یکشنبه ۴ مهر ۱۴۰۰
FA EN
بوتاکس
خرید بلیت

خلاصه داستان

کرم و آذر به همه می¬گویند که برادرشان قاچاقی به آلمان رفته و فعلا ازش خبری ندارند. به مرور این «دروغ» در ذهن اکرم به یک واقعیت تبدیل می¬شود، تا حدی که شبانه روز را در انتظار برگشتن برادرش از آلمان، سپری می¬کند.
برچسب‌ها:
کارگردان:کاوه مظاهری
تهیه‌کننده:
کاوه مظاهری
،
سروش سعیدی
فیلمنامه‌نویس:،
بازیگران:
سوسن پرور
،
مهدخت مولایی
،
سروش سعیدی
،
محسن کیانی
،
مرتضی خانجانی
،
مهناز افتاده نیا
،
مهدی پورخانعلی
،
مریم نجفی
،
هانیه مفلح
،
الهه فرازمند
،
ملینا پورکاظمی
مدیر فیلم‌برداری:
حامد حسینی سنگری
مدیر صدابرداری:
هادی معنوی پور
تدوین:
پویان شعله ور
جوایز:
برنده سیمرغ بلورین «بهترین فیلم اول» از جشنواره جهانی فیلم فجر برنده جایزه بزرگ بهترین فیلم و جایزه بهترین فیلمنامه از جشنواره تورین ایتالیا منتخب جشنواره بین المللی فیلم شانگهای (چین) منتخب جشنواره بین المللی فیلم لوکزامبورگ (لوکزابورگ) منتخب جشنواره بین المللی فیلم بورگاس (بلغارستان) منتخب جشنواره بین المللی فیلم پکن (چین) منتخب جشنواره بین المللی فیلم بخارست (رومانی)
بوتاکس

کاوه مظاهری، متولد ۱۳۶۰، تهران است. او کارش را با نوشتن نقد فیلم در مجلات شروع کرد. بعد از فارغ التحصیلی در رشته مهندسی راه آهن از دانشگاه علم و صنعت ایران در سال ۱۳۸۴، اولین فیلم کوتاه داستانی‌اش را با عنوان «موچین» ساخت. او تاکنون شش فیلم کوتاه داستانی و بیش از سی فیلم مستند کوتاه و بلند ساخته است. هم‎چنین با بسیاری از پروژه‌ها به عنوان نویسنده و تدوین‌گر همکاری داشته‌است.از فیلم‌های او می‌توان به «واکسینما» (مستند کوتاه-۱۳۸۷)، «روز خون» (مستند کوتاه-۱۳۸۷)، «سفر سوری» (مستند کوتاه-۱۳۸۸)، «سوسکم (داستانی کوتاه-۱۳۸۹) و «گزارشی درباره مینا» (مستند نیمه بلند- ۱۳۹۳)اشاره کرد.

بوتاکس

سال ۱۳۸۱ زمانی که فقط ۲۱ سالم بود، تصمیم گرفتم برم کلاس فیلمنامه‌نویسی. استادِ کلاس برای یکی از جلسات تمرینی داد: «یکی از شخصیت‌های اطرافتان که با او زندگی می‌کنید را توی پنج صفحه توصیف کنید و برای جلسه بعد بیاورید». من هم یکی از آدمهای نزدیکم به اسم اکرم را در پنج صفحه توصیف کردم و در انتهای متن نوشتم «فکر می‌کنم برای توصیف دقیق او حداقل ده صفحه دیگر لازم است»
متن را سر کلاس خواندم و اولین واکنش استاد این بود که شخصیتی با این همه تناقض ریز و درشت، دروغ و زاییده‌ ذهن است. من بارها گفتم که با این آدم زندگی می‌کنم و واقعا نمی‌دانم چرا باورپذیر نیست! ولی استاد در نهایت باور نکرد.
سالها از آن ماجرا گذشت؛ من توانستم چند فیلم کوتاه بسازم و چیزهایی از فیلم‌سازی یاد بگیرم. قرار شد برای یک پیچینگ ایرانی فیلم مستند، طرحی بنویسم. دوباره رفتم سراغ اکرم و با کمی اغماض نسبت به چند سال قبل، روایتی مستند درباره او نوشتم. در جلسه دفاع، داورها همگی بالاتفاق گفتند که این دروغِ محض است و نمی‌تواند واقعی باشد. باز من اصرار کردم که با این شخص زندگی کرده‌ام و باز هم کسی باور نکرد. از جلسه آمدم بیرون و به خودم گفتم باید بروم و آن‌قدر یاد بگیرم و یاد بگیرم تا بتوانم اکرم را هم درست بنویسم و هم درست بسازم. ۱۵ سال از آن کلاس فیلمنامه‌نویسی گذشت و برای اولین فیلم بلندم دوباره رفتم سراغ اکرم و نتیجه‌اش این شد که «بوتاکس» را به همراه سپینود ناجیان نوشتیم.
الآن که فیلم اکران شده و به نتیجه‌اش نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم واقعا شانس آوردم که شخصیتی که برای نوشتن و ساختنش ۱۵ سال صبر کردم را سوسن پرور بازی کرد. اکرمی که او بازی کرد خیلی بهتر از آن اکرمِ تخیلی درونِ فیلم‌نامه شد. اکرمِ فیلم کاراکتری است بین نمونه واقعی و تخیل نوشتاری و برداشتِ سوسن پرور از متن که الان دقیقا نمی‌توانم مرزهایش را تشخیص بدهم.

*

code