پنج شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱
FA EN
بازهم سیب داری؟

خلاصه داستان

در یک فضای بی‌زمان و مکان، مردی ایلاتی با زنی جوان که از دهکده‌ای جنگ‌زده فرار کرده است، هم‌سفر می‌شوند. آن‌ها به هر آبادی‌ای می‌رسند، در می‌یابند، مردم آن آبادی‌ها تحت تسلط و کنترل گروهی به نام داس‌داران قرار دارند.
کارگردان:بایرام فضلی
تهیه‌کننده:
حمیدرضا آشتیانی‌پور
فیلمنامه‌نویس:
بازیگران:
ذبیح افشار
،
لیلا موسوی
،
علی یعقوبی
،
احمدرضا اکبری
،
مریم بوبانی
،
احمد نقده
مدیر فیلم‌برداری:
بایرام فضلی
مدیر صدابرداری:
فرشید فرجی
تدوین:
ابراهیم سعیدی
جوایز:
ونیز
،
بروکلین
،
استکهلم
،
قاهره
،
توکیو فیلمکس
،
اوروگوئه
،
ریکیاویک
،
هنگ‌کنگ
،
سائوپائولو
،
لیدز
،
کراچی و...
،
جایزه اول جشنوارهابوجای نیجریه
،
کاندید جایزه فیلم‌برداری در جشن خانه سینما
پردیس سینمایی کورش

پردیس سینمایی کورش

تهران - بزرگراه شهید ستاری - نبش پیامبر مرکزی - شماره ۵۷

۴۴۹۷۱۹۳۰-۴۰

اطلاعات بیشتر
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
سینما فرهنگ

سینما فرهنگ

تهران - شریعتی - بالاتراز خیابان دولت

۲۲۶۰۱۲۰۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

پردیس سینمایی کورش

تهران - بزرگراه شهید ستاری - نبش پیامبر مرکزی - شماره ۵۷

۴۴۹۷۱۹۳۰-۴۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

بایرام فضلی متولد ۱۳۴۷ آذربایجان،فارغ‌التحصیل رشته سینما از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنراست. فضلی بیشتر به عنوان فیلم‌بردار در سینمای ایران فعالیت می‎کند. او تاکنون بیش از ۱۳۰ فیلم کوتاه و بلند و مستند رافیلم‌برداری کرده‎است از جمله فیلم‏‌های «تهران انار ندارد»، «خواب تلخ»، «تنها دوبار زندگی می‌کنیم»، «ماندو»، «خانه مادریم مرداب»، «زندگی در مه»، «گردنبند»،«شاید یک معجزه»، «از تهران تا بهشت»و «شرفناز». او جوایز منعددی هم برای فیلم‌برداری این آثار دریافت کرده است.
بازهم سیب داری، اولین فیلم بلندی است که بایرام فضلی کارگردانی کرده است.

پردیس سینمایی کورش

از همان لحظات اولیه‌ای که طرح‌های خام، بی‌نظم و مغشوش را در ذهنم پرورش می‌دادم، تلاشم بر غیرعادی و غیرواقعی کردن فضای فیلم بود.یک فضای بی‌زمان و مکان که در نهایت به یک سری متافور و فرامتن منجر می‌شود.
تصورم بر این است که وقتی در یک اثر هنری همه چیز بی‌زمان و مکان و غیر واقعی ارائه می‌شود، محتوای آن اثر هنری به راحتی تنه می‌زند، به فرامتن و مفاهیم نشانه‌ای. بنابر این در فیلم‌نامه این فیلم تمام تلاشم بر این بود که از غیر واقعی و بی‌زمان و مکان بودن فضاها به یک سری مفاهیم ورای خط روایی داستان برسم.
با اینکه داستان در یک فضای به ظاهر رئال و واقعی اتفاق می‌افتد ولی در کل داستان و حتی در طراحی دکوپاژ اصرار بر این بود که از یک فضای رئال به یک نوع فضاسازی نامتعارف و سوررئال برسم. یک گروتسک بین خشونت و طنز یا گروتسک بین ترس و طنز.
ساختار دراماتیک در طول فیلم گسترش نیافته و یک ساختار اپیزودیک در فیلم‌نامه طراحی شده که در نگاه اول ضعف آن به شمار می‌رود ولی قصد بر این بود که این ساختار اپیزودیک در یک بستر خطی پیش برود و درام در یک لایه منحصر در هر بخش یا اپیزود یا به عبارت ملموس‌تر در هر آبادی موجود در فیلم کامل و دارای آغاز و پایان باشد. شخصیت فیلم هر بار به یک آبادی وارد می‌شود و بعد از ماجراهایی که در آن آبادی به‎وجود می‌آورد از آنجا می‌رود و به آبادی دیگر می‌رسد.
به‎جای ساختار کلاسیک مرسوم در فیلم‌نامه نویسی، تلاشم بر این بود که ساختار شرقی و شکل روایت قصه‌های مادربزرگ را در یک فیلم‌نامه تجربه کنم، مانند قصه‌های هزار و یک شب که شهرزاد قصه‌گو هر شب یک قصه برای حاکم تعریف می‌کند و آن قصه در جای خود کامل و دراماتیک هست، هرچند درطول روایت این اثر ادبی خطر کشته شدن به دست حاکم، شهرزاد را تهدید می‌کند.
سعی کرده‌ام در این فیلم‌نامه دنیایی ابلهانه ترسیم کنم که مردمانش به شکلی ویژه زندگی می‌کنند. این ویژگی از یک پس‌زمینه فولکلوریک سرچشمه می‌گیرد ولی کاربرد خود را در دنیای امروز پیدا می‌کند و خود به‌خود فضای نمادینی بع‌وجود می‌آورد که از واقعیت‌های امروزین جوامع پیشرفت نکرده، یا از سیر تحول یک انقلاب در یک کشور جهان سومی – که هر از چندی در یک چرخه متسلسل به‌وقوع می‌پیوندد – اخذ شده.
این نوع فیلم‌نامه‌ها را می‌توان به علت شکل روایت خطی‌شان در رده فیلم‌نامه‌های جاده‌ای قرار داد که در آن موقعیت محوری نقشی اساسی دارد.
فیلم‌نامه را بی‌زمان و مکان طراحی کردم تا دستم برای تصویر‌سازی و ایجاد جلوه‌های بصری باز باشد .این بی‌زمان و مکانی به ما این امکان را می‌داد که گذشته ، حال و آینده را در هم ادغام کنیم و به فرمی نشانه‌ساز و نمادین برسیم. هر چند خلق دنیایی جدید و فضایی خاص به راحتی مقدور نیست.

  • آریو ناصریان
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

    فیلم داستان تکان دهنده ای داشت و فضاسازی بسیار ماهرانه ای. در یک فضای نیمه کافکایی نیمه اورولی، انگیزه های بنیادی بشری رو به چالش میکشید و بارها و بارها مثل آینه ای در مقابل مخاطب قرار میگرفت.
    اما همه جذابیت های محتوایی فیلم به کنار، نقطه قوت تکنیکی فیلم فیلمبردای بسیار هوشمندانه اش بود.

  • سید مجتبی نبی زاده
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

    این طور که به نظر میرسه فیلم روایت کننده داستان آدم و حوا و درخت سیب معروفه. این بار به جای اینکه این درخت پربار و سرسبز باشه، خشک شده و به جای میوه جمجمه سر انسان آویزان هست. نمیشه تا فیلم را ندید دربارش قضاوت کرد ولی چیزی که از این کوزه تراوش کرده بوی خوبی نمیده.

    • علي صالحي
      ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

      شما فیلم ندیده چطور با یه پوستر از فیلم و یه اسم چنین معجونی رو به عنوان نظر ابراز میکنید و بعدشم با افتخار به نتیجه میرسید؟

*

code