شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
FA EN
برای گونگادین بهشت نیست

خلاصه داستان

داستان شگفت‌انگیز جست‌وجو و یافتن نویسنده مهجور لرستانی که با نوشتن کتاب «برای گونگادین بهشت نیست» به عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال در انگلستان و آمریکا شناخته شده است. نویسنده‌ای که کتابش سریعا به هشت زبان زنده دنیا ترجمه می‌شود اما در کشور خود در بین هموطنان و هم استانی‌هایش گمنام است.
کارگردان:سید غلامرضا نعمت‌پور
تهیه‌کننده:
سید غلامرضا نعمت‌پور
فیلمنامه‌نویس:
مدیر فیلم‌برداری:
احمد احمدپور - مرتضی قربانی
مدیر صدابرداری:
انوشیروان فاضل نژاد
تدوین:
سید غلامرضا نعمت‌پور
جوایز:
لوح تقدير بخش تدوين چهل‌ونهمين جشنواره منطقه‌ای سينمای جوان شهركرد
،
تنديس جشنواره و جايزه بهترين تحقيق و پژوهش چهل‌ونهمين جشنواره منطقه‌ای سينمای جوان شهركرد
،
برنده تندیس بهترین تحقیق و پژوهش از سی‌امین جشنواره فیلم کوتاه تهران
،
نامزد بهترين فيلم بلند
،
بهترين تحقيق و پژوهش و كسب جايزه بهترين فيلم بخش پرتره هفتمين جشنواره بين‌المللی سينما حقيقت
،
سیمرغ بلورین بهترین تحقیق و پژوهش بخش مستند سی و دومین جشنواره فیلم فجر 1392
،
جایزه بهترین مستند بلند ایرانی جشنواره فیلم‌های ایرانی سیاتل آمریکا
،
جایزه هشتمین جشن بزرگ انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران
،
جایزه بهترین مستند جشنواره فیلم‌های مستقل خورشید
،
جایزه بهترین تحقیق و پژوهش نهمین جشنواره فیلم اردیبهشت هرمزگان
پردیس سینمایی چارسو

پردیس سینمایی چارسو

تهران، خیابان جمهوری اسلامی، تقاطع پل حافظ

۶۶۷۲۴۴۴۴

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

پردیس سینمایی کورش

تهران - بزرگراه شهید ستاری - نبش پیامبر مرکزی - شماره ۵۷

۴۴۹۷۱۹۳۰-۴۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
سینما فرهنگ

سینما فرهنگ

تهران - شریعتی - بالاتراز خیابان دولت

۲۲۶۰۱۲۰۵

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

در سال ۱۳۵۵ در محله قدیمی درب دلاکان خرم‌آباد متولد شدم. پدرم عاشق عکاسی بود و من هم از کودکی علاقه وافری به سینما داشتم. از همان زمانی که اولین فیلم‌های زندگی‌ام را بر پرده بزرگ سالن سینمای کوچک مهدکودک دیده بودم. از همان روزهای گرم تابستانی که دوان دوان برای دیدن فیلم به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌رفتم. سال‌ها گذشت و تازه متوجه شده بودم که بهترین فیلم‌های بهترین کارگردان‌های کشورم را به تماشا نشسته بودم. «نان و کوچه»، «همسرایان»، «عمو سیبیلو» و…

از سال ۱۳۷۵ به عضویت انجمن سینما جوانان خرم‌آباد درآمدم و در همان سال اولین فیلم یک دقیقه‌ای که با هزار امید و آرزو ساخته بودم، در چندین جشنواره ملی جوایزی کسب کرد و مرا به ساختن فیلم و یادگیری سینما مشتاق‌تر نمود. سه سال به همین منوال گذشت و سه فیلم دیگرم در جشنواره‌های متعددی حضور پیدا کرد و مرا با فضای فیلم کوتاه و سینما مانوس‌تر نمود. ۱۳۷۹ برای آموختن سینما به دانشگاه سوره تهران رفتم و در سال ۱۳۸۴ فارغ‌التحصیل شدم و در همان سال به زادگاهم برگشتم. ابتدا به عنوان مسئول واحد فیلم و عکس حوزه هنری لرستان و مدرس انجمن سینمای جوان خرم‌آباد مشغول فعالیت شدم سپس به عنوان کارشناس امور سینمایی و سمعی و بصری در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان کارم را ادامه دادم و ماحصل این سال‌ها تولید ۱۴ فیلم کوتاه در سمت نویسنده و کارگردان و بیش از سی فیلم دیگر با عناوینی همچون تصویربردار، صدابردار، تدوین‎گر و… بوده است که در جشنواره‌های مختلف ملی و بین‌الملی حضور یافته و جوایزی کسب کردم. «برای گونگادین بهشت نیست» تا این لحظه آخرین فیلم مستند و اولین فیلم بلندی است که ساخته‌ام .

موزه سینما

روزها و شب‌های بسیاری به این مرد روستایی زاده فکر می‌کنم و خیلی دوست دارم بدانم چه در سر داشته. مردی که در گمنامی تمام زیست و شاید بتوان لقب بی‌ادعاترین فرد جهان را به او داد. مردی که زندگیش شاید شبیه افسانه‌ها باشد اما واقعی است. مردی که بهشتش را هرگز در این جهان نخواست. پس از ساخت مستند «برای گونگادین بهشت نیست» با جان و دل درک کردم که دستان طبیعت هرگز عشق را محو نخواهد کرد حتی اگر بیش از هزار سال سکوت کرده باشد. من تک تک روزها و شب‌هایی را با علی یا همان گونگادین زیسته‌ام اما هرگز نتوانستم درکش کنم. به قول دوست و همراه خوبم کرم‌رضا تاج‎مهر داستان‌نویس خوش ذوق لرستانی: از آنجا که تاکنون هیچ خبر موثقی از بهشت و دوزخ گونگادین نرسیده، معلوم نسیت جست‎و‎جویش برای یافتن روزنه‌ای همیشگی به بهشت، نتیجه داده، یا خیر؛ اما جست‎و‌جوی ما برای یافتن سرنخی تازه از زندگی مبهم «علی میردریکوندی» در روزهایی تنهایی‌اش، به جاهای جالبی رسید که به‌ واسطه‌ آن می‌توان به بخشی از ابهامات زندگی مشقت‌بار او پاسخ داد.
خیلی‌ها در این مسیر مشقت بار همراهم بودند که با زبانی قاصر سپاس‌گزارشان هستم و در این بین بخش بزرگی را مدیون همسرم لاله روزگرد هستم که با کاوش در جهانی خارج از سرزمینم روح تازه‌ای به درک و باور علی در فیلم دمید.

 

*

code