس کاپری

سینما پردیس کاپری

گرگان - خیابان ولی عصر نبش عدالت هفت - مجتمع کاپری

۳۲۳۵۹۲۰۱-۰۱۷

اطلاعات بیشتر
سینما عمیق

سینما عمیق

بجنورد، خیابان آزادی (حنایی)، تقاطع حسینی معصوم (روبه‌روی سالن علیدخت)، پروژه اوج، سینما عمیق

۰۵۸-۳۲۲۱۱۱۱۳

اطلاعات بیشتر
سینما فرهنگ

سینما فرهنگ

تهران - شریعتی - بالاتراز خیابان دولت

۲۲۶۰۱۲۰۵

اطلاعات بیشتر
سینما فرهنگ

حامد اصلانی کارگردانی فیلم‎های کوتاهی چون «مچ کات»(۱۳۸۹) ،«و عمر می‎گذرد…»(۱۳۹۰)،«او»(۱۳۹۴)، «سه روز بعد ناکازاکی» ۱۳۹۴،«کورسو»(۱۳۹۵)، «دریازدگی» (۱۳۹۶) را در کارنامه دارد.این آثار در جشنواره‎های مختلفی به نمایش درآمده و جوایزی را نیز دریافت کرده‌اند.

سینما فرهنگ

وقتی نقاشی می‎کردم، همیشه دوست داشتم حرکت کنند، آدم‎ها، ماشین‎ها و همه چیز. دوست داشتم جان بگیرند! بعد دیگر نفهمیدم چه گذشت که اولین فیلمم را ساختم و لمس کردم سینما یک معجزه است! برای همین غرقش شدم! «S» آخرین فیلمی است که ساختم، هنوز رگه‎های فانتزی و نقاشی را در آن می‎‌بینم، رنگ‎ها، فرم‌ها و فضا، فیلم کوتاه« S» یک بازیگوشی بود برایم، مثل پسربچه فیلم که بازیگوشه ولی حواسش هست که چه‌کار می‌کند!

− 6 = 4