جمعه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
FA EN
تابور

خلاصه داستان

و اکنون انسان بیش از پیش، همچون پدیدهای تنها و نوظهور در این جهان، به خود میاندیشد و با بیم و امید، چشماندازی غبارآلوده را به نظاره مینشیند که شاید تولدی دیگرگونه از تابور زمین یابد و مرهمی و نوازشی و گهوارهای در راه باشد.
کارگردان:وحید وکیلی فر
تهیه‌کننده:
وحید وکیلی فر
فیلمنامه‌نویس:
بازیگران:
محمد ربانی- مسعود پازوکی- سید علی حسینی- علی شیدرنگ
مدیر فیلم‌برداری:
محمد رضا جهان پناه
مدیر صدابرداری:
حسین مهدوی
تدوین:
وحید وکیلی فر
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

پردیس سینمایی کورش

تهران - بزرگراه شهید ستاری - نبش پیامبر مرکزی - شماره ۵۷

۴۴۹۷۱۹۳۰-۴۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

وحید وکیلی فر
دانش آموخته سینما از دانشگاه سوره تهران . . . آغاز فعالیت هنری از سال ۱۳۷۵ در تئاتر کرمانشاه . . . اولین تجربه کارگردانی در سال ۱۳۸۱ با ساخت فیلم کوتاه هه وری ( روسری کردی ) . . . سال ورود به سینما ، با دستیاری محمد رسول اف در فیلم سینمایی جزیره آهنی . . . سال ۱۳۸۹ ساخت اولی فیلم بلند به نام گشر در مقام نویسنده و کارگردان . . . سال ۱۳۹۱ ساخت دومین فیلم بلند به نام تابور در مقام تهیه کننده ، نویسنده و کارگردان

پردیس سینمایی کورش

واقعیتی تازه / وحید وکیلی فر
دیر هنگامی ست که در زندگی معاصر بشر و در حوزه ی اندیشه ، همواره صحبت از اخلاقیات ، ارزشهای انسانی و آنچه را که در جهان ما این ها را به خطر می اندازد، به میان بوده است و کمتر به آنچه که خود نوع بشر را تهدید می کند توجه شده. تا آنجا که انسان سوژه بود و جهان پیرامون به مثابه اُبژه . این گونه او در جایگاه حافظ این ارزشها در توصیف و تحلیل پدیده ها می کوشید. اما امروزه با تغییر روز افزون زندگی و جایگاه بشر در جهان پست مدرن، اخلاقیات و ارزشها به گونه ای دیگر معنا یافتهاند. اکنون اُبژه نه در پیرامون ما ، بلکه این خود انسان است که به جایگاه اُبژه تکیه داده و پیکرش به مثابه نوعی از حیات اهمیت یافته است . حال او پدیده است و به وجود خویش می اندیشد . با دلهوره و هراس به جهانی که دست ساخته خود اوست می نگرد، که چگونه عرصه را بر حیاتش تنگ کرده و مورد آماج حمله دست ساخته های خود قرار گرفته است. با این همه انسان امروز، در میان تیرگی جهانش، اُدیسه وار، همچنان در جستوجوی تابور است که شاید از ناف زمین تولدی دیگرگونه یابد و پای بر این زمین نهد . از این رو با بیم و امید به چشم اندازی غبار آلود، که در دوردستها انتظارش را می کشد به نظاره می نشیند، که شاید مرهمی و گهواره ای و نوازشی در راه باشد.

  • علیرضا
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    از زوایا و طرز فیلمبرداری لذت بردیم

  • حسین
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    عالی، استثائی…

  • مسعود هاشميان
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    من که فیلم را نفهمیدم . شاید حرفی برای گفتم داشت ولی فن بیان خیلی مهمه . به امید دیدن کارهای بعدی وحید وکیلی فر .

  • مایلو
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    استفاده مناسب از عناصر مختلف، تعمق های طولانی، رفت و برگشت و جدیتی که میخکوبت خواهد کرد.

  • مسیح
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    فیلمی بود که کلا خسته کننده بیروح بی دیالوگ بی انتها و غیر مفهمومی بود ( از طرف انجمن سینمای نوجوان )

  • مجاهد
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    کل تماشاچی ها از این فیلم یه چیزی فهمیدن که من از بیترشون پرسیدم که سوسک تمیز تر کف دست انسان است همین و بس و در کل یک و ساعت و نیم از وقتمون را هدر دادیم تو لباس پوشیدن و لباس درآوردن یه پیرمرد که نه حرفی میزنه و نه بازیگراش دیالوگ دارند, اگه در خارج از کشور پخش بشه آبرو ایران میره هیچ تازه مردم را هم دپرس میکنند .

  • محمد رضا
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    عجب فیلمی بود. کیف کردم. اصلا انتظار دیدن همچین فیلمی رو از سینمای ایران نداشتم.

  • یاشار یشمی
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    این از اون دست فیلم‌هاست که از همون سکانسِ افتتاحیه یقیه‌ی آدم رو می‌گیره و تا سکانسِ اختتامیه هم ولت نمی‌کنه. نورپردازیِ عالی و اصلاحِ رنگِ فوق‌العاده. بسی مایه‌ی خوش‌وقتی است که سینمای ایران در مفهوم پردازیِ پیشرو انقدر تونسته عمیق و سنگین عمل کنه. احسنت.

  • پريسا روشن
    ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

    فیلم خاصی بود تلخ و تاثیر گذار .ناخودآگاه وارد خلسه می شدی و نماهای ثابت و نورپردازی هایی خاص حس عجیبی رو به مخاطب منتقل می کرد. هم خوش ساخت بود هم با معنا شروع و پایان فیلم خیلی خوب بود.

*

code