دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱
FA EN
باران آهسته می‌بارد

خلاصه داستان

دانش‌آموزان مدرسه‌ای در دهه هشتاد میلادی قصد کمک به معلم خود را دارند.
کارگردان:سعید نجاتی
تهیه‌کننده:
انجمن سینمای جوانان دفتر قم
،
شهرداری ازمیر ترکیه
فیلمنامه‌نویس:
بازیگران:
امره آی
،
افه آیکول
،
جم لیمان
،
هومیسا کوداک
،
رحمان تولوک
مدیر فیلم‌برداری:
آدم چنه لی
مدیر صدابرداری:
مجید نجاتی
تدوین:
سعید نجاتی
،
عماد خدابخش
پردیس سینمایی سیتی‌سنتر

پردیس سینمایی سیتی‌سنتر

بزرگراه شهید دستجردی

۰۳۱-۵۰۰۱

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی چارسو

پردیس سینمایی چارسو

تهران، خیابان جمهوری اسلامی، تقاطع پل حافظ

۶۶۷۲۴۴۴۴

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی گلستان

پردیس سینمایی گلستان

شیراز - ابتدای پل معالی‎آباد - جنب ایستگاه مترو

۰۷۱-۳۶۳۶۶۲۵۰۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
تماشاخانه پارس

تماشاخانه پارس

بلوار جمهوری اسلامی، چهارراه فرهنگیان

۰۳۴-۳۲۱۱۹۳۸۵

اطلاعات بیشتر
هنروتجربه بابل

هنروتجربه بابل

بابل - میدان هلال احمر - مجتمع سینمایی فرهنگ و ارشاد اسلامی

۰۱۱۱-۳۲۳۳۷۳۳۸

اطلاعات بیشتر
هنروتجربه بابل

سعید نجاتی دوره یکساله انجمن سینمای جوانان ایران دفتر قم را گذرانده و  فارغ‎التحصیل کارشناسی تدوین و کارشناسی ارشد سینما از دانشگاه سوره تهران است. او  ساخت چهارده فیلم کوتاه داستانی و تجربی را در کارنامه دارد. فیلم‌های نجاتی تاکنون در بیش از یکصدو هفتاد جشنواره منطقه‎ای،ملی و بین المللی حضور داشته و جوایز مختلفی از جمله کرگدن سیاه بهترین فیلم از جشنواره صلح نپال؛ پروانه زرین بهترین کارگردانی از جشنواره کودک و نوجوان اصفهان؛ تندیس بهترین فیلم بخش کشورهای اسلامی جشنواره تهران ؛تندیس بهترین کارگردانی جشنواره رویش و… را دریافت کرده‌اند.

 

هنروتجربه بابل

اولین تجربه کارکردن من خارج از مرزهای ایران وقتی که اولین تجربه مشترک انجمن سینمای جوان هم باشه و قرار بر این باشه که رقابتی هم در ساخت برای ما محسوب بشه و چند تا کشور دیگه هم دعوت شدن تا با موضوع دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم فیلم بسازن به اندازه کافی سخت بود و البته با عنایت خیلی ویژه‌ای که رایزن فرهنگی ایران در آنکارا به ما داشت!! آنقدر که با جان و دل  فهمیدیم فرهنگ چقدر براشون مهمه و برگزیده شدن ما هم در همون رقابت یعنی اسم ایران روی صحنه خونده شدن هم کمکی به اهمیت ایشون نکنه و تا ابد خاطره تلخی در ذهنمون بمونه.

تازه وقتی برگردی می‌بینی سوال ویژه رفقا اینه که در همین روستاهای خودمونم که می‌تونستی بسازی چرا رفتی اونور؟ ودیگه حالی برات باقی نمی‌مونه بگی دوست من اونا از بین چند صدتا کارگردان و با دیدن رزومشون از سراسر دنیا فیلم‌سازهای منتخبشونو دعوت کردند و منم می‌دونم اگه بنا به همین قصه بود همین‌جا هم ‌می‌تونستم بسازمش.

حالا فرقی نداره دیگه، کارکردن با عوامل و بازیگرای یک کشور دیگه آنقدر برای من تجربه جذاب و مفیدی بود که چشام رو ببندم و بگم کاش می‌شد همه بچه‌های فیلم کوتاه‌مون یکبار این تجربه سخت را داشته باشند.

«باران آهسته می‎‌بارد» در شرایطی ساخته شد که یک پلانش را فقط برای این گرفتم که فیلم‌بردار ترک  عاشق آقای کیارستمی بود و ‌می‌گفت رفتی ایران بهش نشون بده و متاسفانه بعد از تدوین فیلم، بزرگ سینمای ایران را نداشتیم تا بگم چقدر سر صحنه به یادش بودیم…این فیلم را نه تنها از طرف من و نه به خاطر جو گرفتگی‌های معمول؛ بلکه به خاطر عشق همه عوامل مخصوصا عوامل خارجی، به عباس کیارستمی تقدیم می‌کنیم.

*

code