چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹
FA EN
بیداری برای سه روز

خلاصه داستان

پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی تصمیم می گیرند تا سه روز را بطور کامل بیدار بمانند...
کارگردان:مسعود امینی تیرانی
تهیه‌کننده:
مجید شیخ انصاری
فیلمنامه‌نویس:
بازیگران:
پرویز پرستویی
،
سهیلا گلستانی
مدیر فیلم‌برداری:
مهدی جعفری
،
مسعود امینی تیرانی
مدیر صدابرداری:
سلیم احمدی
تدوین:
مسعود امینی تیرانی
،
سینا گنجوری
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

پردیس سینمایی کورش

تهران - بزرگراه شهید ستاری - نبش پیامبر مرکزی - شماره ۵۷

۴۴۹۷۱۹۳۰-۴۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

مسعود امینی تیرانی
متولد ۱۳۵۰ در شهرستان نجف آباد ساخت اولین فیلم کوتاه ۸ میلیمتری در انجمن سینمای جوان نجف آباد و در سال ۱۳۶۵ دریافت کارشناسی سینما با گرایش فیلمبرداری از دانشگاه سینما تتاتر دانشگاه هنرتهران در سال ۱۳۷۴ کارگردانی ۷ فیلم کوتاه داستانی تا سال ۱۳۸۶ ) غبارآلوده ها – نوبت پنجره هاست – باران – شب – داود – یونس – این راه همیشه بود(کارگردانی چندین فیلم کوتاه و بلند مستند ) زارچ – فیروز آباد- هزار و یک روز – در جستجوی گوهر شب چراغ – خاک حافظه – ملالی نیست و …(تصویربرداری و فیلمبرداری دهها فیلم کوتاه و بلند کارگردانی چند مجموعه مستند تلویزیونی مدرس آموزشگاههای سینمایی کسب جایزه از جشنواره های فیلم کوتاه تهران – سینما حقیقت – جشن خانه سینما – رشد – فیلم کودک و …( عضو انجمن فیلم کوتاه تهران و انجمن فیلمبرداران خانه سینما عضو هیت مدیره انجمن فیلم کوتاه تهران برای دو دوره کارگردانی فیلم سینمایی بیداری برای سه روز۱۳۹۲

پردیس سینمایی کورش

واقعیتی تازه / مسعود امینی تیرانی
فکر نمی کردم واقعیت آن چنان قدرتمند باشد که همه چیز را در ثانیه ای بهم بریزد.اگرچه با همین ایده، تجربه ی»بیداری برای برای سه روز» را شروع کرده بودم. از داستانی که بنویسم و بعد بازیگرانی را مجبورکنم تا آن چه را من در خلوتم نوشته ام بازسازی کنند، راضی نمی شدم. دلم نمی خواست خیالی را بازسازی کنم می خواستم واقعیتی را بسازم…ایده من این بود: ساخت واقعیت!
نمی دانستم که هرچه شیفته واقعیت باشم و هرچقدرخودخواسته به سمتش بروم،اما واقعیت آنقدر هولناک است که هیچ کسی نمی تواند در برابرش مقاومت کند و او هرچه بخواهد با ما خواهد کرد!نمی گذارد تا ما دروغ بگوییم. نمی گذارد تا ما خود را در پس نقاب نقش مخفی کنیم و همواره برگ برنده ای دارد که ما رابازنده ی نبرد می کند.
اما من ومجید شیخ انصاری و گروه خوبم و بهتر از همه پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی توانستیم پا در مسیری بگذاریم که شاید کمتر کسی هوس آن را می کند و خوشحالم که تجربه تولید و ساخت و نتیجه ی « بیداری برای سه روز» شبیه به آنچه از سینما می دانستم نشد. من از آنچه کردم راضیم و خود را برای ساخت واقعیتی تازه آماده می کنم…

  • مسعود هاشميان
    ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

    اصلا هدف از ساخت این فیلم چی بود . گیرم ۳روز هم بیدار بودند چی شد خوب می خوابیدن اتفاقی نمی افتد اصلا دنبال هدفی نبودند . هیچ معنی و مفهومی نداشت . شما هم اگر ۳روز خیابان گردی و مسافرت و مهمونی بروید مجبورید بیدار باشید . این دونفر فقط دنبال خوشگذرانی و گشت و گذار بودن و اصلا نفهمیدن زمان چگونه گذشت . جدیدا هم که آقای پرستویی خوب هوای خانوم سهیلا گلستانه رو داره و بازیهای اخیرش هم خیلی بدرد نخور شده .

  • تهمینه
    ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

    قبل از این‌که برای دیدن فیلم ‫بیداری‌ برای‌ سه‌ روز‬ به سینما بروم، داستان فیلم را در این حد می‌دانستم که سهیلا گلستانی و پرویز پرستویی قرار است سه روز بیدار بمانند و راستش این قصه اولیه اصلا جذبم نکرد. اما با این‌حال بلیط خریدم و طبق معمول خودم را دست کارگردان سپردم. برخلاف فکر قبلی‌ام، سراسر فیلم پر بود از لذت و تجربه. دوست‌داران “مستند” شاید مثل من از تماشای بیداری برای سه روز خوششان بیاید، چرا که این‌جا همه‌چیز به‌طرز باورنکردنی‌ای واقعی است. برخلاف نظر دوستان دیگری که معتقد بودند ایده اولیه فیلم خیلی جذاب بود، من معتقدم اتفاقا ایده تکراری بود؛ این‌که به یک زوج بگویند فقط سه روز از پایان عمرت مانده و حالا در این سه روز چه‌کار می‌کنی، قصه جدیدی نیست. فیلم این پتانسیل را داشت که به‌سمت شعاری شدن پیش برود و آدم‌های قصه در این سه‌روز آن‌قدر زندگی کنند که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کند و بعد هم یک تلنگر اساسی به مخاطب بزند که ببین برای زندگی کردن چقدر فرصتِ کمی داری. فیلم می‌توانست پر باشد از صحنه‌های عجیب‌ و شگفت‌انگیزِ زوجی که تصمیم می‌گیرند آخر زمان را تجربه کنند؛ شاید دیوانگی، شاید تلخی، شاید سرخوشی، شاید حس‌های قوی و پرجاذبه‌ای که احتمالا خیلی‌ها در این فیلم دنبال‌اش می‌گشتند. اما داستان بیدار ماندن برای سه روز در این فیلم آن‌قدر واقعی است که تو یکه می‌خوری. آدم‌های معمولی در این سه روز بی‌خوابی چه‌کاری می‌کنند؟ می‌روند سرِ قبر عزیزان‌شان یا می‌روند کلینیک تا سرم بزنند یا آب می‌پاشند روی صورت‌شان؟ به‌نظر من بیداری برای سه روز می‌تواند یادگاری خوبی برای سینمای تجربی ما باشد و فیلم قابل‌ دفاعی هم از آب درآمده‌است. فیلم این‌قدر کشش دارد و قابل لمس است که تو بعد از تیتراژ پایانی هم باور نداری که باید از صندلی‌ات بلند شوی.

  • ابوالفضل
    ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

    حیف وقت و هزینه ای که صرف این فیلم شده …

*

code